آیا در قرآن «کتک زدن زنان» ترویج شده است؟
تمام این جنجالها برمیگردد به یک کلمه در آیه ۳۴ سوره نساء: «وَ اضْرِبُوهُنَّ». آنها میگویند «اضربوهن» یعنی «آنها را بزنید!» و تمام. جمله را از متن جدا میکنند و مثل یک چماق بر سر اسلام میکوبند. اما صبر کنید. مگر میشود یک کلمه را بدون توجه به «کلمات قبل و بعدش» و بدون توجه به «سبک بیان قرآن» و «سیره پیامبر» معنا کرد؟
بیایید اول خود آیه را کامل بخوانیم: «…وَ اللَّاتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبِیلًا» یعنی «و زنانی که از نافرمانی و سرکشی آنها بیم دارید، [نخست] پندشان دهید، [اگر مؤثر نبود] در بستر از آنها دوری کنید، و [اگر باز هم مؤثر نبود] آنها را [بهطور خفیف و نمادین] بزنید. پس اگر از شما اطاعت کردند، دیگر بهانهای برای آزار آنها نجویید.»
اولین چیزی که از این آیه میفهمیم، «ترتیب مراحل» است. قرآن نمیگوید: «هر وقت عصبانی شدی، بزنش.» میگوید: اول «موعظه» (حرف بزن، نصیحت کن، با منطق و محبت مسئله را حل کن.) اگر نشد، دوم «جدایی در بستر» (به او بیاعتنایی کن، اما نه از خانه بیرون برو و نه توهین کن. فقط پشت کن تا بفهمد کار جدی است.) اگر باز هم نشد، سوم «ضرب». تازه این «ضرب» چیست؟ اصل ماجرا همینجاست.
«ضرب» یعنی چه؟ از «مسواک» تا «دستمال»
اگر شما فقط به ترجمههای تحتاللفظی نگاه کنید، فکر میکنید «ضرب» یعنی کتک کاری مفصل. اما کافی است به تفاسیر معتبر مراجعه کنید تا ببینید مفسران بزرگ ما، از همان قرون اولیه، این «ضرب» را چطور تفسیر کردهاند.
علامه طباطبایی (ره) در تفسیر المیزان میگوید: «ضرب در این آیه، به معنای “زدن خفیف و غیر مؤثر” است. زدنی که نه درد ایجاد کند، نه کبودی، نه شکستگی.» (المیزان، ج ۴، ذیل آیه ۳۴ نساء). بعد اضافه میکند که هدف از این کار، «انتقام» نیست، «اصلاح رابطه» است.
طبری، مفسر بزرگ اهل سنت، در تفسیر خود روایت میکند که ابن عباس (پسرعموی پیامبر و مفسر بزرگ قرآن) گفته است: «ضرب در این آیه، زدن با چوب مسواک (چوبی بسیار نازک مثل یک خلال دندان بزرگ) یا چیزی شبیه آن است.» (تفسیر طبری، ج ۵، ص ۴۴). یعنی ضربهای که حتی اگر به یک کودک هم بزنید، خندهاش میگیرد.
فخر رازی هم در تفسیر کبیرش میگوید: «این ضرب باید “ضرباً غیر مبرح” باشد؛ یعنی زدنی که دردناک و آسیبرسان نباشد. برخی فقها گفتهاند که زننده باید از زدن صورت و نقاط حساس بدن بپرهیزد و فقط با چیزی مثل دستمال یا چوب مسواک اشارهای کند.»
حالا سوال من از شما: آیا این «ضرب» که مفسران میگویند، همان «کتک زدن»ی است که شبهه گران ادعا میکند؟ قطعاً نه. این یک «حرکت نمادین» است برای نشان دادن اوج ناراحتی. مثل پدری که فرزندش را خیلی دوست دارد، اما وقتی فرزندش کار خیلی خطرناکی میکند، یک تلنگر آرام به دستش میزند تا بگوید: «بس کن! خیلی ناراحتم کردی!» نه برای تنبیه بدنی، برای ابراز ناراحتی.
سیره پیامبر (ص): بزرگترین مفسر قرآن
مهمترین راه فهم قرآن، نگاه به «سیره پیامبر (ص)» است. قرآن میگوید: «وَ مَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى» (نجم: ۳) یعنی پیامبر از روی هوای نفس حرف نمیزند. او «قرآن ناطق» است. حالا ببینیم رفتار پیامبر با زنانش چگونه بوده است.
در صحیح مسلم و سایر منابع معتبر روایت شده که عایشه (همسر پیامبر) گفت: «هرگز رسول خدا (ص) با دست خود، هیچ زنی را نزد. او هرگز هیچ زن یا خدمتکاری را تنبیه بدنی نکرد.» (سنن ابن ماجه، کتاب النکاح، حدیث ۱۹۸۴). این حدیث معتبر، یک سند محکم است. کسی که قرآن بر او نازل شده، خودش در تمام عمرش دست روی هیچ زنی بلند نکرد.
