در تاریخ پرفراز و نشیب تشیع، نامهایی هستند که نه فقط در کتابخانهها و حوزههای علمیه، که در عمق زندگی روزمره شیعیان، در منبرها، در روضهها، در دعاهای شب جمعه و در آداب و رسوم مذهبی مردم جا خوش کردهاند. یکی از تأثیرگذارترین این نامها، علامه محمدباقر مجلسی (۱۰۳۷-۱۱۱۰ هجری قمری) است؛ فقیه، محدّث، متکلم و شیخالاسلام قدرتمند دوران صفویه که او را «خاتم المحدثین» (پایانبخش محدّثان) و «مجدد اسلام در قرن یازدهم» لقب دادهاند.
علامه مجلسی شخصیتی است که ارزیابی او همواره با دو نگاه کاملاً متفاوت همراه بوده است: گروهی او را بزرگترین احیاگر حدیث شیعه، پاسدار سنت در برابر انحرافات صوفیانه و مهندس فرهنگی تشیع در ایران میدانند، و گروهی دیگر او را به دلیل سختگیریهای مذهبی، سرکوب اقلیتها و ترویج برخی روایات ضعیف مورد نقد قرار میدهند. اما آنچه در آن تردیدی نیست، «عظمت تأثیر» او بر هویت دینی و فرهنگ ایرانی-شیعی است. این مقاله میکوشد تا با نگاهی منصفانه و مستند، به زندگی، آثار، اندیشهها و میراث ماندگار این عالم بزرگ بپردازد.
۱. زمینه تاریخی: عصر صفوی، عصر برساختن یک هویت
برای درک عظمت کار علامه مجلسی، باید نخست بستر تاریخی او را بشناسیم. او در دوران صفویه (۹۰۷-۱۱۳۵ ق) میزیست؛ سلسلهای که با رسمیت بخشیدن به تشیع دوازدهامامی در ایران، این کشور را به بزرگترین پایگاه جهان تشیع تبدیل کرد. اما این تحول عظیم، یک شبه رخ نداد. صفویان در آغاز، با تکیه بر نیروی نظامی قبایل قزلباش به قدرت رسیدند و فقهای مهاجر از جبلعامل (لبنان امروزی) مانند «محقق کرکی» را برای تدوین نظام حقوقی و فقهی شیعی به ایران دعوت کردند.
در قرن یازدهم هجری (دوران شاه عباس دوم، شاه سلیمان و شاه سلطان حسین)، کار به مرحلهای رسیده بود که «دولت صفوی» برای تحکیم پایههای خود و نیز برای مقابله با جریانهای رقیب (مانند تصوف افراطی، اخباریگری افراطی و اقلیتهای دینی)، نیازمند یک «ایدئولوگ قدرتمند» و یک «برنامه فرهنگی جامع» بود. این دقیقاً همان خلأیی بود که علامه مجلسی با دانش گسترده، قلم پُربار و نفوذ سیاسیاش پر کرد. او در واقع «معمار هویت دینی ایران شیعی» در آن برهه حساس بود.
۲. تولد و خاندان: زاده در دامان علم و تقوا
محمدباقر بن محمدتقی بن مقصودعلی مجلسی در سال ۱۰۳۷ هجری قمری (برابر با ۱۶۲۷ میلادی) در شهر اصفهان – پایتخت باشکوه صفویان – چشم به جهان گشود. خاندان او، از خاندانهای اصیل علمی و روحانی بودند.
پدرش، ملامحمدتقی مجلسی (معروف به «مجلسی اول»، ۱۰۰۳-۱۰۷۰ ق)، خود از فقها و محدّثان بزرگ دوران بود. ملامحمدتقی در جوانی به دلیل سرودن شعر و گرایش به تصوف، زندگیای متفاوت داشت، اما با یک تحول روحی عمیق، به جرگه فقها پیوست و به زهد و عبادت و تألیف روی آورد. او از شاگردان برجسته «شیخ بهایی» و «میرداماد» (دو قطب علمی-فلسفی اصفهان) بود. ملامحمدتقی با تربیت فرزندانش، بهویژه محمدباقر، نقشی اساسی در شکلگیری شخصیت علمی و معنوی او ایفا کرد.
مادر علامه مجلسی نیز از نوادگان «حسن بن علی عریضی» (از نوادگان امام صادق علیهالسلام) بود و از این رو، علامه مجلسی از سوی مادری «سیّد» محسوب میشد و گاه با عنوان «سیّد» از او یاد میشود، هرچند شهرت اصلی او با عنوان «مجلسی» است.
