این سوال را بارها و بارها شنیدهام. از زنها، از مردها، از مادرشوهرها، و حتی از کسانی که تازه ازدواج کردهاند و هنوز در ابتدای راهند. گاهی با قهر، و گاهی با یک سکوت سنگین. این مطلب، پاسخی است از دل قرآن و روایات، برای دلهای شکستهای که میپرسند: «خدایا، چرا؟»
خداوند خالق است، نه ما
نخستین و مهمترین نکتهای که باید بدانیم این است که بچهدار شدن، یک امر «تکوینی» است، نه «تشریعی». یعنی چی؟ یعنی اینطور نیست که خدا یک قانون گذاشته باشد و گفته باشد: «هر کس نماز بخواند و گناه نکند، بچهدار میشود.» خیر. بچهدار شدن، مثل باران آمدن، مثل خورشید طلوع کردن، یک امر «خلقت» است. و خالق، خودِ خداست.
قرآن کریم در سوره شوری، آیه ۴۹ و ۵۰، با صراحت میفرماید: «لِلَّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ یَهَبُ لِمَنْ یَشَاءُ إِنَاثًا وَیَهَبُ لِمَنْ یَشَاءُ الذُّکُورَ أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُکْرَانًا وَإِنَاثًا وَیَجْعَلُ مَنْ یَشَاءُ عَقِیمًا إِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیرٌ». یعنی: «مالکیت آسمانها و زمین از آن خداست. هر چه بخواهد میآفریند. به هر کس بخواهد دختر میبخشد و به هر کس بخواهد پسر. یا [اگر بخواهد] پسر و دختر را با هم میدهد. و هر کس را بخواهد، عقیم (نازا) قرار میدهد. همانا او دانا و تواناست.»
ببین! این آیه، یک جمله کلیدی دارد: «إِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیرٌ». یعنی «او هم میداند (علیم است)، هم میتواند (قدیر است).» اگر خدا به تو بچه نداده، دلیلش «ناتوانی» او نیست. دلیلش «علم» اوست. او چیزی میداند که تو نمیدانی. این را قبول داریم؟ مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان (ذیل این آیه) میگوید: «این آیه دلالت دارد بر اینکه اعطای فرزند، منوط به مشیت و حکمت الهی است، نه خواست و اراده انسان. پس اگر خدا به کسی فرزند ندهد، از روی حکمت است، نه بخل یا عجز.»
مصلحتهای پنهان در نداشتن فرزند
دومین نکته این است که ما «حکمت» خدا را نمیفهمیم. مثل یک بچه کلاس اولی که نمیداند چرا معلمش فلان مسئله ریاضی را پاک میکند. ما «بعد محدود» قضیه را میبینیم. خدا «کلان» قضیه را. خیلی وقتها آنچه ما «محرومیت» مینامیم، در واقع «مصلحت» است. همان خدایی که به من و تو بچه نداده، به حضرت مریم (س) هم بچه داد، بدون آنکه شوهری داشته باشد. به حضرت زکریا (ع) هم تا پیری بچه نداد، بعد در نهایت یحیی (ع) را به او بخشید. چرا؟ قرآن میگوید زکریا «دَعَا رَبَّهُ نِدَاءً خَفِیًّا» (مریم: ۳). یعنی «در نهان، خدایش را خواند.» و خدا هم دعایش را مستجاب کرد، اما نه فوری. سالها طول کشید. چرا؟ چون زکریا باید به آن درجه از «فقر الی الله» میرسید که دیگر فقط خدا را ببیند، نه وسیله را. شاید من و تو هم باید به آن نقطه برسیم.
امام صادق (علیه السلام) در حدیثی که در کتاب شریف «اصول کافی» (جلد ۶، صفحه ۵۰) نقل شده، میفرماید: «خداوند عزّ و جلّ گاهی بندهای را دوست دارد، اما میداند که اگر به او فرزندی بدهد، آن فرزند موجب فساد و دور شدن بنده از خدا میشود. پس او را از فرزند محروم میکند، و این محرومیت، عین رحمت است.» ببین چقدر زیباست! «عین رحمت است.» یعنی خدا به تو «نه» گفته، چون «آری» گفتنش برای تو ضرر داشته. مثل پدری که به کودکش قرص تلخ میدهد. کودک گریه میکند و میگوید «چرا به من بدی میکنی؟» اما پدر میداند که این تلخی، برای سلامتی فرزندش لازم است.
کدام یک از ما بهتر عمل میکند؟
سومین نکته، مسئله «آزمایش» است. قرآن در سوره ملک، آیه ۲ میفرماید: «الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاهَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا». یعنی «خداوند مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک بهتر عمل میکند.» آزمایش خدا فقط با «گرفتاری» و «مریضی» و «فقر» نیست. اتفاقاً یکی از سختترین آزمایشها، «محرومیت از نعمت» است. اینکه ببینی دوستت، خواهرت، همسایهات، همه بچهدار میشوند و بچههایشان را میبوسند و تو دستهایت خالی است. اما در عین حال، زبانت به گله و شکایت باز نشود. این یعنی سربلندی در امتحان الهی.
