اربعین حسینی، چهلمین روز شهادت امام حسین (ع) و یاران وفادارش در واقعه کربلا، یکی از مهمترین و پرشورترین مناسبتهای مذهبی در تقویم شیعیان جهان است. این روز، نه فقط یک «سالگرد» غمانگیز، که نماد «تداوم یک قیام»، «جاودانگی یک پیام» و «انسجام یک امت» است. آنچه امروز به عنوان «پیادهروی میلیونی اربعین» در جهان شناخته میشود و سالانه میلیونها انسان را از گوشهوکنار جهان به سمت کربلا روانه میکند، یک شبه و یکدفعه به وجود نیامده است. این آیین پرشکوه، ریشه در نخستین سالهای پس از عاشورا دارد و در طول قرون، فراز و نشیبهای بسیاری را پشت سر گذاشته تا به شکل امروزی خود رسیده است.
در این مقاله، سفری به اعماق تاریخ خواهیم داشت تا ردپای اربعین را از نخستین زیارت جابر بن عبدالله انصاری تا اجتماع عظیم میلیونی امروز دنبال کنیم و ببینیم این سنت چگونه در ایران و جهان شکل گرفته، تداوم یافته و به یک «پدیده تمدنی» تبدیل شده است.
۱. چرا «اربعین»؟ راز عدد چهل
عدد «چهل» (اربعین) در فرهنگ اسلامی و بشری، جایگاهی ویژه دارد. در روایات اسلامی، چهل روز، مدت زمان تکامل خلقت انسان (چهل روز نطفه، چهل روز علقه، چهل روز مضغه)، زمان کمال عقل (در چهلسالگی)، و دوره ریاضت و خلوت بسیاری از انبیا و اولیاست. همچنین، ماندن یک یاد و خاطره در دلها برای چهل روز، آن را «ماندگار» میکند.
از نظر تاریخی نیز، اربعین شهادت امام حسین (ع) (۲۰ صفر سال ۶۱ هجری قمری) با یک واقعه مهم گره خورده است: بازگشت کاروان اسیران اهل بیت (ع) از شام به کربلا. بنا بر روایت مشهور، در همین روز بود که خاندان پیامبر (ص) پس از تحمل اسارت در کوفه و شام، به همراه امام سجاد (ع) و حضرت زینب کبری (س)، برای نخستین بار پس از فاجعه عاشورا، بر سر مزار شهدای کربلا حاضر شدند و عزاداری کردند. این بازگشت و این نخستین زیارت، بذر اولیه «سنّت زیارت اربعین» را در تاریخ کاشت.
۲. نخستین زائران اربعین: جابر و عطیه
اگر بخواهیم به دنبال «نخستین پیادهروی اربعین» در تاریخ بگردیم، باید به همان سال ۶۱ هجری قمری و به یک صحنه تکاندهنده برویم. بنا بر منابع تاریخی (مانند «بشاره المصطفی» نوشته عمادالدین طبری و «المزار» شیخ مفید)، جابر بن عبدالله انصاری، صحابی بزرگ و محبوب پیامبر (ص)، که در آن زمان به دلیل کهولت سن نابینا شده بود، همراه با «عطیه بن سعد عوفی» (شاگرد و همراهش) از مدینه به سوی کربلا حرکت کرد.
آنها با پای پیاده و با تحمل سختیهای بسیار، خود را به کربلا رساندند و در کنار نهر فرات غسل کردند، سپس جابر به سوی قبر امام حسین (ع) رفت و در حالی که عطیه دستش را گرفته بود، خود را روی قبر مطهر انداخت و با صدای بلند گریست و فریاد زد: «حبیب من! ای حسین! چرا پاسخ مرا نمیدهی؟… گواهی میدهم که تو فرزند بهترین پیامبران و سرور مؤمنانی…» .
این اقدام جابر، نخستین زیارت اربعین در تاریخ اسلام محسوب میشود. جابر، این پیرمرد نابینای عاشق، با این حرکت، سنّت «زیارت اربعین» را پایهگذاری کرد. نکته قابل تأمل این است که این زیارت، در همان سال نخست شهادت و با وجود خفقان شدید حاکم بر جهان اسلام از سوی بنیامیه، انجام شد. این یعنی «اربعین» از همان ابتدا، یک «نه» بزرگ به فراموشی عاشورا و یک «اعلام وفاداری» به راه حسین (ع) بود.
۳. اربعین در سیره اهل بیت (ع): تأکید بر «زیارت» به مثابه یک استراتژی
ائمه معصومین (ع) با علم به تأثیر شگرف «زیارت» در زنده نگه داشتن قیام عاشورا، همواره شیعیان را به زیارت امام حسین (ع) بهویژه در روز اربعین تشویق میکردند. در میان این همه، زیارت اربعین که از امام صادق (ع) نقل شده و امروزه شیعیان در این روز میخوانند، جایگاهی محوری دارد.
