در میان عالمان بزرگ شیعه در سده چهاردهم هجری، کمتر کسی را میتوان یافت که به اندازه علامه شیخ عبدالحسین امینی، عمر و هستیاش را در راه یک هدف مقدس و عظیم ذوب کرده باشد. او با خلق دائرهالمعارف یگانه «الغدیر»، نه تنها بزرگترین خدمت را به مکتب تشیع کرد، بلکه با روحیه تقریبگرایانه و تحقیق منصفانه خود، پلی از احترام و محبت میان شیعه و اهل سنت بنا نهاد. علامه امینی، پژوهشگری خستگیناپذیر، خطیبی آتشین و عاشقی دلباخته بود که شمع وجودش در خلوت کتابخانههای جهان سوخت تا حقیقت ولایت علوی را برای همیشه جاودانه سازد.
زادگاه و خاندان: از تبریز تا نجف
شیخ عبدالحسین امینی در سال ۱۲۸۱ هجری شمسی (۱۳۲۰ هجری قمری / ۱۹۰۲ میلادی) در محله «سرخاب» شهر تبریز، در خانهای آغشته به عطر علم و تقوا چشم به جهان گشود. پدرش، میرزا احمد امینی، از علمای برجسته و متعهد تبریز بود و مادرش نیز بانویی مؤمنه و پرهیزگار. پدرش نه تنها اولین معلم او در وادی دانش دینی بود، بلکه عشق به اهل بیت (ع)، بهویژه وجود مقدس امیرالمؤمنین علی (ع)، را با شیره جان به پسرش نوشاند.
عبدالحسین نوجوان، هوش سرشار و حافظهای خارقالعاده داشت. او مقدمات علوم دینی را نزد پدر و دیگر علمای تبریز فراگرفت و به سرعت در ادبیات عرب، منطق، فقه، اصول و تفسیر قرآن سرآمد همدرسان خود شد. اما روح تشنه او در تبریز سیراب نشد. در حدود شانزده سالگی، برای ادامه تحصیل راهی حوزه علمیه نجف اشرف شد؛ شهری که آن روزگار مهمترین کانون علمی جهان تشیع بود و در آستان مقدس امیرالمؤمنین (ع) میدرخشید.
سالهای تحصیل در نجف و استادان بزرگ
نجف در آن سالها، بهشت طالبان علم بود. علامه امینی جوان، با جدیتی کمنظیر در درس بزرگان نامدار حوزه حاضر شد و از خرمن دانش آنان خوشه چید. مهمترین استادان او در این دوره عبارت بودند از:
-
آیتالله سید محمد حسینی فیروزآبادی (متوفی ۱۳۴۵ ق): استاد بزرگ فقه و اصول.
-
آیتالله سید ابوتراب خوانساری (متوفی ۱۳۴۶ ق): از اساتید برجسته علم رجال و حدیث.
-
آیتالله میرزا علی ایروانی (متوفی ۱۳۵۴ ق): فقیه و اصولی نامدار.
-
آیتالله شیخ محمدحسین نائینی و آیتالله سید ابوالحسن اصفهانی: دو مرجع بزرگ و رهبران دینی-سیاسی زمانه که علامه امینی از محضر پرفیضشان بهره برد.
علامه امینی در سنین جوانی، به درجه بلند اجتهاد دست یافت و مورد تأیید و تجلیل استادان خود قرار گرفت. اما چیزی که او را از دیگر فضلا متمایز میکرد، عشق سوزانش به شناخت سیره و تاریخ اهل بیت (ع) و گردآوری فضایل امیرالمؤمنین (ع) بود. این عشق، مسیر زندگی او را برای همیشه تغییر داد.
هدف بزرگ: در اندیشه خلق یک شاهکار
در همان سالهای جوانی، جرقه تألیف کتاب «الغدیر» در ذهن علامه امینی زده شد. داستان از این قرار بود که او در نجف با پرسشها و شبهاتی درباره واقعه غدیر خم و دلالت آن بر امامت و خلافت بلافصل حضرت علی (ع) مواجه میشد. برخی میگفتند که حدیث غدیر به صورت متواتر نقل نشده، یا اینکه دلالت آن بر معنای امامت قطعی نیست.
علامه امینی که روحیهای پرسشگر و عشق به حقیقت داشت، برای یافتن پاسخ قطعی، سفری علمی را آغاز کرد که بیش از ۴۰ سال از عمر شریفش را به خود اختصاص داد. او تصمیم گرفت تمام منابع و اسناد حدیث غدیر را از لابهلای هزاران کتاب خطی و چاپی، از قرن اول تا عصر خود، استخراج و مستندسازی کند. این تصمیم، زایش بزرگترین دائرهالمعارف حدیثی درباره غدیر بود.
