چند وقت پیش در یک جلسه مشاوره، مردی با چهرهای پریشان نشست روبهرویم. گفت: «چند سالی است که با خانمی که شوهر دارد رابطه دارم. خودش هم راضی است، میگوید زندگیاش سرد است و من تنها پناهگاه او هستم. اولش فکر میکردم دارم بهش کمک میکنم، اما حالا شبها خواب ندارم. میترسم شوهرش بفهمد، میترسم آبرویم برود، ولی نمیتوانم رهایش کنم.» این ماجرا، فقط داستان یک نفر نیست؛ واقعیتی است که در سایه و پنهانی، زندگیهای زیادی را درگیر کرده است. در این نوشته میخواهم این موضوع را از سه زاویه بررسی کنم: دین، روانشناسی و پیامدهای اجتماعی.
نگاه دین
در فقه اسلامی، رابطه با زن شوهردار، از مصادیق روشن «زنا» و از گناهان کبیره است. قرآن کریم در آیه ۲۴ سوره نساء به صراحت میفرماید: «وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ»؛ یعنی زنان شوهردار بر شما حرام شدهاند. مفسران بزرگ شیعه و سنی، «محصنات» را به «زنان دارای شوهر» تفسیر کردهاند. مرحوم مکارم شیرازی در تفسیر نمونه مینویسد: «این آیه، حرمت ازدواج با زنان شوهردار را بیان میکند و در واقع یکی از بدیهیات فقه اسلامی است.» (تفسیر نمونه، ذیل آیه ۲۴ نساء).
حکم ویژه
نکتهای که این گناه را از سایر گناهان جدا میکند، حکم «حرمت ابدی» است. مطابق نظر مشهور فقهای شیعه، اگر مردی با زن شوهردار زنا کند، آن زن برای همیشه بر او حرام میشود. حضرت آیتالله مظاهری در درس خارج فقه خود میفرمایند: «اگر کسی با زن شوهرداری زنا کند، بعد شوهر او بمیرد یا او را طلاق دهد، آن کسی که با او زنا کرده، نمیتواند او را بگیرد. اجماع داریم و هم روایات من طرق الامامیه داریم.» یعنی حتی اگر شوهر آن زن فوت کند یا او را طلاق دهد و آن زن آزاد شود، باز هم آن مرد نمیتواند با او ازدواج کند. این حکم، نشاندهنده شدت حرمت و زشتی این عمل در اسلام است.
روایات
در روایات متعدد، عذابهای سنگینی برای این گناه ذکر شده است. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «هر کس با زن شوهرداری رابطه برقرار کند، در قیامت در حالتی محشور میشود که آتش از چشمانش زبانه میکشد.» (بحارالأنوار). همچنین امام باقر (ع) در روایتی، حرمت ابدی را برای کسی که با زن شوهردار زنا کند، تأیید کردهاند. (کلینی، کافی، ج ۶، ص ۱۴۹).
راه توبه
اما اسلام، دین رحمت است. اگر فردی مرتکب این گناه شده، راه بازگشت وجود دارد. حضرت آیتالله خامنهای در توضیحالمسائل خود میفرمایند: «زن شوهردار اگر زنا بدهد بر شوهر خود حرام نمیشود و چنانچه توبه نکند و بر عمل خود باقی باشد، بهتر است که شوهر او را طلاق دهد ولی باید مهریهاش را بدهد.» (توضیحالمسائل امام، مسئله ۲۴۰۳). در مورد مرد زانی نیز، توبه واقعی و ترک فوری گناه، درهای رحمت الهی را باز میکند.
چرا این رابطه شکل میگیرد؟
پژوهشهای روانشناسی، دلایل پیچیدهای را برای شکلگیری این نوع روابط نشان میدهند:
«شکار همسر»
در ادبیات روانشناسی تکاملی، به پدیدهای که فردی آگاهانه تلاش میکند فردی را که در یک رابطه عاطفی یا زناشویی قرار دارد، به سمت خود جذب کند، شکار غیرقانونی میگویند. تحقیقات نشان میدهد حدود ۷۵ درصد از مردان و زنان آمریکایی گزارش کردهاند که کسی تلاش کرده آنها را از یک رابطه خارج کند، و حدود نیمی از آنها اذعان کردهاند که این تلاش موفق بوده است.