در روایت دیگری، پیامبر (ص) از مردانی که زنانشان را میزنند، به شدت انتقاد کردند و فرمودند: «آیا هیچیک از شما شرم نمیکند که همسرش را مانند برده بزند؟ او را روز کتک میزند، و شب با او همبستر میشود؟» (صحیح بخاری، کتاب النکاح). این استفهام توبیخی، نشان میدهد که زدن همسر، از نظر پیامبر (ص)، چقدر زشت و ناپسند است.
حتی در «حجه الوداع» (آخرین حج پیامبر)، وقتی پیامبر (ص) در جمع عظیم مسلمانان سخنرانی کردند، یکی از توصیههای مهمشان این بود: «با زنان به نیکی رفتار کنید. آنها امانتهای خدا نزد شما هستند.» (صحیح مسلم). آیا کسی که چنین وصیتی میکند، میتواند کتک زدن زنان را تجویز کند؟ هرگز.
فتوای مراجع معاصر: «احتیاطاً ترک نشود» یا «ممنوع است»؟
شاید بپرسید امروزه مراجع تقلید چه میگویند. آیا آنها هم «ضرب» را جایز میدانند؟ پاسخ این است که اولاً، تقریباً همه مراجع تأکید دارند که «ضرب» همان «زدن خفیف و غیر آسیبرسان» است و هرگونه کتک کاری، کبود کردن، شکستن و… حرام قطعی است.
ثانیاً، بسیاری از مراجع معاصر، با توجه به شرایط امروز و مفاسدی که این کار (حتی بهصورت خفیف) دارد، فتوا دادهاند که «احتیاط واجب» آن است که مرد همسرش را نزند. آیتالله مکارم شیرازی (مدظله) در پاسخ به یک استفتاء میگویند: «با توجه به اینکه در عصر ما، زدن همسر (حتی بهطور خفیف) غالباً موجب پیامدهای منفی، هتک حرمت، و دوری از اخلاق اسلامی میشود، بهتر است مردان از این کار خودداری کنند و به مراحل قبلی (موعظه و دوری در بستر) اکتفا نمایند.»
یعنی حتی اگر فرض کنیم «ضرب خفیف» در شرع «جایز» باشد (آن هم در شرایط بسیار خاص)، بسیاری از فقها امروز میگویند «مصلحت نیست» و «ترک شود». چون نتیجهاش جز کینه، تنفر و فروپاشی خانواده نیست.
یک سوال ساده: چرا قرآن اینقدر صریح نگفته؟
گاهی جوانها میپرسند: «خب، اگر منظور قرآن “زدن نمادین” بوده، چرا یک کلمه دیگر استفاده نکرده که جلوی این همه سوءاستفاده را بگیرد؟»
پاسخش این است: قرآن، کتاب قانونِ خشک نیست، کتاب «هدایت» است. همیشه راهحلهای بازدارنده را در لفافهای از محدودیتها میپیچد تا به تدریج یک رفتار را از جامعه حذف کند، نه اینکه یکشبه آن را حرام کند و جامعه ظرفیت پذیرشش را نداشته باشد. درست مثل «بردهداری» و «شراب». قرآن یکباره نگفت «شراب حرام است». اول گفت: «در آن گناه بزرگ و منافعی است، اما گناهش بیشتر است.» (بقره: ۲۱۹). بعد گفت: «در حال مستی به نماز نزدیک نشوید.» (نساء: ۴۳). و در نهایت گفت: «از آن دوری کنید.» (مائده: ۹۰). این یک روش تربیتی تدریجی است.
درباره «ضرب» هم همینطور است. در جامعه عرب جاهلی، زن مثل یک کالا بود. مردها زنانشان را به بدترین شکل کتک میزدند. قرآن آمد و اول این خشونت بیحد و حصر را محدود کرد. گفت: «اگر خواستی بزنی، آن هم فقط بعد از دو مرحله قبلی، باید خیلی آرام و نمادین باشد، آن هم برای اصلاح، نه برای انتقام.» این یعنی حرکت از «خشونت مطلق» به «خشونت حداقلی و نمادین» و سپس در سیره پیامبر (ص) و ائمه (ع) میبینیم که این «حداقلی» هم عملاً به صفر میرسد.
امروزه روانشناسان و جامعهشناسان میگویند هرگونه «ضرب»، حتی اگر خفیف باشد، تأثیر مخربی بر روحیه زن و فرزندان و بنیان خانواده دارد. اسلام هم که دین فطرت و عقل است، نمیتواند با چیزی که فطرتاً و عقلاً زشت است، موافق باشد. پس ما باید قرآن را با «سیره پیامبر» و «مصلحت امروز» تفسیر کنیم.
پیامبر اکرم (ص) فرمود: «خَیْرُکُمْ خَیْرُکُمْ لِأَهْلِهِ وَ أَنَا خَیْرُکُمْ لِأَهْلِی» یعنی «بهترین شما کسی است که برای خانوادهاش بهترین باشد، و من بهترین شما برای خانوادهام هستم.» (سنن ترمذی). «بهترین بودن» یعنی خدمت کردن، محبت کردن، عیبپوشی کردن، و تحمل کردن. کدام «کتک زدن» در این «بهترین بودن» جا میگیرد؟





ثبت دیدگاه