حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید :ديروزت از دست رفت و به فردايت يقين نيست و امروزت غنيمت است ؛ پس اين فرصت به دست آمده را درياب.

دوشنبه, ۳۰ شهریور , ۱۴۰۵ ساعت ×

سربرگ مطالب

نهاد وکالت : ساختار، کارکردها و زمینه‌سازی برای غیبت زندگینامه آیت الله شبیری زنجانی زن شاغل یا خانه دار؟ حضرت عبدالعظیم حسنی (ع): عالمی در سنگر تقوا هوش مصنوعی: ابزار یا ارباب؟ رابطه با زن متاهل: تحلیل دینی، روان‌شناختی و اجتماعی تهاجم فرهنگی و تفاوت آن با تبادل فرهنگ عذاب وجدان بخاطر روابط گذشته محدوده روابط دختر و پسر قبل از ازدواج ازدواج سفید بارداری در دوران نامزدی! احتمال بارداری چند روز بعد از پریود؟ اگر بچه‌تان را بزنند، چه آموزشی به او می‌دهید؟ صلح امام حسن (ع): عقب‌نشینی یا ضربه نهایی؟ خودارضایی در زنان و دختران طلاق عاطفی چیست؟ نیمه گمشده نهی از منکر! باکرگی، شرط عقد یا نشانه پاکی؟ آیا اختلاف فرهنگی دلیلی برای طلاق است؟ به خودمان بپردازیم! وحدت حداکثری در امت احمد درس‌هایی از تاریخ مقاومت جایگاه زن در اسلام گفتن گذشته به همسر آیا خدا سختی‌ها را برای ما پیش می‌آورد؟ آیا قضا و قدر الهی با اختیار انسان سازگار است؟ حس ششم چیست؟ سن مناسب ازدواج از نظر روانشناسی شهید مدافع حرم جهانگیر جعفری نیا آیا تجربه‌های نزدیک به مرگ واقعیت دارد؟

حس ششم چیست؟
1
حس ششم، نه یک راز صوفیانه، نه یک خرافه، بلکه یک «مکانیسم بقا» ست که طی میلیون‌ها سال تکامل در وجود ما نهادینه شده است.
نویسنده : روایت برتر
پ
پ

وقتی صحبت از «حس ششم» می‌شود، خیلی‌ها یاد پیش‌گویی، غیب‌گویی یا نیروهای فراطبیعی می‌افتند. اما علم، نگاه کاملاً متفاوتی به این ماجرا دارد. در روانشناسی و علوم اعصاب، «حس ششم» به آن دسته از ادراکات و تصمیم‌گیری‌های سریعی گفته می‌شود که بدون «تفکر منطقی و آگاهانه» رخ می‌دهند. ما این حس را با نام‌های مختلفی می‌شناسیم: شهود، احساس درونی ، یا ادراک ناخودآگاه.

دکتر «آنتونیو داماسیو»، عصب‌شناس برجسته و استاد دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، در کتاب معروف خود «خطای دکارت» توضیح می‌دهد که احساسات و حس‌های بدنی ما، نقش اساسی در تصمیم‌گیری‌های منطقی دارند. او می‌گوید: «ما ماشین‌های تفکری نیستیم که احساس کنیم؛ ما ماشین‌های احساسی هستیم که فکر می‌کنیم.» این یعنی آنچه به عنوان «حس ششم» تجربه می‌کنیم، در واقع نوعی پردازش اطلاعات است که در لایه‌های زیرین آگاهی ما رخ می‌دهد و خودش را به صورت یک «احساس بدنی» (مثل دلدرد، تپش قلب، یا همان دلشوره معروف) نشان می‌دهد.

(علم ناخودآگاه)

برای درک علمی حس ششم، باید اول بفهمیم که مغز ما چطور کار می‌کند. ما عادت داریم فکر کنیم که همه تصمیم‌هایمان «آگاهانه» و «منطقی» هستند. اما حقیقت این است که بخش عظیمی از پردازش‌های مغزی ما، زیرِ سطح آگاهی و به صورت «ناخودآگاه» انجام می‌شود.