سرنوشت روابطی که از این راه شکل میگیرند
مهمترین یافته علمی در این زمینه، این است که روابطی که از طریق «شکار همسر» شکل میگیرند، معمولاً کیفیت پایینتری دارند. مطالعهای که در مجله پژوهش در شخصیت منتشر شد، نشان داد افرادی که توسط شریک فعلیشان از یک رابطه قبلی «ربوده» شدهاند، «کمتر متعهد، کمتر راضی و کمتر سرمایهگذاریشده» در رابطهشان هستند. آنها بیشتر به گزینههای جایگزین توجه میکنند، گزینههای جایگزین را باکیفیتتر میبینند و نرخ خیانت بالاتری در رابطه فعلیشان دارند.
همچنین مطالعهای در مجله تحقیقات روابط نشان داد افرادی که رابطهشان از این مسیر شکل گرفته، رضایت، تعهد و اعتماد کمتری را گزارش میکنند و سطح حسادت در آنها بالاتر است.
پیامدهای روانی برای شوهر
مطالعات متعدد نشان میدهد که کشف خیانت همسر، برای فرد آسیبدیده، علائمی شبیه به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) ایجاد میکند. یک مطالعه در سال ۲۰۰۶ نشان داد زنانی که به طور غیرمنتظره از خیانت شوهرشان باخبر شدهاند، علائم استرس حاد شبیه به PTSD را تجربه کردهاند: نوسانات شدید عاطفی، بیخوابی، کابوس، مشکل در تمرکز، افکار مزاحم و رفتارهای خودمحافظتی مانند «کارآگاهی».
پژوهشهای ایرانی نیز نشان میدهد خیانت زناشویی به ترتیب آسیب فردی (جسمی و روانی)، آسیب خانوادگی، آسیب اجتماعی و آسیب معنوی ایجاد میکند. در بعد جسمانی، اختلال خواب؛ در بعد روانی، بیحوصلگی؛ در بعد خانوادگی، سردی رابطه زناشویی؛ در بعد اجتماعی، از بین رفتن آبرو؛ و در بعد معنوی، عذاب وجدان، بیشترین میزان را داشتهاند. (مطالعات دانشگاه شهید بهشتی، ۲۰۲۱).
پیامدهای اجتماعی و اخلاقی
رابطه با زن متاهل، تنها یک «گناه شخصی» نیست؛ یک «زلزله اجتماعی» است. این رابطه:
-
بنیان خانواده را متلاشی میکند و فرزندان را قربانی میسازد.
-
اعتماد اجتماعی را از بین میبرد؛ وقتی این خیانتها آشکار میشود، نه فقط یک خانواده، که کل بافت اجتماعی آسیب میبیند.
-
آبرو و حیثیت هر دو طرف را به خطر میاندازد و میتواند به فاجعههای جبرانناپذیری منجر شود.
راه خروج:از وابستگی به رهایی
اگر درگیر چنین رابطهای هستید، اولین قدم، پذیرش واقعیت است. رابطهای که با فریب، پنهانکاری و نقض حقوق یک خانواده شکل گرفته، هرگز نمیتواند پایه یک زندگی سالم باشد. سپس:
-
قطع رابطه: هر تماس، هر پیام، هر دیدار، وابستگی را عمیقتر میکند. باید رابطه را به طور کامل قطع کنید.
-
توبه واقعی: از خداوند طلب بخشش کنید و عزم جدی برای ترک گناه داشته باشید.
-
مشاوره تخصصی: اگر نمیتوانید به تنهایی از این چرخه خارج شوید، از یک روانشناس کمک بگیرید.
-
جبران: اگر حق کسی را ضایع کردهاید، در حد توان جبران کنید. اما «فاش کردن» ماجرا بدون ضرورت، آسیب را چند برابر میکند. در این موارد با یک عالم دین مشورت کنید.
رابطه با زن متاهل، از منظر دین یک گناه کبیره با پیامد حرمت ابدی است، از منظر روانشناسی به روابطی شکننده و پر از بیاعتمادی میانجامد، و از منظر اجتماعی خانوادهها و اعتماد عمومی را نابود میکند. این مسیر، هرگز به خوشبختی پایدار نمیرسد. اما درهای توبه همیشه باز است. اگر در این وادی قدم گذاشتهاید، امروز میتواند روز بازگشت باشد؛ روزی که به جای «آتشبازی با زندگی دیگران»، به فکر ساختن زندگی خودتان باشید.





ثبت دیدگاه