حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید :ديروزت از دست رفت و به فردايت يقين نيست و امروزت غنيمت است ؛ پس اين فرصت به دست آمده را درياب.

دوشنبه, ۳۰ شهریور , ۱۴۰۵ ساعت ×

سربرگ مطالب

نهاد وکالت : ساختار، کارکردها و زمینه‌سازی برای غیبت زندگینامه آیت الله شبیری زنجانی زن شاغل یا خانه دار؟ حضرت عبدالعظیم حسنی (ع): عالمی در سنگر تقوا هوش مصنوعی: ابزار یا ارباب؟ رابطه با زن متاهل: تحلیل دینی، روان‌شناختی و اجتماعی تهاجم فرهنگی و تفاوت آن با تبادل فرهنگ عذاب وجدان بخاطر روابط گذشته محدوده روابط دختر و پسر قبل از ازدواج ازدواج سفید بارداری در دوران نامزدی! احتمال بارداری چند روز بعد از پریود؟ اگر بچه‌تان را بزنند، چه آموزشی به او می‌دهید؟ صلح امام حسن (ع): عقب‌نشینی یا ضربه نهایی؟ خودارضایی در زنان و دختران طلاق عاطفی چیست؟ نیمه گمشده نهی از منکر! باکرگی، شرط عقد یا نشانه پاکی؟ آیا اختلاف فرهنگی دلیلی برای طلاق است؟ به خودمان بپردازیم! وحدت حداکثری در امت احمد درس‌هایی از تاریخ مقاومت جایگاه زن در اسلام گفتن گذشته به همسر آیا خدا سختی‌ها را برای ما پیش می‌آورد؟ آیا قضا و قدر الهی با اختیار انسان سازگار است؟ حس ششم چیست؟ سن مناسب ازدواج از نظر روانشناسی شهید مدافع حرم جهانگیر جعفری نیا آیا تجربه‌های نزدیک به مرگ واقعیت دارد؟

علت سردی رابطه بین زوج‌ها چیست؟
1
سردی رابطه، پایان راه نیست. بلکه مثل چراغ هشداری روی داشبورد ماشین است که ....
نویسنده : روایت برتر
پ
پ

یک روز مثل همه روزها: غفلت از جزئیات کوچک

اولین و شاید مهم‌ترین دلیلی که توی مشاوره‌های خانوادگی، مکرر می‌بینم، «عادت کردن» است. بله، همان عادت مثبتی که روان‌شناسان برای ترک اعتیاد و سیگار توصیه‌اش می‌کنند، در زندگی زناشویی به یک سم تبدیل می‌شود. آدم‌ها به هم عادت می‌کنند، یعنی حضور دیگری برایشان «بدیهی» می‌شود. وقتی چیزی بدیهی شد، ارزشش را از دست می‌دهد.

اوایل ازدواج، زن برای شوهرش بهترین لباس را می‌پوشد، مرد برای همسرش گل می‌خرد، پیام‌های عاشقانه رد و بدل می‌شود. اما بعد از چند سال، چرا این کارها کمرنگ می‌شود؟ چون فکر می‌کنیم «دیگر نیازی نیست». خیال می‌کنیم همین که زیر یک سقف هستیم، کافی است. غافل از اینکه آدم‌ها به «توجه» زنده‌اند، نه به «بودن در کنار هم».

دکتر جان گاتمن، روان‌شناس برجسته حوزه ازدواج، در کتاب «هفت اصل موفقیت در ازدواج» می‌گوید: «ازدواج‌های موفق، ازدواج‌هایی نیستند که در آنها تعارض وجود ندارد، بلکه آنهایی هستند که زوج‌ها در آنها مدام به حساب عاطفی یکدیگر واریز می‌کنند.» واریز عاطفی یعنی همان کارهای کوچک: یک پیام بی‌مناسبت «دوستت دارم»، یک چای دم‌کرده بدون درخواست، یک لبخند صبحگاهی، یک «خسته نباشی» ساده. وقتی این واریزها قطع شود، حساب عاطفی خالی می‌ماند و رابطه ورشکست می‌شود.


