در باور عمومی، «کار کردن» اغلب به عنوان یک فعالیت صرفاً اقتصادی برای تأمین معاش و گذران زندگی تعریف میشود. بسیاری از ما صبحها با اکراه از خواب بیدار میشویم، ساعتها در محل کار میمانیم و روز را با خستگی به پایان میبریم، بیآنکه درنگ کنیم و از خود بپرسیم: «آیا این تلاش روزانه، معنایی فراتر از پر کردن جیب و سیر کردن شکم دارد؟» پاسخ اسلام به این پرسش، تحولی عمیق در نگرش ما به کار و تلاش اقتصادی پدید میآورد. در آموزههای اسلامی، کار نه فقط یک ضرورت معیشتی، که یک «عبادت»، یک «جهاد» و یک «رسالت انسانی» است. پیامبر اکرم (ص) دستان پینهبسته یک کارگر را میبوسید و میفرمود: «این دستی است که آتش جهنم هرگز آن را لمس نخواهد کرد.»
این مقاله میکوشد تا با کاوشی در آیات قرآن، روایات معصومین (ع)، سیره عملی پیشوایان دین و مبانی فقهی و اخلاقی اسلام، نشان دهد که چرا کار و بهویژه «کارآفرینی» (یعنی خلق ارزش، ایجاد اشتغال و گرداندن چرخهای تولید) در اسلام از چنان جایگاه رفیعی برخوردار است که میتواند همسنگ جهاد در راه خدا و شبزندهداری عابدان تلقی شود.
۱. مبانی قرآنی و روایی: کار، تجسم توحید عملی
۱-۱. قرآن و دعوت به تلاش و عمران زمین
خداوند در قرآن کریم، هدف از آفرینش انسان را «عمران و آبادانی زمین» معرفی میکند:
«هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا» (هود: ۶۱)؛ یعنی: «او شما را از زمین پدید آورد و از شما خواست که در آن آبادانی کنید.»
این آیه، رسالت تمدنی انسان را روشن میسازد. «استعمار» در این آیه (بر وزن استفعال) به معنای «طلب آبادانی» است. انسان در منطق قرآن، «خلیفه الله» (جانشین خدا) بر روی زمین است (بقره: ۳۰) و جانشین خدا بودن، اقتضا میکند که انسان نیز متصف به صفات الهی شود؛ خداوند «خالق» (آفریننده) و «رزّاق» (روزیدهنده) است و انسان نیز باید تا آنجا که در توان دارد، «خلاق» و «رزّاق» باشد. او باید از مواد خام طبیعت، محصولاتی بسازد که نیازهای بشر را رفع کند، باید «ارزش افزوده» خلق کند، باید بکارد، بسازد، تولید کند و ثروت بیافریند.
قرآن به صراحت انسان را به «سیر در زمین» و بهرهگیری از روزیهای الهی فرا میخواند:
«فَإِذَا قُضِیَتِ الصَّلَاهُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ» (جمعه: ۱۰)؛ یعنی: «پس هنگامی که نماز گزارده شد، در زمین پراکنده شوید و از فضل خدا بجویید.»
ملاحظه کنید که خداوند بلافاصله پس از ذکر «نماز جمعه» (عبادتی جمعی و سیاسی-عبادی)، فرمان به «تلاش اقتصادی» میدهد. این توالی، نشاندهنده آن است که اسلام میان «عبادت» و «کار» دوگانهای نمیبیند. در حقیقت، کار کردن پس از نماز، خود ادامه عبادت است.
۱-۲. روایات: کار، افضل عبادات
در متون روایی شیعه و اهل سنت، مجموعهای از احادیث تکاندهنده درباره مقام «کار» وجود دارد که نگاه ما را به کلی دگرگون میکند:
-
امام صادق (ع) میفرمایند: «الْکَادُّ عَلَی عِیَالِهِ کَالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ»؛ یعنی: «کسی که برای تأمین معاش خانوادهاش خود را به سختی میاندازد، مانند مجاهد در راه خداست.» (من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص ۱۶۸). این روایت، کارگر خستهای که عصرگاهان از کار برمیگردد تا لقمهای حلال برای همسر و فرزندانش ببرد را در ردیف سربازی قرار میدهد که در میدان نبرد با دشمن شمشیر میزند.