سفرهای علمی و تحقیق شبانهروزی
برای گردآوری منابع «الغدیر»، علامه امینی به کتابخانههای بزرگ کشورهای اسلامی سفر کرد. او به عراق، ایران، سوریه، لبنان، ترکیه، مصر و هندوستان رفت و در کتابخانههای مشهور آن بلاد، ماهها به مطالعه و نسخهبرداری از کتابهای خطی کمیاب پرداخت. برخی از مهمترین کتابخانههایی که او در آنها پژوهش کرد عبارت بودند از:
-
کتابخانه آستان قدس رضوی در مشهد.
-
کتابخانه ظاهریه در دمشق.
-
کتابخانه الأزهر و دارالکتب المصریه در قاهره.
-
کتابخانههای شخصی و عمومی در استانبول، حلب، نجف، کربلا و دهلی.
او در این سفرها، با عالمان و محققان بزرگ اهل سنت نیز ملاقات و گفتوگو میکرد و با روی گشاده و منطق استوار، باب دوستی و مباحثه علمی را میگشود. او به دلیل وسعت دانش، انصاف علمی و اخلاق نیکو، احترام بسیاری از علمای اهل سنت را نیز به دست آورد.
الغدیر: کتابی که یک تنه یک کتابخانه است
سرانجام در سال ۱۳۶۴ هجری قمری (۱۳۲۴ شمسی)، اولین جلد از کتاب «الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب» در نجف منتشر شد و به تدریج، یازده جلد آن (هر جلد به طور متوسط ۴۰۰ تا ۵۰۰ صفحه) به زیور طبع آراسته گشت. جلد دوازدهم نیز ناتمام ماند.
الغدیر چیست؟ الغدیر دائرهالمعارفی است که در آن علامه امینی:
۱. حدیث غدیر را از منابع صدها صحابی و تابعی و ۱۱۰ تن از صحابه پیامبر (ص) به صورت مستند روایت میکند.
۲. شعر غدیر را از قرن اول تا چهاردهم هجری گردآوری کرده و به شرح حال شاعران غدیرسرا میپردازد.
۳. مناقب امیرالمؤمنین (ع) را در کتب تفاسیر، جوامع حدیثی و کتب تاریخی اهل سنت به تفصیل میآورد.
۴. به نقد و بررسی روایات ساختگی و جعلی که برای تخریب چهره اهل بیت (ع) ساخته شده میپردازد.
۵. و مهمتر از همه، کل این کتاب با تکیه بر منابع معتبر اهل سنت نوشته شده است، بیآنکه نیازی به منابع شیعی باشد. به گفته خود علامه: «من در الغدیر، شیعه را با کتابهای خود اهل سنت اثبات میکنم.»
علامه امینی در تألیف الغدیر، بیش از ۱۰۰ هزار کتاب را مطالعه و از دهها هزار کتاب مرجع یادداشتبرداری کرد. او شخصاً صفحات زیادی از نسخ خطی نایاب را با دست خود رونویسی میکرد. الغدیر چنان عظمتی دارد که استاد محمد عبدالغنی حسن مصری، ادیب برجسته اهل سنت، در تقریظ خود بر این کتاب نوشت: «از خدا میخواهم که این کتاب را در میزان حسنات مؤلفش قرار دهد… این کتابی است که در نوع خود بینظیر است.»
الغدیر و تقریب مذاهب اسلامی
یکی از نکات بسیار مهم و درسآموز درباره الغدیر، روحیه تقریبی آن است. علامه امینی در حالی که محکمترین استدلالها را برای اثبات حقانیت مکتب اهل بیت (ع) ارائه میداد، هرگز در وادی توهین، تحقیر یا تفرقهافکنی قدم نگذاشت. او با احترام از علمای بزرگ اهل سنت یاد میکرد و تنها به نقد علمی روایات و دیدگاهها میپرداخت.
امام خمینی (ره) درباره الغدیر فرمودند: «کتاب الغدیر، کتابی است که هر مسلمانی با خواندن آن، بیشتر به اسلام و وحدت اسلامی علاقهمند میشود… علامه امینی با تألیف الغدیر، اسلام را در چهره ولایت به جهان معرفی کرد.»
رهبر معظم انقلاب نیز میفرمایند: «الغدیر یک کتاب نیست، یک کتابخانه است؛ یک دایرهالمعارف اسلامی است.»
سایر آثار و فعالیتهای علمی-اجتماعی
گرچه شهرت علامه امینی به «الغدیر» است، اما او آثار ارزشمند دیگری نیز از خود به یادگار گذاشت:
-
شهداء الفضیله: شرح حال ۱۳۰ تن از علمای شهید شیعه از قرن چهارم تا چهاردهم هجری.
