قدیمیترین «کفش» تاریخ که باستانشناسان پیدا کردهاند، یک صندل ۱۰,۰۰۰ ساله است که در غاری در ایالت اورگن آمریکا کشف شده. از پوست درخت «درمنه» بافته شده بود. اما این فقط یک نمونه نادر است. در تمدنهای باستانی واقعی، کفش خیلی زود به یک «ضرورت» تبدیل شد.
در مصر باستان (حدود ۳,۰۰۰ سال قبل از میلاد)، صندلها از برگهای پاپیروس و پوست حیوانات ساخته میشدند. جالب اینجاست که صندل، یک کالای «لوکس» بود. فرعونها و کاهنان، صندلهای نقاشیشده با طلا میپوشیدند، اما بردگان و کشاورزانِ عادی، پای برهنه راه میرفتند. حتی نقشی روی دیوار مقبرهها هست که خدمتکاران، صندل فرعون را پشت سرش حمل میکنند! انگار که کفش، فقط یک وسیله نبود، یک «نماد قدرت» و «طبقه اجتماعی» بود.
در یونان و روم باستان، کفش مفهومی «نظامی» هم پیدا کرد. سربازان رومی، صندلهای میخدار و محکمی به نام «کالیگا» میپوشیدند که برای راهپیماییهای طولانی طراحی شده بود. اینقدر این کفش معروف بود که یکی از امپراتوران روم، به خاطر همراهی با سربازان از کودکی، لقب «کالیگولا» (پوتین کوچک) گرفت. در یونان، بازیگران تئاتر، کفشهایی با پاشنههای بلند چوبی «کوتورنوس» میپوشیدند تا بر صحنه، باابهتتر دیده شوند. میبینید؟ کفش از همان اول، فقط محافظ پا نبود؛ «بیانگر شخصیت» و «جایگاه» شما در جامعه بود.
ایران باستان: وقتی کفش، هنر شد
اما نوبت به ایران میرسد که داستان، رنگ و بوی دیگری میگیرد. ایرانیها، از همان دوره هخامنشی، «کفش» را به یک «هنر» تبدیل کردند. در نقشبرجستههای تخت جمشید، میتوانید طرحهای شگفتانگیزی از کفشهای چرمی ببینید. نجیبزادگان پارسی، کفشهای ساقبلند و چینداری میپوشیدند که با نوارهای چرمی به ساق پا بسته میشد. این کفشها (که شباهت زیادی به «نیمبوت»های امروزی داشت) برای سوارکاری و راه رفتن در مناطق کوهستانی ایران طراحی شده بود.
در دوره ساسانیان، هنر کفشدوزی به اوج شکوفایی رسید. در ظروف نقرهای ساسانی (که امروز در موزههای ارمیتاژ و متروپولیتن نگهداری میشود)، شاهان ساسانی با کفشهای زیبایی تصویر شدهاند که رویهای از چرم نرم و تزئینات طلایی و مروارید دارند. حتی نوعی دمپایی-صندل سبک و روباز هم در این دوره مرسوم بوده که مخصوص استفاده در خانه و کاخها بود. این یعنی صنعت کفش در ایران باستان، نهتنها یک «حرفه» که یک «هنر درباری» محسوب میشده است.
اسلام، چرم و هنر دباغی
با ظهور اسلام، صنعت چرم و کفش، یک «جهش فرهنگی» برداشت. اسلام بر «طهارت» و «نظافت» تأکید فراوان دارد و طبیعی است که «کفش» (به عنوان وسیلهای که پا را از آلودگیهای زمین حفظ میکند) در فرهنگ اسلامی، جایگاه ویژهای پیدا کرد. پیامبر اکرم (ص) خود، کفشهای ساده چرمی میپوشیدند و در حدیثی که هم در منابع شیعه و هم سنی آمده، فرمودند: «اسْتَکْثِرُوا مِنَ النِّعَالِ فَإِنَّ الرَّجُلَ لاَ یَزَالُ رَاکِبًا مَا دَامَ مُنْتَعِلاً» (زیاد کفش بپوشید [و برای خود کفش تهیه کنید]، زیرا انسان تا زمانی که کفش به پا دارد، مانند آن است که سواره است [و خستگی کمتری احساس میکند].) (صحیح مسلم و وسائل الشیعه). این حدیث، یک توصیه بهداشتی-کاربردی جالب برای آن زمان است.