-
پیامبر اکرم (ص) میفرمایند: «الْعِبَادَهُ عَشَرَهُ أَجْزَاءٍ تِسْعَهُ أَجْزَاءٍ فِی طَلَبِ الْحَلَالِ»؛ یعنی: «عبادت، ده جزء است که نُه جزء آن در طلب روزی حلال است.» (بحارالأنوار، ج۱۰۳، ص ۱۸). این بدان معناست که ساعتی که در بازار، کارگاه، مزرعه یا کارخانه صرف میشود، به شرط آنکه با نیت الهی و برای کسب حلال باشد، نه تنها از نماز و روزه مستحبی کمتر نیست، که با آنها برابری میکند، بلکه برتر از آنهاست.
-
در حدیثی دیگر، از پیامبر (ص) نقل است: «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ أَلْقَی کَلَّهُ عَلَی النَّاسِ»؛ یعنی: «لعنت بر کسی، لعنت بر کسی که بار زندگی خود را بر دوش مردم بیندازد [و تن به کار ندهد].» (بحارالأنوار، ج۱۰۳، ص ۱۲). این شدیدترین لحن را در نکوهش «بیکاری» و «سربار جامعه بودن» میبینیم.
این روایات نشان میدهند که «کار»، ستون فقرات دینداری و نشانه ایمان واقعی است. بیکاری، تنبلی و تکدّیگری، نه فقط یک آفت اقتصادی، که یک «گناه» و نشانه «ضعف ایمان» محسوب میشود.
۲. سیره عملی معصومین (ع): الگوهای بینظیر تلاش و عزّت نفس
شاید هیچ چیز به اندازه «سیره عملی» پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) نتواند اهمیت کار را در اسلام نشان دهد. پیشوایان ما نه با «سخن»، که با «عمل» خود، کرامت و قداست کار را به پیروانشان آموختند.
-
پیامبر اکرم (ص): ایشان پیش از بعثت، سالها به شبانی و تجارت مشغول بود و با دسترنج خود زندگی میکرد. خود آن حضرت فرمودند: «هیچ پیامبری نبوده مگر آنکه شبانی کرده است.» این شغل سخت و پرزحمت، درس «صبر، تدبیر و مسئولیتپذیری» را به انسان میآموزد. پیامبر در مدینه نیز هرگز حاضر نشد سربار مسلمانان باشد و همواره بر کار و تلاش شخصی تأکید داشت.
-
امیرالمؤمنین علی (ع): سیره ایشان در این زمینه، اعجابانگیزترین الگوی تاریخ است. علی (ع) با آنکه خلیفه مسلمین بود، با بیل و کلنگ خود، قناتها حفر میکرد، نخلستانها احداث مینمود و زمینهای بایر را آباد میساخت. او پس از یک روز طاقتفرسا کار در مزرعه، قناتها و باغهایی را که با عرق جبین خود ساخته بود، در راه خدا وقف فقرا میکرد. نقل است که روزی در گرماگرم کار، شخصی به او گفت: «یا علی! حیف نیست شما با این مقام، اینگونه خود را به زحمت میاندازید؟» امام فرمودند: «من کار میکنم تا عزّت نفسم حفظ شود و محتاج دیگران نباشم.»
-
امام کاظم (ع): آن حضرت نیز با وجود مقام امامت، شخصاً در مزرعه خود کار میکرد و با عرق جبین روزگار میگذراند. یکی از یارانش میگوید: «امام موسی بن جعفر (ع) را دیدم که در زمین خود مشغول کار بود و عرق از پیشانی مبارکش میریخت. عرض کردم: فدایت شوم! بگذارید دیگران کار کنند. فرمود: «کسی که از من و پدرم بهتر بود [یعنی رسول خدا و علی (ع)]، با دست خود کار میکرد. کار کردن، سنت پیامبران و صالحان است.»»
این تصاویر زیبا و انسانی، «کار» را از یک «فعالیت بدنی کسلکننده» به یک «منش اخلاقی و عرفانی» ارتقا میدهد. کار یدی در سیره معصومین، نماد «تواضع»، «عزّت نفس» و «همدلی با طبقات زحمتکش» بود.
۳. کارآفرینی: جهاد اقتصادی برای عمران و عدالت
اگر «کار» در اسلام اینچنین مقدّس و عبادت است، «کارآفرینی» (Entrepreneurship) در مقیاس وسیعتر و با اهداف اجتماعی، چیزی فراتر از کار فردی است. کارآفرینی یعنی «خلق فرصتهای شغلی برای دیگران»، «تبدیل منابع خام به محصولات مفید»، «ایجاد ارزش افزوده در جامعه» و «چرخاندن چرخه تولید و تجارت». این مفهوم دقیقاً منطبق است با فرمان قرآن به «عمران زمین» و «ابتغاء من فضل الله».