۳. تحصیلات و اساتید: شاگردی در محضر بزرگان
محمدباقر جوان، دوران کودکی و نوجوانی را در اصفهان، که در آن زمان «دارالعلم» جهان اسلام بود، گذراند. او با نبوغی سرشار و پشتکاری کمنظیر، نزد بزرگترین استادان عصر خود به تحصیل علوم دینی پرداخت. مهمترین استادان او عبارت بودند از:
۱. ملامحمدتقی مجلسی (پدرش): نخستین و مهمترین استاد او. محمدباقر، مقدمات علوم دینی، ادبیات عرب، فقه، اصول و حدیث را نزد پدرش فراگرفت و اجازه روایت دریافت کرد.
۲. علامه حسنعلی تستری: از محدّثان بزرگ که علامه مجلسی از او نیز اجازه روایت داشت.
۳. آقا حسین خوانساری: از فقها و حکمای بزرگ عصر صفوی که در فلسفه و کلام نیز تبحّر داشت.
۴. ملا محسن فیض کاشانی: داماد و شاگرد برجسته ملاصدرا که هم در فلسفه و عرفان صاحبنظر بود و هم در فقه و حدیث کتابهای مهمی چون «الوافی» را تألیف کرده بود.
۵. ملا صالح مازندرانی: از فقها و محدّثان نامدار که شرحی معروف بر «کافی» نوشته است.
۶. شیخ حرّ عاملی: مؤلف کتاب عظیم «وسائلالشیعه» که در سفری به اصفهان با علامه مجلسی دیدار کرد و به او نیز اجازه روایت داد.
علامه مجلسی با بهرهگیری از این محضرهای متنوع، به جامعیتی در علوم دینی (تفسیر، حدیث، فقه، کلام، رجال و تاریخ) دست یافت که او را از بسیاری از همعصرانش متمایز میکرد.
۴. حیات سیاسی و مناصب: شیخالاسلامی قدرتمند
علامه مجلسی تنها یک عالم گوشهنشین نبود؛ بلکه یک «کنشگر فعال اجتماعی و سیاسی» نیز بود. اوج قدرت و نفوذ او در دوران سه پادشاه صفوی (شاه عباس دوم، شاه سلیمان و شاه سلطان حسین) رقم خورد.
-
دوران شاه سلیمان (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ق): با درگذشت «آقا حسین خوانساری» (شیخالاسلام وقت اصفهان) در سال ۱۰۹۸ ق، شاه سلیمان، علامه مجلسی را به این منصب کلیدی برگزید. «شیخالاسلام» بالاترین مقام مذهبی کشور بود و اختیارات گستردهای در امور شرعی، قضایی، حسبه (امر به معروف و نهی از منکر) و نظارت بر نهادهای مذهبی داشت.
-
دوران شاه سلطان حسین (۱۱۰۵-۱۱۳۵ ق): نفوذ علامه مجلسی در این دوره به اوج خود رسید. شاه سلطان حسین که پادشاهی بسیار متشرّع و تحت تأثیر علما بود، به علامه مجلسی ارادت ویژهای داشت. در نخستین روزهای جلوس شاه بر تخت، علامه مجلسی «شرط نامه»ای برای او نوشت و از او تعهد گرفت که شراب را ممنوع کند، مساجد و مدارس را تعمیر نماید، از ظلم به مردم جلوگیری کند و احکام اسلام را اجرا نماید.
علامه مجلسی از قدرت سیاسی خود نه برای اندوختن ثروت (هرچند منتقدانش او را به تجملگرایی متهم میکنند)، که برای پیشبرد اهداف دینی و فرهنگی خود استفاده کرد. او با نفوذ خود، به مبارزه با آنچه «بدعتها» و «انحرافات» میخواند (مانند تصوف، فلسفه افراطی، میگساری علنی و…)، پرداخت و در ترویج شعائر شیعی (بهویژه عزاداری امام حسین علیهالسلام) و فارسینویسی متون دینی همت گماشت.
۵. شاهکار ماندگار: بحارالأنوار، دایرهالمعارف حدیث شیعه
اگر علامه مجلسی تنها یک کتاب مینوشت، همان یک کتاب برای جاودانگی او کافی بود: «بحارالأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار» (دریاهای نور، دربردارنده گوهرهای اخبار امامان پاک). بحارالأنوار، بزرگترین و جامعترین دایرهالمعارف حدیثی در تاریخ شیعه است.