پروفسور «جان برگ»، روانشناس اجتماعی دانشگاه ییل، در مقاله معروف خود با عنوان «خودکاری تحمل‌ناپذیر زندگی روزمره» نشان داد که بسیاری از رفتارها، قضاوت‌ها و تصمیم‌های ما، توسط فرآیندهای ناخودآگاه و بدون دخالت «منِ آگاه» هدایت می‌شوند. مغز ما مدام در حال اسکن محیط است: صداها، بوها، تغییرات دما، حالات چهره دیگران، و هزاران نشانه ظریف دیگر را که ما آگاهانه متوجهشان نمی‌شویم، دریافت و پردازش می‌کند. وقتی این نشانه‌ها با الگوهای ذخیره‌شده در حافظه ما (مثلاً خاطرات یک تجربه خطرناک قبلی) تطابق پیدا می‌کنند، مغز «زنگ خطر» را می‌زند. اما از آنجا که این پردازش در لایه ناخودآگاه رخ داده، ما دلیل منطقی‌ای برای ترس یا نگرانی‌مان پیدا نمی‌کنیم و آن را به عنوان یک «حس» یا «شهود» تجربه می‌کنیم.

خواندن این مطلب
معجزات و فواید عسل

 نشانگرهای بدنی: وقتی بدن کارت حافظه می‌شود

دکتر داماسیو، برای توضیح علمی این پدیده، مفهوم «نشانگرهای بدنی» را مطرح کرد. او در آزمایشی معروف که در مجله Science منتشر شد، نشان داد که بدن ما، قبل از مغز آگاهمان، خطر را تشخیص می‌دهد.

در این آزمایش، شرکت‌کنندگان یک بازی کارتی انجام می‌دادند که در آن، بعضی دسته‌های کارت «پرسود اما پرخطر» و بعضی دیگر «کم‌سود اما ایمن» بودند. محققان، واکنش‌های فیزیولوژیک شرکت‌کنندگان (مثل تعریق کف دست و ضربان قلب) را اندازه می‌گرفتند. نتیجه شگفت‌انگیز بود: بعد از چند دور بازی، بدن شرکت‌کنندگان از نظر فیزیولوژیک، دسته کارت خطرناک را تشخیص می‌داد و با افزایش تعریق و ضربان قلب واکنش نشان می‌داد، در حالی که خودِ فرد هنوز «آگاهانه» نمی‌دانست که چرا این دسته کارت بد است. مغز آگاه، چندین دور بعدتر تازه متوجه می‌شد که این دسته کارت، خطرناک است.

این یعنی بدن ما یک «حافظه بدنی» دارد که تجربیات گذشته را ذخیره می‌کند و در موقعیت‌های مشابه، پیش از آنکه ذهن منطقی فرصت تحلیل پیدا کند، واکنش نشان می‌دهد. این همان «دلشوره»، «مور مور شدن» یا «حس بد»ی است که در لحظات بحرانی تجربه می‌کنیم.

 چرا «دل» ما هم فکر می‌کند؟

حالا می‌رسیم به یکی از جذاب‌ترین اکتشافات علمی دو دهه اخیر: محور روده-مغز . شاید برایتان جالب باشد که در فرهنگ عامه ما، عباراتی مثل «دلم شور می‌زنه»، «دلم گواهی نمی‌ده» یا «از ته دل حس می‌کنم» بسیار رایج است. جالب است که علم امروز نشان داده این عبارات، فقط «شعر و استعاره» نیستند، بلکه واقعیت فیزیولوژیک دارند.

خواندن این مطلب
مواجهه با محتوای نامناسب در کودکان

دستگاه گوارش ما، تنها یک لوله هضم غذا نیست. روده انسان، دارای حدود ۱۰۰ میلیون نورون (سلول عصبی) است که به آن «مغز دوم» می‌گویند. این شبکه عصبی پیچیده، از طریق «عصب واگ» مستقیماً با مغز ما در ارتباط است و پیوسته سیگنال‌هایی رد و بدل می‌کند. جالب‌تر اینکه بیش از ۹۰٪ «سروتونین» (هورمون شادی و تنظیم خلق) و حدود ۵۰٪ «دوپامین» بدن ما، در روده تولید می‌شود، نه در مغز.