در این زیارت، عباراتی چون «بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَهِ وَ حَیْرَهِ الضَّلَالَهِ» (حسین جان خود را فدای تو کرد تا بندگانت را از نادانی و سرگشتگی گمراهی نجات دهد) به ما نشان میدهد که ائمه (ع)، زیارت اربعین را یک «بیانیه سیاسی-اعتقادی» میدانستند؛ زیارتی که پیام اصلی قیام عاشورا (نفی جهل و گمراهی و استقرار توحید و عدالت) را به زائران تلقی میکند.
امام حسن عسکری (ع) نیز در حدیثی مشهور، پنج نشانه برای مؤمن برمیشمارند که یکی از آنها «زیارت اربعین» است: «عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ: … وَ زِیَارَهُ الْأَرْبَعِینَ» . این تأکیدات، موجب شد که از همان قرون اولیه، شیعیانِ عاشق، خطرات سفر به کربلا (که تحت سیطره حکّام جور بود) را به جان بخرند و خود را در روز اربعین به قتلگاه برسانند.
۴. قرون اولیه تا آستانه معاصر: زیارت در خفا و فشار
پس از شهادت امام حسین (ع)، خلفای اموی و سپس عباسی، به شدت با هرگونه تجمع شیعیان در کربلا مخالف بودند. قبر امام حسین (ع) بارها و بارها تخریب شد (از جمله توسط هارونالرشید و متوکل عباسی). متوکل عباسی دستور داد زمین کربلا را شخم بزنند و آب بر آن ببندند تا اثری از قبر باقی نماند!
با این حال، «اربعین» به صورت مخفیانه و در میان خفقان، توسط شیعیان زنده نگه داشته میشد. آلبویه (حکومت شیعی در قرن چهارم و پنجم هجری) نخستین حکومتی بود که آشکارا به احیای شعائر حسینی پرداخت. معزالدوله دیلمی در سال ۳۵۲ هجری قمری دستور داد بازارها تعطیل شود و مردم به صورت علنی به عزاداری و مراسم اربعین بپردازند. این دوره، نقطه عطفی در «علنی شدن» آیینهای حسینی بود.
پس از سقوط آلبویه، فشارها مجدداً افزایش یافت، اما سنّت زیارت اربعین، به مثابه یک «رودخانه زیرزمینی» به حیات خود ادامه داد، تا اینکه بار دیگر در دورههای بعدی سربرآورد.
۵. اربعین در ایران: از صفویه تا انقلاب اسلامی
۵-۱. عصر صفویه: نهادینه شدن سوگواری و زیارت
تاریخ اربعین در ایران، با روی کار آمدن سلسله صفویه (قرن دهم هجری) وارد مرحله جدیدی شد. صفویان که تشیع دوازدهامامی را به عنوان مذهب رسمی ایران اعلام کردند، به طور گستردهای به ترویج آیینهای شیعی، از جمله عزاداری محرم و صفر و زیارت عتبات عالیات پرداختند. در این دوره، سفر به کربلا برای اربعین، به یکی از «آرزوهای بزرگ» ایرانیان تبدیل شد. شاهان صفوی شخصاً کاروانهای زیارتی را حمایت میکردند و امنیت راهها را بهبود میبخشیدند. بسیاری از ایرانیان در این دوره، پیاده از شهرهای خود به سوی کربلا حرکت میکردند. این پیادهرویها، که گاه هفتهها و ماهها طول میکشید، علاوه بر جنبه عبادی، به «سفرهای اجتماعی-فرهنگی» نیز تبدیل میشد.
۵-۲. دوران قاجار و پهلوی: تداوم در برابر موانع
در دوره قاجار نیز عشق به زیارت کربلا در اوج بود. بسیاری از پادشاهان قاجار به بازسازی حرمهای عتبات کمک کردند. با این حال، مشکلات راهها (ناامنی، راهزنی، بیماریهای واگیر)، جان بسیاری از زائران را میگرفت. با این وجود، شوق زیارت چنان بود که مردم این خطرات را به جان میخریدند.
در دوره پهلوی اول (رضا شاه)، با روی کار آمدن سیاستهای «ضدمذهبی» و «مدرنیزاسیون اجباری»، محدودیتهایی برای برگزاری مراسم مذهبی ایجاد شد و سفر به عتبات نیز با موانعی روبرو گشت. اما در دوره پهلوی دوم، مجدداً این سفرها رونق گرفت. در تمام این دوران، پیادهرویهای انفرادی و گروهی به مقصد کربلا، بهویژه در ایام اربعین، ادامه داشت.
۵-۳. انقلاب اسلامی و پس از سقوط صدام: انفجار جمعیت و جهانی شدن
انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ به رهبری امام خمینی (ره)، یک «احیای دوباره» برای اسلام و تشیع بود. امام (ره) همواره بر «احیای شعائر حسینی» و «عزاداری سنتی» تأکید داشتند. در این دوره، ارتباط معنوی میان ایران و کربلا عمیقتر شد.