انگیزه تألیف: علامه مجلسی در مقدمه بحارالأنوار میگوید که انگیزهاش از این کار، «حفظ میراث روایی شیعه از نابودی» بوده است. او میدید که بسیاری از کتب حدیثی کهن در حال از بین رفتن هستند و از سوی دیگر، فلسفه و تصوف، برخی را از مراجعه مستقیم به روایات اهل بیت (ع) دور کرده است.
ویژگیها و عظمت کتاب:
-
حجم و جامعیت: بحارالأنوار در نسخههای چاپی معاصر، ۱۱۰ جلد (در برخی چاپها ۲۵ جلد رحلی قطور) است. این کتاب، تقریباً «هر» حدیث شیعی که در منابع تا آن زمان قابل دسترسی بوده را گردآوری کرده است؛ از اصول اعتقادی (توحید، عدل، نبوت، امامت، معاد) گرفته تا فقه، اخلاق، تفسیر قرآن، تاریخ معصومین (ع)، دعاها و زیارات، و حتی مباحث طبی و نجومی.
-
روش کار: علامه مجلسی به مدت حدود ۳۰ سال (با کمک شاگردانش)، هزاران جلد کتاب خطی را در اصفهان، مشهد، قم و… مطالعه کرد، احادیث را استخراج نمود، باببندی کرد و توضیحاتی (بیان) بر احادیث دشوار نگاشت.
-
اهمیت: بحارالأنوار، یک «گنجینه عظیم» است که پژوهشگران علوم اسلامی را از مراجعه به صدها کتاب خطی پراکنده بینیاز کرده است. بسیاری از منابع کهن شیعه که امروز مفقود شدهاند، تنها از طریق نقل قولهای بحارالأنوار شناخته میشوند.
نقدها بر بحار:
منتقدان (از جمله برخی علمای معاصر مانند آیتالله مطهری) ایراداتی به روش علامه مجلسی در بحار گرفتهاند:
۱. عدم تفکیک بین روایات قوی و ضعیف: علامه مجلسی، برخلاف روش معمول محدّثان، احادیث را «غربال» نکرده و روایات ضعیف، مجعول و غلوّآمیز را نیز در کنار احادیث صحیح آورده است. این کار، کار را برای غیرمتخصصان دشوار میکند و ممکن است زمینهساز ترویج برخی خرافات گردد.
۲. شرحهای مختصر: توضیحات (بیان) علامه مجلسی بر روایات، گاه بسیار مختصر است و گرههای مفهومی را به طور کامل باز نمیکند.
با این حال، حتی منتقدان نیز بر این باورند که «عظمت جمعآوری» و «حفظ میراث» در بحارالأنوار، چنان بزرگ است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. بحار، بزرگترین کتاب حدیثی شیعه و اثری بیبدیل است.
۶. سایر آثار: از عینالحیات تا حلیه المتقین
علامه مجلسی علاوه بر بحارالأنوار، دهها کتاب به زبانهای عربی و فارسی تألیف کرد. تأکید او بر «فارسینویسی» یکی از نقاط عطف کارنامه اوست. او میخواست معارف دینی را از انحصار «عربیدانان» خارج کند و به میان توده مردم ببرد. برخی از مهمترین آثار فارسی او که بسیاری از آنها هنوز در خانههای ایرانیان یافت میشود، عبارتند از:
۱. «عینالحیات» : کتابی اخلاقی و موعظهای که در آن، آیات و روایات را با نثر روان فارسی و گاه همراه با اشعار فارسی توضیح داده است. این کتاب، قرنها از کتب پرمخاطب در ایران بوده است.
۲. «حلیه المتقین» : یکی از مشهورترین کتب فارسی در آداب و سنن اسلامی (آداب پوشیدن لباس، غذا خوردن، مسواک زدن، معاشرت با همسر و فرزندان، سفر، تجارت و…). این کتاب، نقش مهمی در «سبک زندگی اسلامی» مردم ایران ایفا کرده و روایات مربوط به آداب فردی و اجتماعی را به صورت کاربردی ارائه داده است.
۳. «حیاتالقلوب» : کتابی ۵ جلدی در تاریخ زندگانی پیامبران، پیامبر اسلام (ص) و ائمه اطهار (ع).
۴. «مشکاهالأنوار» : در فضیلت قرآن و آداب تلاوت آن.
۵. «تحفهالزائر» : در آداب زیارت اهل قبور و بهویژه زیارت معصومین (ع).
۶. «حقالیقین» : کتابی کلامی-اعتقادی برای اثبات اصول دین با زبان ساده.