دکتر «امران مایر»، استاد دانشگاه UCLA و از پیشگامان این حوزه، در کتاب  (ارتباط ذهن و روده، ۲۰۱۶) توضیح می‌دهد که میکروبیوم روده (تریلیون‌ها باکتری که در روده ما زندگی می‌کنند) می‌تواند بر خلق، تصمیم‌گیری و حتی «حس‌های درونی» ما تأثیر بگذارد. مطالعات نشان داده‌اند که سیگنال‌هایی که از روده به مغز مخابره می‌شوند، می‌توانند بر پاسخ‌های هیجانی ما (مثل ترس، اضطراب یا اطمینان) اثر بگذارند و همان «احساس درونی» را ایجاد کنند. پس وقتی می‌گویید «دلم شور می‌زنه»، واقعاً روده شما در حال ارسال پیام به مغزتان است.

 وقتی حس ششم، «تجربه فشرده» است

یک مثال معروف در ادبیات علمی، داستان یک فرمانده آتش‌نشانی است که توسط روانشناس «گری کلاین»  در کتاب «منابع قدرت» نقل شده است. این فرمانده، در یک آتش‌سوزی معمولی در آشپزخانه، ناگهان احساس کرد که «چیزی درست نیست» و بدون هیچ دلیل منطقی، دستور تخلیه فوری ساختمان را صادر کرد. چند ثانیه بعد، کف آشپزخانه فرو ریخت؛ در حالی که آتش‌سوزی از زیرزمین شروع شده بود و کسی متوجه آن نشده بود.

کلاین این پدیده را «تصمیم‌گیری شهودی» می‌نامد. او توضیح می‌دهد که متخصصان باتجربه، در طول سال‌ها کار، الگوهای بی‌شماری را در ذهن خود ذخیره کرده‌اند. در لحظه بحران، ذهن آنها، بدون تحلیل قدم‌به‌قدم، الگوی فعلی را با کتابخانه عظیم تجربیاتشان تطبیق می‌دهد و «عدم تطابق» را به صورت یک حس هشداردهنده بروز می‌دهد. فرمانده آتش‌نشان، آگاهانه نمی‌دانست که آتش ساکت‌تر از حد معمول بود، یا اینکه کف آشپزخانه کمی گرمتر از حد طبیعی حس می‌شد. اما مغز ناخودآگاهش همه اینها را در کسری از ثانیه پردازش کرده بود و نتیجه را به صورت یک «حس ششم» به او مخابره کرد.

خواندن این مطلب
فرزندم مخفیانه با جنس مخالف در ارتباط است

 پس چرا همه حس ششم ندارند؟

همه ما این سیستم هشداردهنده درونی را داریم. اما تفاوت اصلی در این است که چقدر به آن «گوش» می‌دهیم. افرادی که با بدن خود ارتباط بهتری دارند (یعنی «آگاهی بدنی» بالاتری دارند)، معمولاً سیگنال‌های ضعیف بدنی را زودتر تشخیص می‌دهند و به شهود خود اعتماد بیشتری دارند. از طرف دیگر، کسانی که بیش از حد درگیر تحلیل منطقی هستند، ممکن است این زمزمه‌های درونی را نادیده بگیرند.

همچنین، «تربیت فرهنگی» و «تجربیات قبلی» نقش مهمی ایفا می‌کنند. در برخی فرهنگ‌ها، «حس ششم» را خرافه می‌دانند و افراد یاد می‌گیرند که آن را سرکوب کنند. اما علم می‌گوید که نادیده گرفتن این حس، می‌تواند گاهی خطرناک باشد.

پس دفعه بعد که دلتان شور زد، یا بدون دلیل، از چیزی احساس خطر کردید، یک لحظه مکث کنید. شاید مغز شما، قبل از خودتان، چیزی را فهمیده باشد. حس ششم، نه یک راز صوفیانه، نه یک خرافه، بلکه یک «مکانیسم بقا» ست که طی میلیون‌ها سال تکامل در وجود ما نهادینه شده است. علمی، واقعی، و شگفت‌انگیز.

اگر این مطلب برایتان جالب بود و تجربه‌ای شبیه به این داشته‌اید، خوشحال می‌شوم در بخش نظرات با من به اشتراک بگذارید. شاید داستان شما، تأییدی بر این قدرت پنهان مغز باشد.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.