پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در حدیثی که در منابع معتبر شیعه و سنی (از جمله صحیح بخاری و کتاب من لایحضره الفقیه) نقل شده، فرمود:
«تُنْکَحُ الْمَرْأَهُ لِأَرْبَعٍ: لِمَالِهَا، وَ لِحَسَبِهَا، وَ لِجَمَالِهَا، وَ لِدِینِهَا، فَاظْفَرْ بِذَاتِ الدِّینِ تَرِبَتْ یَدَاکَ» یعنی «زن را برای چهار چیز به همسری میگیرند: برای مالش، برای اصل و نسبش، برای زیباییاش، و برای دینش. پس تو [ای مرد] دست به دامان زن دیندار بزن که خدا برکت دهد زندگیات را.»
این حدیث یک شاهکار است. پیغمبر (ص) نه میگوید مال مهم نیست، نه میگوید زیبایی را نادیده بگیرید. میگوید اینها هست، مردم با این انگیزهها ازدواج میکنند. اما بعد میگوید «فَاظْفَرْ بِذَاتِ الدِّینِ» یعنی برو آنی را بگیر که دین دارد. انگار که دین، چتری است که بقیه چیزها زیر سایه آن معنا پیدا میکنند.
زنِ باایمان، اگر زیبا باشد، زیباییاش را خرج فروتنی میکند نه تکبر. اگر ثروتمند باشد، مالش را خرج خانواده میکند نه اسراف. اگر از خانواده سرشناسی باشد، شرافت خانوادگیاش را صرف کمک به همسر میکند نه فخرفروشی.
ایمان واقعی یعنی چه؟
اما نکته اینجاست که «دین» و «ایمان» در این حدیث، فقط به معنای نماز خواندن و روزه گرفتن نیست. وگرنه پیامبر (ص) میفرمود: «فَاظْفَرْ بِالمُصَلِّیَه» (نمازخوان را بگیر). اما فرمود «ذَاتِ الدِّینِ» یعنی کسی که دین در تار و پود زندگیاش نفوذ کرده. از کجا بفهمیم یک نفر دینش واقعی است؟ امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در خطبه ۱۵۵ نهجالبلاغه میفرماید:
«ایمان بنده راستین آن است که در دلش چنان جای گیرد که گویی آن را با چشمان خود میبیند.» یعنی ایمان فقط یک ادعا نیست، یک «حالت درونی» است که خودش را توی رفتارهای ریز و درشت نشان میدهد.
علامه مجلسی در بحارالأنوار (جلد ۶۷، صفحه ۲۳۶) روایت جالبی نقل میکند. روزی پیامبر (ص) از کنار گروهی گذشتند و پرسیدند اینها چه کسانی هستند؟ گفتند مؤمنان. پیامبر پرسیدند: «ایمانشان تا چه اندازه است؟» عرض کردند: «صبر در بلا، شکر در رفاه، و رضا به قضای الهی.» این سه تا، شاخصهای ایمان واقعی است. یعنی کسی که دین دارد، در سختیها صبور است، در خوشیها شاکر، و به آنچه خدا برایش مقدر کرده راضی است. این آدم، چه زن باشد چه مرد، یک همسر فوقالعاده میشود.
«داداش! دنبال کسی بگرد که وقتی زندگی سخت میشود، غر نمیزند. وقتی اوضاع خوب میشود، مغرور نمیشود. و وقتی چیزی مطابق میلش پیش نمیرود، زندگی را به کام تو زهر نمیکند.»
همسری که در غیاب شوهرش «حافظ» است
قرآن کریم در سوره نساء آیه ۳۴، یک تعبیر فوقالعاده دارد برای توصیف زنان صالح. میفرماید:
«فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ» یعنی «زنان صالح، (در برابر خدا و همسرشان) متواضع و فرمانبردارند، و در غیاب (همسرشان) اسرار و حقوق او را حفظ میکنند، چون خداوند (حقوق آنها را) حفظ کرده است.»
ببینید، قرآن اینجا روی دو ویژگی دست میگذارد: «قانتات» بودن و «حافظات للغیب» بودن.
قانتات یعنی زنی که نه در برابر خدا سرکشی میکند و نه در زندگی مشترک دچار طغیان و خودخواهی میشود. حافظات للغیب یعنی زنی که وقتی شوهرش نیست (چه سفر باشد، چه محل کار، چه نبودنهای عادی روزمره)، سه چیز را حفظ میکند: آبروی شوهرش را، مال و اموال خانه را، و تعهد زناشوییاش را.
این آیه را علامه طباطبایی در تفسیر المیزان خیلی زیبا باز کرده. میگوید: «این حفاظت در غیاب، نشانه صداقت ایمان زن است. چون در حضور شوهر، هر زنی ممکن است خودش را خوب نشان دهد، اما آنکه در غیاب همسرش نیز همینطور است، همان است که در دلش ایمان ریشه دوانده.»
البته این را هم بگویم که این آیه نباید یکطرفه خوانده شود. درست است که قرآن اینجا دارد ویژگیهای یک زن صالح را میگوید، اما در جای دیگر (سوره بقره آیه ۲۲۸) میفرماید: «وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِی عَلَیْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ» یعنی «زنان را بر عهده مردان حقی است، همانند حقی که مردان بر عهده زنان دارند، بهطور شایسته.» پس اسلام، یک تصویر متعادل از خانواده ارائه میدهد. زن، حافظ خانه است و مرد، امین و تکیهگاه. این دو تا با هم معنا پیدا میکنند.