۷. «جلاء العیون» : تاریخ زندگانی اهل بیت (ع) با تمرکز بر مصائب آنان که به عنوان منبع اصلی «روضهخوانی» در منابر مورد استفاده واعظان قرار گرفت و نقش بسزایی در شکلگیری فرهنگ عزاداری در ایران داشت.
همچنین از آثار مهم عربی او میتوان به «مرآه العقول» (شرح جامع و ارزشمند بر کتاب «الکافی» شیخ کلینی) و «ملاذ الأخیار» (شرح کتاب «تهذیب الأحکام» شیخ طوسی) اشاره کرد.
۷. اندیشهها و رویکردها: میان حدیث و عقل
علامه مجلسی به لحاظ فکری، یک «محدّث» (حدیثگرا) بود و در برابر «فیلسوف» (عقلگرایان) و «عارف» (صوفیان) موضعی نقادانه داشت.
۷-۱. نقد تصوف
بزرگترین جبهه مبارزه فکری علامه مجلسی، علیه «تصوف» بود. او که در دوران رواج گسترده فرقههای صوفیانه (مانند نوربخشیه، ذهبیه و… ) در ایران میزیست، تصوف رایج را «بدعتی انحرافی» میدانست که ریشه در اسلام ندارد و توسط دشمنان اهل بیت (ع) ترویج شده است. او در کتاب «عینالحیات» و رسالههای مستقل خود، به شدت به عقاید و اعمال صوفیان (مانند قطبپرستی، شاهدبازی، خانقاهنشینی، سماع، تارکالدنیا شدن و بیاعتنایی به شریعت) میتاخت. این مبارزه قاطعانه او، به همراه اقدامات سیاسیاش، به تضعیف شدید تصوف در ایران انجامید.
۷-۲. نقد فلسفه
موضع علامه مجلسی در برابر فلسفه نیز انتقادی بود. او فلسفه یونانی را «بیگانه» و آمیخته با افکار کفرآمیز میدانست و بر این باور بود که عقل بشری برای رسیدن به حقایق ایمانی کافی نیست و باید به «نصّ» (قرآن و حدیث) رجوع کرد. با این حال، انتقاد او از فلسفه، به اندازه انتقادش از تصوف، تند و آتشین نبود و بیشتر متوجه جنبههای «ضدّ روایی» فلسفه بود.
۷-۳. رویکرد ترویجی-تبلیغی
مهمترین دغدغه علامه مجلسی، «ترویج دین برای عوام» بود. او معتقد بود که دین نباید در پیچیدگیهای اصطلاحات فلسفی و عرفانی گرفتار شود، بلکه باید به زبان ساده و قابل فهم برای همه مردم عرضه گردد. به همین دلیل، حجم عظیمی از آثارش را به زبان فارسی و در قالب کتابهای «موعظه»، «دعا»، «زیارت» و «آداب» نوشت. او پایهگذار یک «نهضت فارسینویسی دینی» بود که تأثیر عمیقی بر فرهنگ عمومی ایران گذاشت.
۸. نفوذ و خدمات اجتماعی: فراتر از قفسه کتابها
علامه مجلسی تنها یک متفکر و نویسنده نبود؛ بلکه یک «رهبر اجتماعی» بسیار فعال و پرنفوذ بود. برخی از خدمات و اقدامات مهم او:
-
ترویج عزاداری سیدالشهدا (ع): او با تألیف کتاب «جلاء العیون» و حمایت همهجانبه از برپایی مجالس روضهخوانی و دستههای عزاداری، فرهنگ «عزاداری عمومی» را در ایران به یک سنت فراگیر و ملی تبدیل کرد.
-
احیای امر به معروف و نهی از منکر: او به عنوان شیخالاسلام، با استفاده از قدرت خود به مبارزه با مفاسد اجتماعی (مانند فحشا، قمار و شرابخواری آشکار) برخاست.
-
برخورد با اقلیتهای دینی: این بخش از کارنامه او، بیشترین انتقادها را برانگیخته است. به دستور علامه مجلسی، فشار بر اقلیتهای دینی (یهودیان، مسیحیان، زرتشتیان و هندوها) افزایش یافت. بتخانههای هندیان در اصفهان تخریب و آنها مجبور به پذیرش اسلام شدند. این اقدامات که امروزه با معیارهای حقوق بشری ناسازگار است، در بستر تاریخی آن زمان، اقدامی در راستای «سیاست یکپارچهسازی مذهبی» دولت صفوی تلقی میشد.
-
ساخت مساجد، مدارس و حمامهای عمومی.
