شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در مراسمی مذهبی، کیسههای کوچکی از یک آجیل خاص به شما تعارف کردهاند؛ آجیلی که ترکیبی از مغزها و میوههای خشک شیرین بود و نامی عجیب داشت: آجیل مشکلگشا.
شاید در کودکی، مادربزرگتان یک کیسه از آن را در دستتان میگذاشت و میگفت: «این را بخور تا مشکلاتت برطرف شود.»
اما این آجیل خوشطعم و پربرکت از کجا آمده است؟
ریشهی این رسم کهن چیست و چرا آن را «مشکلگشا» مینامند؟
در این مقاله، سفری خواهیم داشت به اعماق تاریخ و افسانههای ایرانی تا راز و رمز این آجیل محبوب را کشف کنیم.
آجیل مشکلگشا، از ایران باستان تا امروز
تاریخچهی آجیل مشکلگشا به دوران بسیار کهن بازمیگردد و ریشههای آن را باید در ایران باستان جستوجو کرد.
آیین گاهنبار در فرهنگ زرتشتی
بر اساس مستندات تاریخی، ریشهی این رسم به فرهنگ زرتشتیان و آیین مذهبی «گاهنبار» (گاهنبار) بازمیگردد. گاهنبارها، شش جشن بزرگ در طول سال بودند که در باورهای مزدیسنی، یادآور آفرینش جهان توسط اهورامزدا محسوب میشدند.
در این آیینها، مردم و حتی پادشاهان، به نشانهی شکرگزاری و بخشش، بخشی از آذوقه و درآمد خود را بین مردم توزیع میکردند.
این هدایا که برای خشنودی فروهرها (روحهای نیاکان) تهیه میشد، «لُرک» یا «آجیل گاهنبار» نامیده میشد.
در واقع، مردمان باستان با این کار، هم شکرگزار درگاه ایزدی بودند و هم به همنوعان خود کمک میکردند. این فرهنگ بخشش و همدلی، هستهی اصلی شکلگیری آجیل مشکلگشا بوده است.
سیر تحول در طول تاریخ در دوران گذشته، مردم در زمانهای سختی این نذر را بین همدیگر تقسیم میکردند و اعتقاد داشتند که این کار، گره از کارشان میگشاید.
با گذشت زمان و تغییر باورها، این رسم باستانی با فرهنگ اسلامی نیز درآمیخت و به شکل امروزی خود درآمد؛ بهگونهای که امروزه بسیاری از افراد، آن را بهعنوان نذر برای برآورده شدن حاجات خود تهیه و توزیع میکنند.
جالب است بدانید که در تهیهی این نذر، رعایت احترام به این آیین بسیار مهم بوده و افرادی که در بستهبندی آن مشغول بودند، هیچگونه کلمهی ناپسندی به زبان نمیآوردند.
داستان افسانهای پیر خارکن؛
روایتی از دل ادبیات فارسی علاوه بر ریشههای تاریخی، یک داستان افسانهای زیبا نیز در پشت پردهی این آجیل وجود دارد.سعید نفیسی، ادیب و مورخ برجستهی ایرانی، ریشهی آجیل مشکلگشا را برگرفته از این افسانه میداند. خلاصهی داستان روایت از این قرار است که:
پیرمرد خارکنی با سه دختر خود، در تنگدستی و فقر روزگار میگذراند. روزی در بیابان، بر روزگار خود گریست و قطرهاشکی ریخت. ناگاه پیرمردی سبزپوش با موهای سفید پریشان – که در ادبیات فارسی با مشخصات حضرت خضر (ع) شناخته میشود – بر او ظاهر میشود. خضر (ع) به او آداب تهیهی آجیل مشکلگشا را میآموزد و میگوید: «هر ماه این آجیل را فراهم کن و به آشنایان نیازمندت نیز بده». پیرمرد خارکن به این دستور عمل میکند. روزی در بیابان، دو قطعه سنگ درخشان مییابد که معلوم میشود گوهر شبچراغ هستند. با فروش آنها، ثروت عظیمی به دست میآورد و برای خود و دخترانش قصر و زندگیِ خوشی میسازد. فراز و نشیب داستان اما ماجرا به این خوشی ختم نمیشود. روزی، دختر پادشاه که با دختران پیرمرد دوست شده، گردنبند مروارید خود را در کنار استخر رها میکند و کلاغی آن را میرباید. دختر پادشاه، دختران پیرمرد را به دزدی متهم میکند و آنان به زندان میافتند و تمام اموال پیرمرد مصادره میشود. پیرمردِ مغبون و افسرده، بار دیگر خضر (ع) را در خواب میبیند که به او میگوید: «علت بدبختی تو این است که آجیل مشکلگشا را فراموش کردی». پیرمرد ادای این نذر را از سر میگیرد. سرانجام، کلاغ گردنبند مروارید را به دختر پادشاه بازمیگرداند و او متوجه میشود که تهمتاش به دختران پیرمرد ناروا بوده است. دختران آزاد میشوند و اموالشان به آنها بازگردانده میشود.پیرمرد خارکن تا پایان عمر، رسم آجیل مشکلگشا را فراموش نکرد و پس از او نیز دخترانش این نذری را ادا میکردند.
آجیل مشکلگشا در آیینها و جشنهای ایرانی
آجیل مشکلگشا، در طول زمان، جایگاه خود را در آیینهای مختلف ایرانی پیدا کرده است و امروزه در بسیاری از جشنها و مراسم، حضوری پررنگ دارد. آجیل مشکلگشا در مراسم مذهبی نیز کاربرد فراوانی دارد. در شبهای ماه رمضان، بهویژه شبهای احیا، تهیه و توزیع این آجیل یکی از رسوم رایج است و کسانی که حاجت دارند، با پخش آن، خواستههای خود را از خداوند میخواهند. همچنین در استان همدان، اگر ماه مبارک رمضان در روز چهارشنبه آغاز شود، آیین توزیع آجیل مشکلگشا از دیگر آداب مخصوص این ماه است. سفرههای نذری در مراسم سوگواری و سفرههای نذری، بهویژه سفرهی حضرت عباس (ع)، آجیل مشکلگشا پخش میشود و مردم با توسل به ائمهی اطهار (ع) و شخصیتهای مقدسی مانند حضرت خضر و الیاس (ع)، آن را نذر میکنند.
آجیل مشکلگشا، فراتر از یک تنقلات ساده، نمادی از پیوند فرهنگ، تاریخ و باورهای ایرانی است. این آجیل که ریشه در آیینهای کهن زرتشتی و جشنهای گاهنبار دارد, در طول قرنها، با داستانها و افسانههای شیرین درآمیخته و به یک رسم ماندگار در فرهنگ ما تبدیل شده است.رسمی که میگوید با بخشش و یاد خدا، گرهها گشوده میشوند.





ثبت دیدگاه