۳-۱. کارآفرینی به مثابه یک واجب کفایی
در فقه اسلامی، برخی از مشاغل و صنایع، «واجب کفایی» شمرده میشوند؛ یعنی اگر به قدر کفایت در جامعه وجود نداشته باشند، بر همه مسلمانان واجب است که برای تأمین آنها قیام کنند. این مشاغل شامل پزشکی، صنایع دفاعی، کشاورزی، و هر صنعتی است که قوام جامعه اسلامی به آن وابسته است. یک کارآفرین موفق که یک کارخانه بزرگ راهاندازی میکند و برای صدها یا هزاران خانواده نان حلال فراهم میآورد، در واقع یک «واجب کفایی» عظیم را ادا میکند. او نه فقط برای خود، که برای کل جامعه «رزقرسان» میشود و این، مصداق بارز «خلیفه الله» بودن است.
۳-۲. ثواب جاری (صدقه جاریه)
پیامبر (ص) میفرمایند: «وقتی فرزند آدم میمیرد، پرونده اعمالش بسته میشود، مگر از سه راه: صدقه جاریه، علمی که از آن سود برند، و فرزند صالحی که برایش دعا کند.» یک کارآفرین که یک بنگاه اقتصادی مولد و پایدار ایجاد میکند، هر کارگری که در آن بنگاه مشغول به کار میشود و لقمه حلالی بر سر سفره خانوادهاش میبرد، هر محصول مفیدی که از آن بنگاه به دست مردم میرسد و گرهی از کارشان میگشاید، همگی برای مؤسس آن، «صدقه جاریه» محسوب میشود؛ ثوابی بیپایان که حتی پس از مرگ نیز جاری است.
۳-۳. نکوهش ربا و احتکار در برابر تشویق تولید
اسلام برای هدایت نقدینگی به سمت تولید، دو مانع بزرگ را تحریم کرده است: ربا و احتکار.
-
ربا: پول را از یک «ابزار مبادله و سرمایهگذاری مولد» به یک «کالای فاسدکننده اقتصاد» تبدیل میکند. ربا، تورمزا، رکودآفرین و ضد تولید است.
-
احتکار: یعنی انبار کردن کالاهای مورد نیاز مردم به امید گران شدن قیمت. محتکر، یک «انگل اقتصادی» است که بدون هیچ کار مولدی، از عرق جبین تولیدکننده و نیاز مصرفکننده سوءاستفاده میکند.
در مقابل، اسلام «تولید»، «صنعت»، «تجارت صادقانه» و «کشاورزی» را ستایش میکند. امام صادق (ع) میفرمایند: «تاجر صادق و امین، در روز قیامت با پیامبران، صدیقین و شهیدان محشور میشود.» (وسائلالشیعه، ج۱۷، ص ۳۷۹). این روایت، جایگاه رفیع «فعال اقتصادی امین و صادق» را در بهشت نشان میدهد.
۴. آداب و اخلاق کار در اسلام: وقتی کار، عبادت میشود
برای آنکه «کار» از یک فعالیت اقتصادی صِرف به یک «عبادت» و «جهاد» تبدیل شود، باید به مجموعهای از «اخلاق عملی» آراسته گردد. برخی از مهمترین این اخلاقیات عبارتند از:
۴-۱. اخلاص و نیت الهی
اولین و مهمترین شرط عبادت شدن کار، «نیت» است. کارگری که صبحگاهان با نیت «تأمین معاش حلال برای خانواده» و «بینیازی از دیگران» از خانه بیرون میزند و در طول روز مراقب است حقّ کارفرما، حقّ مشتری و حقّ خدا را ضایع نکند، تمام ساعات کارش برای او «نماز» محسوب میشود. در مقابل، کسی که برای فخرفروشی، ثروتاندوزی تکاثری و استثمار دیگران کار میکند، اگرچه ممکن است میلیاردر شود، اما از منظر الهی، اجر و پاداشی نخواهد داشت.
۴-۲. اتقان و استحکام در عمل (کیفیتگرایی)
پیامبر (ص) میفرمایند: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ إِذَا عَمِلَ أَحَدُکُمْ عَمَلًا أَنْ یُتْقِنَهُ»؛ یعنی: «خداوند دوست دارد که هرگاه یکی از شما کاری انجام میدهد، آن را محکم و متقن انجام دهد.» (کنزالعمال، ج۳، ص ۹۰۷).
اتقان در کار، یک «ارزش عبادی» است. یک بنّا، یک خیاط، یک برنامهنویس، یک جرّاح و یک کارآفرین، زمانی در حال عبادتاند که محصول کارشان از بالاترین کیفیت ممکن برخوردار باشد. تولید کالای بیکیفیت (جنس بنجل) که اعتماد مشتری را سلب میکند، در منطق اسلام «خیانت» و «ظلم» است و با روح عبادت در تضاد.
