این سوالی است که بسیاری از مردم، چه مسلمان و چه غیرمسلمان، از خود میپرسند. اگر اسلام دین صلح و رحمت است، چرا منطقهای که مسلمانان در آن زندگی میکنند، یکی از ناآرامترین مناطق جهان است؟ چرا جنگهای داخلی در کشورهای اسلامی، از سوریه و عراق گرفته تا یمن و افغانستان، اینقدر طولانی و ویرانگر هستند؟ پاسخ به این سوال ساده نیست و نمیتوان آن را به یک عامل واحد تقلیل داد. در این مقاله، به بررسی عوامل مختلف سیاسی، اقتصادی، تاریخی و اجتماعی میپردازیم که به این وضعیت دامن زدهاند.
۱. تفاوت بین «اسلام» و «جهان اسلام»
اولین و مهمترین نکته: باید بین «دین اسلام» و «جهان اسلام» (کشورها و جوامع مسلمان) تفاوت قائل شویم.
– اسلام به عنوان یک دین: مجموعهای از اصول، ارزشها و دستورات الهی است که در قرآن و سنت پیامبر آمده. این دین، صلح، عدالت و رحمت را ترویج میکند.
– جهان اسلام به عنوان یک واقعیت جغرافیایی و سیاسی: مجموعهای از کشورها با فرهنگها، منافع، حکومتها و تاریخهای متفاوت است. این کشورها لزوماً بر اساس اصول اسلامی عمل نمیکنند. بسیاری از جنگها در خاورمیانه، ریشه در «سیاست» و «قدرت» دارند، نه در «دین». دین گاهی به عنوان یک «ابزار» یا «پوشش» برای توجیه منافع سیاسی استفاده میشود.
نکته: اگر مسیحیت دین صلح است، چرا جنگهای صلیبی رخ داد؟ اگر بودیسم دین صلح است، چرا میانمار شاهد نسلکشی بود؟ در همهی ادیان، فاصلهای بین «آموزهها» و «عملکرد پیروان» وجود دارد.
۲. عوامل تاریخی: استعمار و مرزهای مصنوعی یکی از مهمترین ریشههای بحران در خاورمیانه، «استعمار» است.
– تقسیمبندی مصنوعی: پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی، قدرتهای استعماری (انگلیس و فرانسه) با توافق سایکس-پیکو (۱۹۱۶)، مرزهای کشورهای خاورمیانه را بدون توجه به قومیتها، مذاهب و فرهنگهای محلی ترسیم کردند.
– نتیجه: گروههای قومی و مذهبی مختلف (شیعه، سنی، کرد، عرب، ترکمن، مسیحی و…) در یک کشور قرار گرفتند و تنشهای مزمن ایجاد شد.
– میراث استعمار: بسیاری از حکومتهای دیکتاتوری در خاورمیانه، یا توسط استعمارگران ایجاد شدند یا توسط آنها حمایت میشدند.
۳. عوامل اقتصادی: نفت و منابع طبیعی خاورمیانه حدود ۴۸٪ از ذخایر نفت جهان و ۴۰٪ از ذخایر گاز طبیعی را در خود جای داده است. این ثروت عظیم، هم نعمت است و هم نقمت:
– رقابت قدرتهای جهانی: نفت خاورمیانه، این منطقه را به صحنهی رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل کرده است. این کشورها از گروههای مختلف برای تأمین منافع خود حمایت میکنند.
۴. بهرهبرداری از اختلافات مذهبی: حکومتهای دیکتاتور گاهی برای بقای خود، اختلافات مذهبی و قومی را تشدید میکنند تا مردم را از مشکلات واقعی (بیکاری، فساد، تورم) منحرف کنند.
– گروههای افراطی: گروههایی مثل داعش و القاعده از اختلافات فرقهای برای جذب نیرو و توجیه خشونت استفاده میکنند.
۵.عوامل خارجی: مداخلهی قدرتهای جهانی
خاورمیانه به دلیل موقعیت استراتژیک و منابع انرژی، همواره صحنهی مداخلهی قدرتهای خارجی بوده است:
– حمایت از رژیمهای دیکتاتور: آمریکا و غرب از رژیمهای دیکتاتوری مثل شاه ایران، صدام حسین (در دههی ۸۰)، خاندان سعودی و… حمایت کردند تا منافع خود را تأمین کنند.
– جنگ عراق (۲۰۰۳): حملهی آمریکا به عراق، ثبات این کشور را نابود کرد و زمینه را برای ظهور داعش و جنگهای فرقهای فراهم آورد.
– حمایت از اسرائیل: حمایت بیقید و شرط غرب از اسرائیل و بیعدالتی در حق فلسطینیان، یکی از منابع اصلی خشم و رادیکالیزه شدن در منطقه است.
– فروش اسلحه: قدرتهای بزرگ، میلیاردها دلار اسلحه به کشورهای خاورمیانه میفروشند و از جنگهای منطقهای سود میبرند.





ثبت دیدگاه