گفت‌وگویی که هرگز اتفاق نمی‌افتد

دومین عامل مهم، «فقدان گفت‌وگوی واقعی» است. ببینید، ما خیلی با هم حرف می‌زنیم: «شام چی داریم؟»، «قبض برق را پرداخت کردی؟»، «مدرسه بچه‌ها فردا تعطیله؟» اما اینها گفت‌وگو نیستند، اینها «انتقال اطلاعات» هستند، درست مثل دو همکار در یک اداره.

گفت‌وگوی واقعی یعنی درباره احساسات حرف بزنیم. اینکه مرد به همسرش بگوید: «امروز سرم خیلی شلوغ بود، حسابی خسته شدم و دلم برات تنگ شده بود.» یا زن بگوید: «امروز یه حرفی توی مهمانی زده شد که ناراحتم کرد، می‌شه باهات حرف بزنم؟» این جملات ساده، پل‌های عاطفی هستند. وقتی این پل‌ها خراب شوند، هر کدام از طرفین در جزیره تنهایی خودش محصور می‌شود و آن‌وقت است که «سکوت سنگین» جای «حرف‌زدن گرم» را می‌گیرد.

خواندن این مطلب
به خودمان بپردازیم!

دکتر سو جانسون، بنیان‌گذار «درمان متمرکز بر هیجان» معتقد است که «پریشانی زناشویی، اساساً یک بحران دلبستگی است. وقتی همسرمان از نظر عاطفی در دسترس نباشد، ما احساس خطر می‌کنیم، حتی اگر هیچ تهدید فیزیکی وجود نداشته باشد.» این احساس خطر، خودش را به شکل «کناره‌گیری» یا «حمله» نشان می‌دهد. یکی ساکت می‌شود، دیگری پرخاشگر. هر دو هم راه را اشتباه می‌روند.


وقتی زندگی مجازی، عشق حقیقی را می‌بلعد

نمی‌شود از سردی رابطه حرف زد و به «گوشی‌های هوشمند» اشاره نکرد. ببینید، فناوری قرار بود ما را به هم نزدیک‌تر کند، اما تبدیل به دیواری میان ما و عزیزانمان شده. زن و شوهری را تصور کنید که شب‌ها در رختخواب، به جای حرف زدن با هم، هر کدام مشغول چرخیدن در اینستاگرام است. صبح‌ها به جای «صبح بخیر»، اولین چیزی که چک می‌شود، نوتیفیکیشن‌های واتساپ است. این فضا، آرام‌آرام صمیمیت را می‌کشد.

تحقیقی در دانشگاه بیلر آمریکا نشان داد که بی‌توجهی به همسر به خاطر گوشی موبایل، به‌طور مستقیم با کاهش رضایت زناشویی و افزایش افسردگی در طرف مقابل مرتبط است. وقتی همسرم جلوی من است، اما ذهنش جای دیگریست، این یعنی من به‌اندازه کافی مهم نیستم. این حس تحقیر و بی‌توجهی، اولین جرقه‌های سردی را روشن می‌کند.


انباشته شدم خشم‌های کوچک، انفجار عشق‌های بزرگ

نکته دیگری که کمتر به آن توجه می‌شود، «گلایه‌های بیان‌نشده» است. هر کدبانویی از شوهرش توقعاتی دارد، هر شوهری از همسرش. وقتی این توقعات برآورده نشوند، اگر درباره‌شان حرف نزنیم، تبدیل به یک بغض کوچک می‌شوند. این بغض‌های کوچک، مثل برف روی هم انباشته می‌شوند و ناگهان یک روز، با یک جرقه کوچک (مثلاً یک شام شور، یا یک دیر آمدن ساده)، بهمن وار فرومی‌ریزند.

خواندن این مطلب
طلاق عاطفی چیست؟

زن می‌گوید: «تو هیچوقت به من توجه نمی‌کنی.» مرد تعجب می‌کند: «چرا یکدفعه این حرف را می‌زنی؟» غافل از اینکه این «یکدفعه» نبوده، بلکه نتیجه ماه‌ها و سال‌ها گلایه خاموش بوده. این انباشت خشم، کارخانه تولید سردی عاطفی است.