۴-۳. پرداخت حقوق شرعی (زکات و خمس)
ثروتی که از راه کار و کارآفرینی به دست میآید، آنگاه «حلال و طیّب» و «مطهّر» میشود که «حقّ فقرا» از آن ادا گردد. قرآن کریم، در کنار «نماز»، همواره بر «زکات» تأکید دارد. امام صادق (ع) میفرمایند: «کسی که خمس و زکات مالش را نپردازد، مال او غصبی است و در قیامت، همان مال به صورت مارهای زهرآگینی بر او مسلط میشود.» بنابراین، یک کارآفرین مسلمان، «پرداخت حقوق شرعی» را نه یک هزینه اضافی، که یک «سرمایهگذاری اخروی» و «تطهیر دائمی کسبوکارش» میداند.
۴-۴. انصاف و عدالت با کارگران
در سیره معصومین (ع) میبینیم که خود آنان هرگز از «کارگر» به عنوان یک «ابزار» استفاده نمیکردند، بلکه با آنان همغذا میشدند و حقوقشان را پیش از آنکه عرقشان خشک شود، میپرداختند. پیامبر (ص) فرمودند: «أَعْطُوا الْأَجِیرَ أَجْرَهُ قَبْلَ أَنْ یَجِفَّ عَرَقُهُ»؛ یعنی: «مزد کارگر را پیش از آنکه عرقش خشک شود، بپردازید.» (سنن ابنماجه، ج۲، ص ۸۱۷). این روایت، منشور حقوق کارگران در اسلام است. کارآفرینی که به موقع و عادلانه حقوق کارکنانش را ندهد، نه فقط یک تخلف قانونی، که یک «گناه» مرتکب شده است.
۵. آسیبشناسی و نگاه به وضعیت امروز
با وجود این گنجینه عظیم از آموزههای تشویقکننده به کار و کارآفرینی، متأسفانه در جوامع اسلامی امروز با چند آسیب جدی مواجهیم:
۱. فرهنگ تکدیگری و چشمداشت به نفت و کمکهای دولتی: در برخی کشورهای نفتخیز، «رانت نفت» جای «فرهنگ کار» را گرفته است. بسیاری از جوانان به جای آنکه «کارآفرین» شوند، «پشتنوبت» یک شغل دولتی کمبازده میمانند.
۲. نگاه تحقیرآمیز به کار یدی: متأسفانه در برخی خانوادهها، «کار یدی» و «فنیکاری» تحقیر میشود و همه به دنبال «مدرک دانشگاهی» و «پشتمیزنشینی» هستند. این در حالی است که امام علی (ع) با دست خود زمین را شخم میزد.
۳. حرص به ثروت بدون اخلاق: برخی کارآفرینان، صرفاً به سود فکر میکنند و از کیفیت، حقوق کارگران و حقوق شرعی چشم میپوشند. این نوع کارآفرینی، «رباخواری مدرن» و «احتکار سازمانیافته» است و از نظر اسلام مطرود است.
اسلام، برخلاف برخی ادیان و مکاتب که «رهبانیت»، «ترک دنیا» و «گوشهنشینی» را ارزش میدانند، «تلاش اقتصادی مولد» را در هسته مرکزی دینداری قرار داده است. در این نگاه، یک کارآفرین موفق و متعهد، در حکم یک «مجاهد فیسبیلالله» است. او با ایجاد یک بنگاه اقتصادی سالم، هم به اقتصاد کشور یاری میرساند، هم برای جوانان شغل ایجاد میکند، هم کالایی مفید و باکیفیت به دست مردم میدهد، هم خود و خانوادهاش را از عزّت و استقلال برخوردار میسازد، و هم با پرداخت حقوق شرعی، به تأمین اجتماعی و فقرزدایی کمک میکند.
این چرخه زیبای «کار – تولید – انفاق»، تجسم عملی «توحید» در عرصه اقتصاد است. توحید یعنی «فقط از خدا ترسیدن و فقط به خدا امید بستن». کارآفرینی که نیتش را برای خدا خالص کرده، از ربا و احتکار و کمفروشی میپرهیزد، به وعده خدا برای برکت در کسب حلال ایمان دارد، و نتیجه کارش را با انفاق و زکات از آفت حرص و دنیاپرستی پاک میکند، همان «عبد صالح» و «خلیفه الله» موعود است.





ثبت دیدگاه