حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید :ديروزت از دست رفت و به فردايت يقين نيست و امروزت غنيمت است ؛ پس اين فرصت به دست آمده را درياب.

دوشنبه, ۳۰ شهریور , ۱۴۰۵ ساعت ×

سربرگ مطالب

نهاد وکالت : ساختار، کارکردها و زمینه‌سازی برای غیبت زندگینامه آیت الله شبیری زنجانی زن شاغل یا خانه دار؟ حضرت عبدالعظیم حسنی (ع): عالمی در سنگر تقوا هوش مصنوعی: ابزار یا ارباب؟ رابطه با زن متاهل: تحلیل دینی، روان‌شناختی و اجتماعی تهاجم فرهنگی و تفاوت آن با تبادل فرهنگ عذاب وجدان بخاطر روابط گذشته محدوده روابط دختر و پسر قبل از ازدواج ازدواج سفید بارداری در دوران نامزدی! احتمال بارداری چند روز بعد از پریود؟ اگر بچه‌تان را بزنند، چه آموزشی به او می‌دهید؟ صلح امام حسن (ع): عقب‌نشینی یا ضربه نهایی؟ خودارضایی در زنان و دختران طلاق عاطفی چیست؟ نیمه گمشده نهی از منکر! باکرگی، شرط عقد یا نشانه پاکی؟ آیا اختلاف فرهنگی دلیلی برای طلاق است؟ به خودمان بپردازیم! وحدت حداکثری در امت احمد درس‌هایی از تاریخ مقاومت جایگاه زن در اسلام گفتن گذشته به همسر آیا خدا سختی‌ها را برای ما پیش می‌آورد؟ آیا قضا و قدر الهی با اختیار انسان سازگار است؟ حس ششم چیست؟ سن مناسب ازدواج از نظر روانشناسی شهید مدافع حرم جهانگیر جعفری نیا آیا تجربه‌های نزدیک به مرگ واقعیت دارد؟

دکتر محمد قریب: پدر پزشکی کودکان ایران
0
دکتر محمد قریب تنها یک پزشک حاذق نبود؛ او پدری مهربان برای تمام کودکان ایران بود.
نویسنده : روایت برتر
پ
پ

در سپهر پزشکی ایران، نام‌هایی می‌درخشند که با بنیان‌گذاری، آموزش و اخلاق انسانی، مسیر سلامت و درمان را برای همیشه دگرگون کرده‌اند. در میان این مفاخر، دکتر محمد قریب جایگاهی بی‌بدیل دارد؛ مردی که نه تنها «پدر علم پزشکی کودکان ایران» لقب گرفت، بلکه خاطره لبخند مهربان، دستان شفابخش و تواضع بی‌مانندش در ذهن و دل هزاران خانواده ایرانی و شاگردانش جاودانه مانده است. او پزشکی را نه یک حرفه برای کسب درآمد، که رسالتی آمیخته به عشق و انسانیت می‌دانست. در این مقاله، به زندگی پرفراز و نشیب و میراث ماندگار این طبیب فرزانه می‌پردازیم.


۱. کودکی و نوجوانی: از گرکان تا دارالفنون

محمد قریب در ۱۲۸۸ هجری شمسی (۱۳۲۷ قمری) در روستای «گرکان» از توابع شهرستان آشتیان در استان مرکزی چشم به جهان گشود. پدرش، میرزا علی‌اکبر قریب، از فرهنگیان فرهیخته و معلمان سرشناس دوره قاجار بود که در مدرسه دارالفنون و مدارس جدید تدریس می‌کرد. مادرش، فاطمه سلطان، بانویی مؤمن و خانه‌دار بود. محمد در دامان چنین خانواده‌ای که علم و ادب را ارج می‌نهادند، رشد کرد.

خانواده قریب به تهران نقل مکان کردند و محمد دوران ابتدایی را در «مدرسه ادب» و سپس در «مدرسه آمریکایی» (کالج البرز) گذراند. او دانش‌آموزی بسیار باهوش، جدی و کنجکاو بود. در همان سال‌ها، جرقه عشق به پزشکی در وجودش زده شد. خود بعدها نقل می‌کرد که از مشاهده رنج بیماران و ناتوانی خانواده‌های فقیر در درمان، همواره اندوهگین می‌شد و آرزو داشت روزی بتواند دردی از مردم را دوا کند.


۲. تحصیلات پزشکی در تهران و درخشش در فرانسه

محمد قریب در سال ۱۳۰۶ هجری شمسی وارد مدرسه عالی طب (دانشکده پزشکی دانشگاه تهران) شد. او جزو نخستین دانشجویان این دانشکده بود و در سال ۱۳۱۴ با نمرات عالی فارغ‌التحصیل گردید. بلافاصله پس از فراغت از تحصیل، به دلیل استعداد خارق‌العاده و پشتکارش، برای ادامه تحصیل در رشته تخصصی کودکان (اطفال) به فرانسه اعزام شد.