وقتی فرزندان، زوجیت را به حاشیه می‌رانند

یک عامل شایع دیگر که شاید خیلی‌ها جرئت نکنند به زبان بیاورند، «فرزندمحوری افراطی» است. بچه‌ها نور چشم والدین هستند، اما وقتی تمام محور زندگی زن و شوهر، فقط بچه‌ها شوند، نقش «همسری» کم‌رنگ و کم‌رنگ‌تر می‌شود. زن تبدیل به «مادر تمام‌وقت» می‌شود، نه «همسر جذاب سابق». مرد هم تبدیل به «پدر تأمین‌کننده»، نه «عاشق قدیمی». این تغییر نقش‌ها، اگر مدیریت نشود، فاصله عاطفی عمیقی ایجاد می‌کند که جبرانش سخت است.


خستگی‌های روزمره و نبودِ «قرارِ دونفره»

در نهایت، «خستگی مزمن» و «فشار اقتصادی» را دست‌کم نگیرید. وقتی هر دو طرف شاغل باشند، از صبح تا شب بدوند، با ترافیک بجنگند، درگیر قسط و اجاره باشند، آخر شب که به خانه می‌رسند، دیگر انرژی‌ای برای عشق‌ورزی باقی نمی‌ماند. در چنین شرایطی، رابطه تبدیل می‌شود به یک شرکت تعاونی اقتصادی-فرزندپروری! برای فرار از این وضعیت، باید آگاهانه برای «وقت‌های دونفره» برنامه ریخت؛ حتی اگر شده هفته‌ای یک بار، یک پیاده‌روی ساده، بدون حضور بچه‌ها و گوشی‌های موبایل.


چه باید کرد؟

حالا که از علت‌ها گفتیم، شاید بپرسید راه‌حل چیست؟ چند پیشنهاد ساده اما مؤثر:

اول، «قانون ده دقیقه طلایی»: هر روز ده دقیقه، فقط ده دقیقه، بدون هیچ حواس‌پرتی، با همسرتان حرف بزنید؛ نه درباره کار و بچه و پول، بلکه درباره احساستان، رؤیاهایتان، خاطرات خوش گذشته.

خواندن این مطلب
چرا من اینقدر بدبختم؟

دوم، «سرزنش را تعطیل کنید»: وقتی همسرتان کاری کرد که ناراحت شدید، به‌جای گفتن «تو همیشه اینطوری هستی»، بگویید «من وقتی این اتفاق افتاد، ناراحت شدم.» از «تو» به «من» تغییر ضمیر دهید. این تکنیک ساده، دیوار دفاعی طرف مقابل را فرو می‌ریزد.

سوم، «عادت شکرگزاری» را در خودتان پرورش دهید: هر شب قبل از خواب، یک ویژگی مثبت همسرتان را به یاد بیاورید و اگر توانستید، به زبان هم بیاورید. حتی یک «ممنون که امروز زباله رو بیرون گذاشتی» ساده، می‌تواند معجزه کند.

چهارم، «کمک حرفه‌ای» را جدی بگیرید: گاهی مشکل آنقدر عمیق است که با این توصیه‌های عمومی حل نمی‌شود. رفتن پیش مشاور خانواده، نشانه شکست نیست، نشانه شجاعت و خواستن رابطه است.

سردی رابطه، پایان راه نیست. بلکه مثل چراغ هشداری روی داشبورد ماشین است که می‌گوید «موتور داغ کرده، بزن کنار، یک استراحت کن، آب و روغن را چک کن.» اگر به این چراغ بی‌توجهی کنیم، موتور می‌سوزد. اما اگر آن را جدی بگیریم، می‌توانیم سال‌ها به راهمان ادامه دهیم. عشق، یک «حس» نیست که خودبه‌خود بیاید و بماند. عشق یک «فعل» است، یک «انتخاب روزانه»، یک «مهارت آموختنی». و هر مهارتی هم با تمرین و آگاهی و تلاش، بهتر می‌شود. همین.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.