یک الگوی زمینی: به حضرت زهرا (س) نگاه کن
وقتی بحث همسر خوب از نظر اسلام میشود، نمیشود از حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) حرف نزد. ایشان برای ما فقط یک شخصیت مقدس دینی نیست، یک «الگوی عملی» برای زندگی امروز است. شیخ صدوق در کتاب «من لایحضره الفقیه» روایت میکند که وقتی پیامبر (ص) از حضرت علی (ع) پرسید: «همسرت را چگونه یافتی؟»، علی (ع) پاسخ داد: «نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَى طَاعَهِ اللَّهِ» یعنی «بهترین کمککار برای اطاعت از خدا.»
این جمله شاهکلید ماجراست. یک همسر خوب از نظر اسلام، کسی است که (کمک کار باشد. کمککار در چی؟ در طاعت خدا. یعنی نه فقط توی کارهای خانه و بچهداری، که توی مسیر بندگی. آدمی که تو را به خدا نزدیکتر کند. گاهی یک تلنگر بزند که «پاشو نمازت قضا نشود»، گاهی با اخلاق خوبش تو را شرمنده کند که چرا بداخلاقی کردی، گاهی آنقدر آرامش بدهد که دلت هوای سجاده کند.
در تاریخ نقل شده که حضرت زهرا (س) و امیرالمؤمنین (ع) تقسیم کار کرده بودند. کارهای بیرون خانه با علی (ع) بود و کارهای داخل خانه با زهرا (س). یک بار علی (ع) به زهرا (س) گفت: «فاطمه جان! آیا چیزی در خانه داریم که بخوریم؟» زهرا (س) گفت: «نه، به خدایی که پدرم را به نبوت برگزید، سه روز است که در خانه ما غذایی نیست.» علی (ع) پرسید: «چرا به من نگفتی؟» زهرا (س) جوابی داد که تمام دنیای معرفت در آن است: «پدرم رسول خدا (ص) فرمود: “یا فاطمه! هرگز از علی چیزی مخواه که توانش را ندارد.”» این یعنی اوج همراهی و درک شرایط همسر.
مهربانی، حلقه گمشده
همه آنچه گفتیم درباره ایمان و دینداری و حفظ حرمت بود. اما یک عنصر دیگر هست که مثل روغن برای موتور ماشین است؛ اگر نباشد، همه قطعات میسوزند: «محبت و مهربانی».
پیامبر اکرم (ص) که خودش بهترین الگوی همسرداری است، در حدیثی میفرماید: «خَیْرُکُمْ خَیْرُکُمْ لِأَهْلِهِ، وَ أَنَا خَیْرُکُمْ لِأَهْلِی» یعنی «بهترین شما کسی است که برای خانوادهاش بهترین باشد، و من بهترین شما برای خانوادهام هستم.» (سنن ترمذی). ببینید، پیغمبر (ص) اول میگوید «بهترین شما کسی است که برای خانوادهاش بهترین باشد»، بعد میگوید «و من آن بهترینم». این یعنی اگر میخواهید ببینید یک همسر خوب چگونه است، به رفتار پیغمبر (ص) با همسرانش نگاه کنید. به خندههایش، به مدارایش، به کمککردنش در کارهای خانه، به گوشدادنش به حرفهای آنها.
امام صادق (علیه السلام) هم در حدیثی که در وسائلالشیعه (جلد ۱۴، صفحه ۷۴) نقل شده، میفرماید: «کُلَّمَا ازْدَادَ الْإِیمَانُ فِی قَلْبِ الْعَبْدِ ازْدَادَ حُبُّهُ لِلنِّسَاءِ» یعنی «هرچه ایمان در دل بنده بیشتر شود، محبتش به همسرش بیشتر میشود.» این یعنی ایمان و محبت، رابطه مستقیم دارند. آدم بیایمان، زنش را یک کنیز میبیند. آدم باایمان، زنش را یک شریک، یک همراه، یک «لباس» برای خودش میداند. قرآن میگوید: «هُنَّ لِبَاسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ» (بقره: ۱۸۷). لباس، عیبهایت را میپوشاند، به تو آرامش و امنیت میدهد، زینت توست و به تو شخصیت میبخشد.
حرف آخرم اینکه : «داداش! اسلام از تو نمیخواهد که بروی دنبال یک فرشته بیعیب و نقص. آدمیزاد همین است که هست، یک موجود خاکی با کلی ضعف و قوت. اما یک معیار طلایی دارد: برو دنبال کسی که “ایمان” در دلش ریشه دوانده باشد. ایمان واقعی. چون این ایمان، عصاره همه خوبیهاست. زن باایمان، اگر زیبا باشد مغرور نمیشود، اگر ثروتمند باشد خسیس نمیشود، اگر از خانواده بزرگی باشد منت نمیگذارد. و از همه مهمتر، زن باایمان، در غیاب تو “حافظ” است. حافظ آبرویت، حافظ مالت، حافظ تعهدش. اینها را که داشته باشد، بقیه چیزها حل میشود.»





ثبت دیدگاه