اما نقطه عطف اصلی برای تبدیل «اربعین» به پدیده میلیونی امروزی، سقوط رژیم صدام حسین در عراق (سال ۲۰۰۳) بود. صدام، که دشمنی عمیقی با شیعیان داشت، هرگونه راهپیمایی و تجمع اربعین را با خشونت سرکوب میکرد. با سقوط او، موانع امنیتی و سیاسی از میان برداشته شد و شیعیان عراق و ایران آزادانه و با شور و شوق بیسابقه به سوی کربلا روانه شدند.
از آن پس، هر سال بر تعداد زائران افزوده شد. از جمعیت چندصدهزار نفری در اوایل دهه ۲۰۰۰، امروزه آمار زائران اربعین به بیش از ۲۰ میلیون نفر رسیده است که آن را به بزرگترین اجتماع سالانه مذهبی در جهان تبدیل کرده است. سهم ملت ایران در این حماسه نیز بینظیر است؛ هر ساله میلیونها ایرانی از مرزهای زمینی (مهران، شلمچه، چذابه، خسروی) عازم این سفر معنوی میشوند.
۶. اربعین در جهان: از نیجریه تا آمریکای لاتین
امروزه اربعین، دیگر مختص ایران و عراق نیست. این آیین به یک «پدیده جهانی» تبدیل شده است. شیعیان (و حتی غیرشیعیان) در بسیاری از کشورهای جهان، این روز را گرامی میدارند:
-
کشورهای عربی (لبنان، بحرین، کویت، عربستان و…): شیعیان این کشورها کاروانهای بزرگی برای پیادهروی از شهرهای خود (مانند بصره و نجف) به سمت کربلا راه میاندازند.
-
پاکستان و هند: اجتماعات عظیم عزاداری و پیادهرویهای نمادین در شهرهای مختلف برگزار میشود.
-
آذربایجان، ترکیه و افغانستان: علاقهمندان به اهل بیت (ع) به اشکال مختلف این روز را گرامی میدارند.
-
کشورهای آفریقایی (نیجریه): شیعیان نیجریه تحت رهبری «شیخ ابراهیم زاکزاکی»، هر ساله در روز اربعین پیادهروی عظیمی به سمت شهر «زاریا» انجام میدهند که بارها با سرکوب خونین دولت مواجه شده است، اما همچنان ادامه دارد.
-
اروپا و آمریکا: در شهرهای بزرگی مانند لندن، برلین، تورنتو، و نیویورک، شیعیان و علاقهمندان به امام حسین (ع)، پیادهرویهای نمادین اربعین را برگزار میکنند و پیام عاشورا را به گوش جهانیان میرسانند.
حتی مسیحیان و ایزدیهای عراق نیز به شکرانه نجات از چنگال داعش (که به نام اسلام دست به جنایت میزد)، در پذیرایی از زائران اربعین مشارکت میکنند و این مراسم، به نمادی از «همزیستی مسالمتآمیز» و «مقاومت در برابر تروریسم» نیز بدل شده است.
تاریخچه اربعین، در حقیقت تاریخچه «ایستادگی یک گفتمان در برابر فراموشی» است. از روزی که جابر بن عبدالله انصاری، نابینا و سالخورده، با پای پیاده از مدینه به کربلا رفت تا بر سر مزار مولایش اشک بریزد، تا امروز که میلیونها انسان از هر نژاد و ملیتی، کولهبار عشق بر دوش میگیرند و پای در این مسیر میگذارند، یک نخ تسبیح نامرئی همه را به هم متصل کرده است: «عشق به حسین (ع)» و «پیمان با آرمانهای او» .
اربعین، دیگر فقط یک «مناسبت مذهبی» نیست. اربعین یک «بیانیه جهانی» است علیه ظلم، علیه تفرقه، علیه فراموشی ارزشها، و علیه خودباختگی در برابر طاغوتهای زمانه. اربعین، نمایش عملی «تمدن نوین اسلامی» است که در آن، ایثار، برادری، سادگی و معنویت حرف اول را میزند.
راه اربعین، راهی است که از عمق تاریخ میآید، از دل مصیبتها و سرکوبها عبور کرده، و اینک چونان خورشیدی فروزان، بر تارک جهان میدرخشد. و این وعده الهی است که «ذلکَ یَوْمُ الْفَضْلِ یَجْمَعُکُمْ لَهُ وَ هُوَ الْأَرْبَعِین» . آری، اربعین، «روز اجتماع» است؛ اجتماع قلبها بر گرد خورشید پرفروغ حسین (ع). و این اجتماع، هر ساله باشکوهتر از گذشته، تا سپیدهدم ظهور، ادامه خواهد یافت.





ثبت دیدگاه