همچنین، هنر «دباغی» (فرآوری پوست خام و تبدیل آن به چرم نرم و بادوام) در تمدن اسلامی به اوج رسید. شهرهای فاس و قرطبه در مراکش و اندلس، به مراکز تولید بهترین چرم جهان تبدیل شدند. تکنیکهای دباغی که مسلمانان ابداع کردند (مانند استفاده از مواد گیاهی به جای مواد شیمیایی خشن)، بعدها از طریق اسپانیا به اروپا منتقل شد. جالب است بدانید که کلمه «Cordovan» در انگلیسی (به معنای چرم اعلا) از نام شهر «قرطبه» (Cordoba) گرفته شده، و کلمه «Morocco Leather» (چرم مراکشی) نیز شهرت جهانی دارد. اینها میراث همان دباغهای مسلمان اندلسی است. در ایران نیز، شهر همدان از دیرباز به عنوان «قطب دباغی و چرم ایران» شناخته میشده و راسته دباغخانههایش، قدمتی چند صد ساله دارد.
یک سند تاریخی از قلب بازار: نظامنامه اصناف کفاش
برای اینکه نشان دهم این صنعت چقدر در ایران ریشهدار و سازمانیافته بوده، میخواهم شما را با یک سند جالب آشنا کنم. در دوره ناصرالدین شاه قاجار، اصناف بازار تهران، هر کدام یک «نظامنامه» (آییننامه صنفی) داشتند که توسط خودشان تدوین و به تأیید حکومت میرسید. در سال ۱۲۸۲ هجری قمری (حدود ۱۲۴۴ شمسی)، «صنف کفاش و پوتیندوز» تهران، نظامنامه مفصلی نوشتند که در آن، قیمت مصوب انواع کفش، دستمزد استادکاران و شاگردان، و حتی «قوانین اخلاقی» صنف مشخص شده بود. (این سند، در «کتابچه نظامنامه اصناف دارالخلافه تهران» به کوشش دکتر ناصر تکمیل همایون منتشر شده است).
در بخشی از این نظامنامه آمده: «…استادکار موظف است که کفش را از چرم مرغوب همدانی بدوزد و اگر کفشی عیب داشت، مشتری حق دارد ظرف ده روز آن را پس دهد… شاگرد باید پیش از طلوع آفتاب در دکان حاضر شود و تا نماز شام، مشغول کار باشد… استاد نباید به شاگرد خود ناسزا بگوید…» این سند، برایم خیلی جالب بود؛ نشان میدهد که صنعت کفش ایران، حتی ۱۵۰ سال پیش، چقدر حرفهای و قانونمند بوده و چقدر روی «کیفیت» و «اخلاق حرفهای» تأکید داشته است.
گیوه: کفش نخی که جهان را فتح کرد
نمیشود از صنعت کفش در ایران نوشت و از «گیوه» حرف نزد. گیوه، آن کفش تابستانی خنک و سبک با رویهای از نخ پنبه و کفی از چرم یا لاستیک فشرده، یک شاهکار مهندسی سنتی ایرانی است. شهرهای ملایر، آباده و نجفآباد قرنهاست که قطب تولید گیوه هستند. جالب است بدانید که گیوه فقط یک کفش محلی نبود؛ بلکه آنقدر راحت و بادوام بود که ارتش ایران در زمان قاجار و حتی پهلوی اول، برای سربازان خود گیوه سفارش میداد. گیوه، نماد «سادگی»، «هنر دست» و «سازگاری با اقلیم» است و هنوز هم تولید میشود، هرچند که رقابت با کفشهای صنعتی، نفس این هنر را به شماره انداخته است.
صنعت کفش و چرم، از صندلهای پاپیروسی مصر تا کفشهای چیندار تخت جمشید، و از صندلهای میخدار سربازان رومی تا گیوههای نخی ایرانی، یک مسیر طولانی را طی کرده است. در این مسیر، ایرانیها همیشه یک سروگردن از دیگران بالاتر بودند؛ چه در دوران هخامنشی که کفش را به یک اثر هنری تبدیل کردند، چه در دوره اسلامی که هنر دباغی را به جهان صادر نمودند، و چه در بازارهای سنتیشان که با «نظامنامه»های صنفی، کیفیت و اخلاق را تضمین میکردند.





ثبت دیدگاه