در دانشگاه پاریس، دکتر قریب از محضر اساتید بزرگ پزشکی اروپا بهره برد و دوره‌های تخصصی بیماری‌های کودکان را با موفقیت به پایان رساند. او در پاریس نه تنها بر دانش روز پزشکی مسلط شد، بلکه روش تحقیق علمی، اخلاق حرفه‌ای و نگاه جامع به سلامت کودک را نیز آموخت. رساله دکتری او با درجه عالی پذیرفته شد و نامش در میان پزشکان نخبه بین‌المللی درخشید.

خواندن این مطلب
آیا تجربه‌های نزدیک به مرگ واقعیت دارد؟

۳. بازگشت به ایران و طلوع پدر طب اطفال

دکتر محمد قریب در سال ۱۳۱۹ هجری شمسی، در بحبوحه جنگ جهانی دوم، به ایران بازگشت؛ در حالی که قلبش مالامال از عشق به خدمت به هموطنان بود. او به عنوان استاد دانشکده پزشکی دانشگاه تهران منصوب شد و تدریس بیماری‌های کودکان را آغاز کرد. در آن زمان، طب اطفال در ایران هنوز به عنوان یک رشته مستقل شناخته نمی‌شد و کودکان توسط پزشکان عمومی یا متخصصان داخلی درمان می‌شدند.

دکتر قریب، نخستین کسی بود که با دانش، تلاش و پشتکار، طب اطفال را در ایران به عنوان یک تخصص مستقل و نظام‌مند بنیان نهاد. او در بیمارستان رازی تهران، نخستین بخش تخصصی بیماری‌های کودکان را راه‌اندازی کرد. این بخش کوچک، هسته اولیه‌ای بود که از دل آن، نسل‌های آینده پزشکان متخصص اطفال پرورش یافتند.

او با تلفیق علم روز و تجربه بالینی، روش‌های نوین تشخیص و درمان بیماری‌های شایع کودکان نظیر اسهال، سوءتغذیه، عفونت‌های تنفسی، و بیماری‌های مادرزادی را به ایران آورد. درس‌های بالینی او در بیمارستان، چنان پرشور و دقیق بود که دانشجویان و دستیاران را ساعت‌ها پای تخت بیمار نگه می‌داشت.


۴. منش و اخلاق: پزشکی که کودکان را به نام صدا می‌زد

اگر از هر یک از شاگردان، همکاران یا بیماران دکتر قریب بپرسید که برجسته‌ترین ویژگی او چه بود، بی‌درنگ از اخلاق انسانی، فروتنی و محبت بی‌پایانش به کودکان سخن می‌گویند. دکتر قریب باور داشت که درمان یک کودک، تنها با دارو ممکن نیست؛ کودک نیازمند امنیت روانی، لبخند و محبت است.

مطب شخصی او در خیابان انقلاب (شاهرضای سابق)، محلی بود که روزانه صف طویلی از خانواده‌های مرفه و فقیر در آن تشکیل می‌شد. نکته شگفت‌انگیز آن بود که دکتر قریب از بیماران فقیر نه تنها حق ویزیت نمی‌گرفت، بلکه با دست خود پول دارو و شیر خشک را در پاکتی گذاشته و به آنها می‌داد. او هرگز اجازه نمی‌داد فقر، مانع درمان یک کودک شود. بارها مشاهده شد که مادر مضطربی را آرام می‌کرد و می‌گفت: «نگران نباش مادر جان، بچه‌ات خوب می‌شود.»

یکی از شاگردانش نقل می‌کند: «دکتر قریب هنگام ویزیت، کودک را با اسم کوچکش صدا می‌زد، دستی به سرش می‌کشید و با او شوخی می‌کرد تا ترسش بریزد. سپس معاینه را آغاز می‌نمود. او می‌گفت: «بیماری کودک، یک بیماری نیست؛ بلکه یک اتفاق در تمام خانواده است.» این جمله، عمق نگاه جامع او به سلامت و روان کودک و خانواده را نشان می‌دهد.

خواندن این مطلب
هفته وحدت؛ پلی میان قلب‌ها

۵. مرکز طبی کودکان: رؤیایی که جامه عمل پوشید

بزرگ‌ترین آرزوی دکتر قریب، احداث یک بیمارستان مدرن و مجهز برای کودکان بود. با تلاش‌های خستگی‌ناپذیر او و همراهی گروهی از خیرین و نیکوکاران، این رؤیا تحقق یافت و مرکز طبی کودکان در تهران تأسیس شد. این بیمارستان که در خیابان دکتر قریب (نام‌گذاری‌شده به افتخار ایشان) واقع است، امروزه یکی از بزرگ‌ترین و مجهزترین مراکز درمانی تخصصی و فوق‌تخصصی کودکان در ایران و خاورمیانه به شمار می‌رود.

دکتر قریب سال‌ها شخصاً بر ساخت، تجهیز و اداره این مرکز نظارت داشت و آن را به پایگاهی برای آموزش پیشرفته پزشکان اطفال تبدیل کرد. او می‌گفت: «می‌خواهم جایی بسازم که هر کودک ایرانی، فارغ از طبقه اجتماعی و وضع مالی، بتواند بهترین درمان را دریافت کند.»