-
تفسیر فاتحه الکتاب: تفسیری عرفانی-کلامی از سوره حمد.
-
سیرتنا و سنتنا: شرح سیره پیامبر اکرم (ص) با استناد به منابع معتبر.
-
ثمرات الأسفار: یادداشتهای او در سفرهای علمی.
علامه امینی همچنین در نجف و تبریز، کتابخانههای عمومی بزرگی تأسیس کرد. کتابخانه امیرالمؤمنین (ع) در نجف که به همت او و با اهدای هزاران نسخه کتاب ارزشمند راهاندازی شد، امروز نیز از کتابخانههای معتبر جهان اسلام است. او تمام حقالتألیف و وجوهات خود را صرف خرید کتاب و احداث این کتابخانهها میکرد.
خلقوخوی انسانی و زندگی زاهدانه
همه کسانی که علامه امینی را از نزدیک میشناختند، بر زهد، تقوا، خوشرویی و فروتنی او اتفاق نظر دارند. او با وجود آن همه علم و شهرت، زندگیای ساده و بیآلایش داشت. خانهاش در نجف، محل رفتوآمد فقیران و نیازمندان بود. عشق به امیرالمؤمنین (ع) چنان در تار و پود جانش تنیده بود که هرگاه نام علی (ع) را میشنید، اشک در چشمانش حلقه میزد.
او عبادتهای شبانهاش ترک نمیشد و به زیارت حرم امیرالمؤمنین (ع) در نجف مداومت عجیبی داشت. نقل است که بسیاری از شبها، در حالی که دیگران در خواب بودند، او در کتابخانه غرق مطالعه یا در حرم مطهر غرق مناجات بود.
غروب خورشید: پرواز به سوی محبوب
سالهای پایانی عمر علامه امینی با کسالت و بیماری همراه بود. ساعات طولانی مطالعه در کتابخانههای غبارآلود و کار طاقتفرسای تحقیق، بینایی و سلامتیاش را به شدت تحلیل برده بود. سرانجام در روز جمعه، ۱۲ تیرماه ۱۳۴۹ هجری شمسی (۲۸ ربیعالثانی ۱۳۹۰ هجری قمری)، این عبد صالح خدا و خادم دلسوخته ولایت، در تهران چشم از جهان فروبست. او هنگام رحلت، ۶۸ سال داشت.
پیکر پاکش با بدرقه میلیونها انسان داغدار، ابتدا به نجف اشرف منتقل شد و پس از طواف بر گرد ضریح امیرالمؤمنین (ع)، طبق وصیت خودش، در قبرستان وادیالسلام به خاک سپرده شد. اما بعدها، به دلیل موقعیت خاص قبر و احترام فراوان علما، آرامگاهی در صحن حرم مطهر علوی برایش بنا گردید که امروز زیارتگاه عاشقان است.
میراث ماندگار علامه امینی برای امروز ما
علامه امینی فقط نویسنده یک کتاب نبود؛ او یک مکتب فکری و اخلاقی از خود به جا گذاشت. پیامهای اصلی زندگی او برای نسل امروز عبارتند از:
۱. علم توأم با تعهد: او نشان داد که عالم دینی باید برای دفاع از حقیقت، سختی پژوهشهای طاقتفرسا را به جان بخرد.
۲. انصاف علمی: او یاد داد که میتوان از حقانیت خود دفاع کرد بدون آنکه به تخریب و توهین به دیگران پرداخت.
۳. وحدتگرایی: الغدیر اثبات کرد که محکمترین براهین شیعی، از دل کتابهای مورد قبول برادران اهل سنت بیرون میآید و این خود بزرگترین گام برای تقریب مذاهب است.
۴. زهد و عمل: زندگی ساده و اخلاص او ثابت کرد که میتوان در اوج قلههای علم، باز هم بندهای خاکسار برای خدا بود.
الغدیر، جاودانه چون غدیر
علامه شیخ عبدالحسین امینی، به حق «خادم کتاب الغدیر» و «دیدهبان حریم ولایت» بود. او با عشق به علی (ع)، طوفانها به جان خرید، شبها را به سحر رساند، شهرها و کتابخانهها را زیر پا گذاشت، تا حقیقت غدیر را برای همیشه تاریخ جاودانه کند. امروز، هر نسخهای از کتاب الغدیر که در گوشهای از جهان گشوده میشود، شعلهای از آن عشق را در دلی روشن میکند و ندای «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» را در گوش زمانه طنینانداز میسازد.
روحش شاد، راهش پررهرو، و شفاعت امیرالمؤمنین (ع) نصیبش باد.





ثبت دیدگاه