۹. شاگردان: نسلی که او پرورش داد
علامه مجلسی افزون بر تألیفات گرانسنگ، شاگردان برجستهای نیز تربیت کرد که هر یک خود از مفاخر جهان تشیع شدند. برخی از مشهورترین شاگردان او عبارتند از:
-
میرزا عبدالله افندی: مؤلف کتاب ارزشمند «ریاضالعلماء و حیاض الفضلاء» (دایرهالمعارفی از شرح حال علمای شیعه).
-
سید نعمتالله جزایری: از فقها و محدّثان بزرگ و مؤلف «الأنوار النعمانیه».
-
شیخ جعفر بن عبدالله قاضی: از قضات مشهور و شاگردان برجسته علامه.
۱۰. وفات و آرامگاه
علامه محمدباقر مجلسی، پس از عمری پربار و تأثیرگذار، سرانجام در شب ۲۷ رمضان سال ۱۱۱۰ هجری قمری (برابر با ۱۶۹۹ میلادی) در سن ۷۳ سالگی در اصفهان چشم از جهان فروبست. پیکر مطهرش، بنا بر وصیت خودش، در کنار قبر پدر بزرگوارش، ملامحمدتقی مجلسی، در مسجد جامع اصفهان به خاک سپرده شد. امروزه، بقعه این پدر و پسر در ضلع شمال شرقی مسجد جامع عتیق اصفهان، زیارتگاه مردم و محل احترام است.
۱۱. میراث و تأثیر ماندگار: احیاگر یا متحجر؟
علامه مجلسی شخصیتی است که قضاوت درباره او آسان نیست. نمیتوان از تأثیر شگرف او بر «هویت شیعی ایرانیان» چشم پوشید، اما نمیتوان منتقدان جدّی او را نیز نادیده گرفت.
میراث مثبت او:
-
حفظ و گردآوری حجم عظیمی از میراث حدیثی شیعه در «بحارالأنوار» که اگر او نبود، شاید بخش بزرگی از آن برای همیشه از بین میرفت.
-
ترویج فرهنگ دعا، زیارت و عزاداری اهل بیت (ع) در میان تودههای مردم.
-
پایهگذاری «ادبیات دینی فارسی» و خارج کردن معارف اسلامی از انحصار زبان عربی.
-
تربیت شاگردان برجسته.
میراث بحثبرانگیز او:
-
مبارزه سختگیرانه با فلسفه و تصوف که برخی آن را زمینهساز رکود عقلگرایی در حوزههای علمیه میدانند.
-
ترویج بیمحابای برخی روایات ضعیف و خرافی که به باور منتقدان، چهرهای غیرعقلانی از تشیع به نمایش گذاشت.
-
سیاستهای سختگیرانه در قبال اقلیتهای دینی.
آیتالله مرتضی مطهری در کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» با وجود احترام به کار عظیم علامه مجلسی در جمعآوری حدیث، از او به دلیل «عدم نقد روایات» و «ترویج برخی خرافات» انتقاد میکند و او را به «اخباریگری» (گرایش به حدیث در برابر عقل) متهم میسازد. از سوی دیگر، بزرگانی چون «علامه امینی» و «آیتالله بروجردی» از بحارالأنوار و مؤلفش به نیکی و احترام فراوان یاد کردهاند.
علامه محمدباقر مجلسی را بدون شک باید یکی از تأثیرگذارترین شخصیتهای تاریخ تشیع و ایران دانست. او در برههای حساس که هویت شیعی در ایران در حال شکلگیری نهایی بود، با در دست گرفتن «قلم» و «قدرت»، مانند یک مهندس فرهنگی عمل کرد. او «سنت» را از لابهلای کتابهای غبارگرفته بیرون کشید و به میان «کوچه و بازار» برد و آن را به بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره مردم تبدیل کرد.
بحارالأنوار او گنجینهای است که پژوهشگران هنوز از آن بهره میبرند و کتب فارسیاش قرنها مرجع دینی خانوادههای ایرانی بوده است. اگر در نقد روش و برخی اندیشههایش سخن گفته میشود، باید در کنار آن، به اخلاص، پشتکار و دغدغه دینی کمنظیرش نیز اذعان کرد. او محصول زمانه خود بود، اما با عظمت کارش، از زمانه خویش فراتر رفت و تبدیل به «علامه مجلسی» شد؛ نامی که برای همیشه با «حدیث» و «فرهنگ شیعی» گره خورده است. یادش گرامی و راهش (با همه فراز و نشیبهایش) چراغی برای مطالعه و تأمّل در تاریخ پرفراز و نشیب ما باد.





ثبت دیدگاه