۶. معلمی بی‌بدیل و میراث علمی

عشق به تدریس، بخش جدایی‌ناپذیر شخصیت دکتر قریب بود. او بیش از سه دهه، نسل‌های متوالی از پزشکان حاذق و متخصصان نامدار اطفال را تربیت کرد. بسیاری از مفاخر پزشکی کودکان ایران، از شاگردان مستقیم او هستند؛ چهره‌هایی چون دکتر حسن اهری، دکتر محمدحسین سلطان‌زاده، دکتر هادی سماعی و ده‌ها استاد برجسته دیگر.

سبک تدریس او منحصربه‌فرد بود. کلاس درسش، بر بالین بیمار و در میان آزمایش‌ها و مشاهدات دقیق برگزار می‌شد. او از شاگردانش می‌خواست پیش از آنکه به کتاب‌های مرجع خارجی اتکا کنند، بیمار را «بخوانند»؛ یعنی با دقت شرح حال بگیرند، معاینه کنند و خودشان بیندیشند.

دکتر قریب مقالات علمی متعددی در زمینه بیماری‌های شایع کودکان ایران منتشر کرد و از بنیان‌گذاران انجمن پزشکی کودکان ایران بود. تلاش‌های او باعث شد که این رشته در ایران به سرعت رشد کند و به استانداردهای جهانی نزدیک شود.


۷. افتخارات و جوایز: قدرشناسی از یک عمر خدمت

خدمات ارزنده دکتر محمد قریب، همواره مورد تقدیر نهادهای علمی و ملی قرار گرفت:

  • دریافت نشان درجه یک علمی از دانشگاه تهران.

  • عضویت در فرهنگستان علوم پزشکی ایران.

  • دریافت نشان عالی دولت به پاس خدمات پزشکی و آموزشی.

  • و شاید بزرگ‌ترین افتخار او، لقب «پدر طب اطفال ایران» بود که از عمق باور و صمیمیت مردم و همکارانش برخاست.

خواندن این مطلب
اهمیت کتاب و کتابخوانی در روانشناسی

۸. فروغ خاموش: غروب پدر کودکان ایران

سرانجام، این پزشک وارسته و خستگی‌ناپذیر، که عمری را صرف التیام دردهای کودکان کرده بود، خود گرفتار بیماری شد. دکتر محمد قریب به سرطان پروستات مبتلا گردید و پس از یک دوره مبارزه با بیماری، در بامداد ۱ بهمن ۱۳۵۴ هجری شمسی در سن ۶۶ سالگی در تهران چشم از جهان فروبست.

خبر درگذشت او، موجی از اندوه را در سراسر ایران برانگیخت. تشییع‌جنازه‌ای باشکوه از مقابل دانشگاه تهران برگزار شد و پیکرش در گورستان ابن بابویه در شهر ری به خاک سپرده شد. در پی این ضایعه، شاگردان و دوستدارانش بیمارستان‌ها، خیابان‌ها و مراکز درمانی بسیاری را به نام او مزیّن کردند تا یادش جاودان بماند.


۹. میراث جاودان: قریب، الگوی پزشکی اخلاق‌مدار

امروز، سال‌ها پس از درگذشت دکتر محمد قریب، نام و راه او همچنان الهام‌بخش جامعه پزشکی ایران است. میراث او را می‌توان در چند محور خلاصه کرد:

۱. نظام‌سازی علمی: او طب اطفال را در ایران به یک رشته علمی مستقل، نظام‌مند و مبتنی بر تحقیق تبدیل کرد.
۲. اخلاق پزشکی: درس بزرگ قریب، انسان‌دوستی، تواضع و عدالت در درمان بود. او عملاً ثابت کرد که طبابت بدون اخلاق، روح ندارد.
۳. آموزش نسل‌ها: شاگردان او که امروز خود از برجسته‌ترین اساتید پزشکی هستند، آموزه‌های استاد را سینه‌به‌سینه منتقل کرده‌اند.
۴. مرکز طبی کودکان: این بیمارستان، میراث ملموس اوست که هر روزه هزاران کودک ایرانی را درمان می‌کند.

سخن پایانی: پزشکی با طعم عشق

دکتر محمد قریب تنها یک پزشک حاذق نبود؛ او پدری مهربان برای تمام کودکان ایران بود. داستان زندگی او، حکایت انسانی است که علم را با ایمان، و تخصص را با تعهد و عشق درآمیخت. در روزگاری که چالش‌های اقتصادی و فشارهای کاری، گاه پزشکان را از وجه انسانی طبابت دور می‌کند، مرور زندگی و سلوک دکتر قریب، تلنگری است برای بازگشت به اصل رسالت پزشکی: «شفا دادن با دستان علم و با قلب محبت».

یادش گرامی، راهش پررهرو و نامش همواره بلند باد.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.