قرآن میگوید: «وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ» (بقره: ۱۵۵). «حتماً شما را با اندکی از ترس، گرسنگی، کاهش مال، کاهش جان، و کاهش ثمرات [که یکی از مصادیقش فرزند است] آزمایش میکنیم. و بشارت باد صابران را.» ببین، پایان این آیه، «بشارت» است. یعنی اگر صبر کنی، بشارتی بزرگ در انتظار توست. چه در این دنیا، چه در آن دنیا.
زندگی، فقط «بچهدار شدن» نیست
گاهی وقتها ما آنقدر روی یک خواسته متمرکز میشویم که دیگر هیچ چیز دیگری را نمیبینیم. انگار که تمام هدف خلقت ما، «بچهدار شدن» بوده. در حالی که خداوند در قرآن میفرماید: «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ» (ذاریات: ۵۶). یعنی «من جن و انس را نیافریدم مگر برای اینکه مرا عبادت کنند.» هدف اصلی، «بندگی» است، نه «بچهداری». بچهداری یکی از راههای بندگی است، نه خودِ هدف.
خیلی از زوجها که بچهدار نمیشوند، بعد از سالها میفهمند که چه کارهای بزرگی میتوانستند انجام دهند. چقدر نوجوان بیسرپرست را به فرزندخواندگی قبول کردند. چقدر در راه علم و خدمت و جهاد و کار خیر پیش رفتند. مرحوم آیتالله بهجت (ره) فرزند نداشتند، اما هزاران شاگرد و مرید تربیت کردند که هر کدام برای جامعه منشأ خیر بودند. علامه طباطبایی (ره) فقط دو دختر داشتند که یکی را در جوانی از دست داد، اما «المیزان» را نوشت که هزاران جوان با آن هدایت شدند. آیا اینها از برکات الهی نیست؟
شاید هنوز حکمتش را نمیدانی
در سوره کهف، داستان حضرت خضر و موسی (علیهما السلام) را داریم. خضر سه کار کرد که موسی نتوانست صبر کند و اعتراض کرد: کشتن یک بچه، سوراخ کردن یک کشتی، و تعمیر یک دیوار. آخرش وقتی خضر توضیح داد، معلوم شد هر سه کار، بر اساس حکمت و رحمت بوده. «وَ مَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِی» (کهف: ۸۲). یعنی «من این کارها را از پیش خودم نکردم، فرمان خدا بود.»
گاهی ما هم مثل موسی هستیم. ظاهر یک قضیه را میبینیم (بچهدار نشدن) و اعتراض میکنیم. اما اگر پرده کنار برود، میبینیم که این «ندادن»، خودش یک «دادن» بوده. یک روزی، یک جایی، یک طریقی، حکمتش را میفهمی. شاید توی همین دنیا، شاید توی برزخ، شاید هم فردای قیامت. اما حتماً میفهمی.
توسل و دعا
یک نکته را نباید فراموش کنیم: «دعا». خداوند در قرآن میگوید: «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ» (غافر: ۶۰). یعنی «مرا بخوانید تا شما را پاسخ گویم.» توسل به ائمه معصومین (علیهم السلام)، مخصوصاً امام حسین (ع)، خواندن دعای توسل، زیارت عاشورا را فراموش نکنید. بسیاری از زوجها سالها بعد از درمان پزشکی، با یک توسل ساده و یک نذر، بچهدار شدهاند.
همچنین، «صدقه» و «کمک به یتیمان» را فراموش نکنید. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «با صدقه، رزق را [که یکی از مصادیقش فرزند است] به سوی خود بکشانید.» شاید حکمت نداشتن بچه این باشد که خدا میخواهد تو را وادار کند تا به بچههای بیسرپرست توجه کنی. آنوقت که تو این کار را کردی، خدا هم باب رحمتش را باز میکند.
قرآن میگوید: “لَا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ” (یوسف: ۸۷). یعنی “از رحمت خدا ناامید نشوید.” شما وظیفهتان را انجام دهید. هم دعا کنید، هم دکتر بروید، هم صبر کنید. اما نتیجه را بسپارید به خدا. او علیم است، شما نیستید. او قدیر است، شما نیستید. آنوقت میبینید که یا بچهای به شما میدهد که نور چشمتان میشود، یا آنقدر آرامش به دلتان میدهد که دیگر نداشتن بچه، برایتان دغدغه نیست. هر کدامش باشد، برد کردهاید.»





ثبت دیدگاه