ما در طول سالها، آنقدر روی «نهی از منکر» تمرکز کردهایم که یادمان رفته است «امر به معروف» هم نیمه دیگر این فریضه است؛ نیمهای که شاید مهمتر و مؤثرتر باشد. این نوشته، تأملی است بر همین نیمه گمشده.
واقعیت این است که «نه گفتن» آسانتر از «دعوت کردن» است. وقتی میگوییم «این کار را نکن»، در موضع یک ناظر یا منتقد قرار میگیریم. اما وقتی میخواهیم «امر به معروف» کنیم، یعنی باید خودمان اهل آن معروف باشیم، الگو باشیم، زبان محبت بدانیم و صبورانه دعوت کنیم. این کار، سختتر است و انرژی بیشتری میخواهد.
جامعه ما در دهههای اخیر، به دلایل مختلف (از جمله فشارهای اجتماعی و رسانهای)، بیشتر در حالت «دفاعی» و «واکنشی» فرو رفته است. ما عادت کردهایم به جای ترویج خوبیها، فقط با بدیها بجنگیم. نتیجه چه شده؟ یک فضای پر از تنش و سرزنش، که در آن، خیلیها دین را با اخم و تذکر و منع میشناسند، نه با لبخند و دعوت و محبت.
قرآن کریم، وقتی از این فریضه سخن میگوید، بر «دعوت» تأکید دارد. در سوره آلعمران آیه ۱۰۴ میفرماید: «وَلْتَکُن مِّنکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ» (و باید از میان شما، گروهی باشند که به نیکی دعوت میکنند و به معروف امر میکنند و از منکر نهی مینمایند). ببینید! اول «دعوت به خیر» آمده، بعد «امر به معروف»، و در آخر «نهی از منکر». ترتیب آیه، خودش یک پیام است: اصل، دعوت به خوبی است.
در سوره نحل آیه ۱۲۵، روش دعوت را دقیقتر میبینیم: «ادْعُ إِلَىٰ سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَالْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» (با حکمت و پند نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با آنان به بهترین شیوه گفتگو کن). این آیه، نقشه راه است: حکمت، موعظه حسنه، و جدال احسن. نه تحکم، نه اجبار، نه سرزنش.
سیره معصومین؛ وقتی «امر به معروف» یک رفتار محبتآمیز است
در سیره پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع)، «امر به معروف» هرگز به شکل بازخواست و تحقیر نبوده است. پیامبر (ص) با جوانی که نزدش آمد و اجازه زنا خواست، چگونه برخورد کرد؟ نه با فریاد، نه با طرد کردن. بلکه او را نزدیک خود نشاند، با او گفتگو کرد و پرسید: «آیا میپسندی که با مادرت چنین شود؟ با خواهرت؟ با دخترت؟» و در پایان، دست بر سینهاش گذاشت و برایش دعا کرد. آن جوان، بعد از این برخورد، گفت که هیچ چیز نزد او منفورتر از آن گناه نیست. این، اوج «امر به معروف» با محبت است.
امام صادق (ع) نیز میفرمایند: «کُونُوا دُعَاهً لِلنَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ» (مردم را با غیر زبانتان دعوت کنید). یعنی عمل شما، اخلاق شما، مهربانی شما، خودش یک دعوت است. وقتی مردم از ما راستگویی، امانتداری، خوشاخلاقی و گذشت ببینند، خود به خود به سمت خوبیها جذب میشوند. این، عمیقترین شکل امر به معروف است: «دعوت با رفتار».
چرا امر به معروف مهمتر است؟
امر به معروف، کار «ساختن» است و نهی از منکر، کار «جلوگیری کردن». اگر ما خوبیها را ترویج کنیم و الگو باشیم، خیلی از منکرها خود به خود کمرنگ میشوند. وقتی جوانی «زیبایی نماز» را در آرامش یک نمازگزار ببیند، بیشتر از صد تذکر «چرا نماز نمیخوانی» اثر میپذیرد. وقتی دختری «کرامت حجاب» را در رفتار محترمانه یک زن محجبه حس کند، بهتر از هر اجباری پذیرای آن میشود.
نهی از منکر، بدون امر به معروف، مثل کشیدن علف هرز از یک باغ است، بدون کاشتن گل. باغ، خالی میماند و علفها دوباره میرویند. اما وقتی گل بکاری، علفها خودشان به حاشیه میروند.
چگونه «امر به معروف» را جدی بگیریم؟
-
اول خودمان باشیم: قبل از دعوت دیگران، خودمان اهل آن خوبی باشیم. این شرط اول است.
-
زبان محبت را انتخاب کنیم: دعوت، با تشر و اخم فرق دارد. یک جمله محبتآمیز، از دهها تذکر تند مؤثرتر است.
-
به جای تمرکز بر خطا، بر خوبیها تأکید کنیم: وقتی کسی کار خوبی کرد، تشویقش کنیم. تشویق، انگیزه تکرار میسازد.
-
فضای گفتگو بسازیم: به جای موعظه یکطرفه، بشنویم و همدلی کنیم.
-
از رفتار شروع کنیم: سادهترین و مؤثرترین راه، این است که خودمان یک «معروف» باشیم.
ما سالهاست که از «نهی از منکر» گفتهایم و شاید کمتر از «امر به معروف». نتیجه این غفلت، جامعهای است که خوبیها را از یاد برده و دین را با بایدها و نبایدهای خشک میشناسد. اما قرآن و سیره معصومین به ما میگویند که راه درست، «دعوت به خوبی» است. دعوتی از سر محبت، با زبان حکمت و با عمل. بیایید نیمه گمشده این فریضه را پیدا کنیم. بیایید «باغبان» باشیم، نه فقط «علفچین». خوبیها را ببینیم، ترویج کنیم و با مهربانی به دیگران تقدیم کنیم. شاید آن روز، خیلی از منکرها خود به خود رنگ ببازند





ثبت دیدگاه