حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید :ديروزت از دست رفت و به فردايت يقين نيست و امروزت غنيمت است ؛ پس اين فرصت به دست آمده را درياب.

دوشنبه, ۳۰ شهریور , ۱۴۰۵ ساعت ×

سربرگ مطالب

نهاد وکالت : ساختار، کارکردها و زمینه‌سازی برای غیبت زندگینامه آیت الله شبیری زنجانی زن شاغل یا خانه دار؟ حضرت عبدالعظیم حسنی (ع): عالمی در سنگر تقوا هوش مصنوعی: ابزار یا ارباب؟ رابطه با زن متاهل: تحلیل دینی، روان‌شناختی و اجتماعی تهاجم فرهنگی و تفاوت آن با تبادل فرهنگ عذاب وجدان بخاطر روابط گذشته محدوده روابط دختر و پسر قبل از ازدواج ازدواج سفید بارداری در دوران نامزدی! احتمال بارداری چند روز بعد از پریود؟ اگر بچه‌تان را بزنند، چه آموزشی به او می‌دهید؟ صلح امام حسن (ع): عقب‌نشینی یا ضربه نهایی؟ خودارضایی در زنان و دختران طلاق عاطفی چیست؟ نیمه گمشده نهی از منکر! باکرگی، شرط عقد یا نشانه پاکی؟ آیا اختلاف فرهنگی دلیلی برای طلاق است؟ به خودمان بپردازیم! وحدت حداکثری در امت احمد درس‌هایی از تاریخ مقاومت جایگاه زن در اسلام گفتن گذشته به همسر آیا خدا سختی‌ها را برای ما پیش می‌آورد؟ آیا قضا و قدر الهی با اختیار انسان سازگار است؟ حس ششم چیست؟ سن مناسب ازدواج از نظر روانشناسی شهید مدافع حرم جهانگیر جعفری نیا آیا تجربه‌های نزدیک به مرگ واقعیت دارد؟

وقتی یک باور غلط جای عدالت را می‌گیرد
1
جامعه سالم، جامعه‌ای است که در آن هرکس بداند هم حق دارد از آسیب شکایت کند و هم وظیفه دارد در برابر خطا بی‌تفاوت نباشد.
نویسنده : روایت برتر
پ
پ

در زبان فارسی، اصطلاح «نان کسی را آجر کردن» معمولاً زمانی به کار می‌رود که کسی تصور می‌کند با گزارش یک خطا، افشای یک تخلف یا جلوگیری از یک رفتار نادرست، راه درآمد فرد دیگری را بسته است. این تعبیر در گفت‌وگوهای روزمره شاید ساده و حتی احساسی به نظر برسد، اما در عمل، یکی از همان باورهایی است که می‌تواند اجرای قانون، نظارت اجتماعی، مسئولیت‌پذیری و سلامت عمومی را مختل کند.

مسئله از جایی آغاز می‌شود که بعضی افراد، هر نوع گزارش تخلف یا مطالبه پاسخ‌گویی را نه به‌عنوان دفاع از حق و قانون، بلکه به‌عنوان «ضربه زدن به معیشت دیگران» تفسیر می‌کنند. در این نگاه، کسی که تخلف را گزارش می‌دهد مقصر جلوه می‌کند، نه کسی که وظیفه‌اش را انجام نداده یا به دیگران آسیب زده است. این جابه‌جایی خطرناک، به‌مرور اخلاق عمومی را تضعیف می‌کند و جامعه را به سمتی می‌برد که در آن، سکوت فضیلت شمرده می‌شود و مسئولیت‌خواهی، بی‌رحمی تلقی می‌شود.

وقتی می‌گویند «نان کسی را آجر نکن»، معمولاً یک پیام پنهان در آن وجود دارد:

«اشتباه را ببین، اما کاری نداشته باش؛ چون ممکن است برای طرف مقابل هزینه داشته باشد.»

این طرز فکر در ظاهر انسانی و دلسوزانه است، اما در واقع می‌تواند بسیار غیرمنصفانه باشد. چرا؟ چون هزینه اصلیِ انجام ندادن وظیفه، بی‌قانونی یا بی‌مسئولیتی را معمولاً دیگران می‌پردازند:

  • ارباب‌رجوعی که حقش ضایع می‌شود،
  • بیماری که خدمات درست دریافت نمی‌کند،
  • دانش‌آموزی که آموزش کافی نمی‌بیند،
  • مشتری‌ای که فریب می‌خورد،
  • و جامعه‌ای که اعتمادش به نظم و قانون کمتر می‌شود.

در حقیقت، این تعبیر وقتی برای دفاع از خطا به کار می‌رود، به یک باور اشتباه و بازدارنده تبدیل می‌شود؛ باوری که تخلف را از زیر بار پاسخ‌گویی فراری می‌دهد.

چرا این باور اشتباه است؟

اصل ماجرا ساده است:

کسی که وظیفه‌اش را درست انجام نمی‌دهد، خودش به موقعیت شغلی و اعتبار خود آسیب می‌زند، نه کسی که آن مشکل را گزارش می‌کند.

اگر کارمندی در ساعات کاری مسئولانه عمل نمی‌کند، اگر کارگری بارها اصول ایمنی را نادیده می‌گیرد، اگر فروشنده‌ای عمداً جنس معیوب را پنهان می‌کند، یا اگر مدیری از انجام تکالیفش سرباز می‌زند، گزارش این موضوع «نان آجر کردن» نیست؛ بلکه کمک به اصلاح، جلوگیری از تکرار ضرر و دفاع از حق دیگران است.

خواندن این مطلب
آزادی و آزادگی در اسلام: از بندگی تا رهایی

جامعه‌ای که در آن خطا گزارش نشود، به‌تدریج تبدیل به محیطی می‌شود که در آن:

  • افراد مسئولیت‌پذیر دلسرد می‌شوند،
  • افراد بی‌دقت یا متخلف گستاخ‌تر می‌شوند،
  • و اعتماد عمومی از بین می‌رود.

برای روشن‌تر شدن موضوع، بهتر است به چند نمونه واقعی و آشنا نگاه کنیم.

۱) کارمندی که وظایف خود را درست انجام نمی‌دهد

فرض کنید در یک اداره، کارمندی بارها پرونده‌ها را ناقص ثبت می‌کند، ارباب‌رجوع را سرگردان می‌کند، پاسخ درست نمی‌دهد یا عمداً کار مردم را عقب می‌اندازد. اگر کسی این موضوع را به مسئول بالاتر اطلاع دهد، ممکن است عده‌ای بگویند:

«چرا نانش را آجر می‌کنی؟»

اما واقعیت این است که:

  • آن کارمند حقوق می‌گیرد تا وظیفه‌اش را درست انجام دهد،
  • تأخیر و بی‌دقتی او به مردم ضرر می‌زند،
  • و سکوت در برابر این وضعیت، به معنای تأیید ادامه بی‌نظمی است.

در اینجا گزارش مشکل، دشمنی نیست؛ دفاع از حق مردم و نظم اداری است.

۲) کارگری که اصول کار را رعایت نمی‌کند

مثلاً در یک کارگاه، کارگری بارها نکات ایمنی را رعایت نمی‌کند، دستگاه را غلط استفاده می‌کند یا باعث آسیب به محصول و همکاران می‌شود. اگر همکار یا سرپرست این موضوع را تذکر دهد یا ثبت کند، ممکن است گفته شود:

«بیچاره را گرفتار نکن.»

اما اگر این رفتار ادامه پیدا کند، نتیجه چه می‌شود؟

  • احتمال حادثه بالا می‌رود،
  • جان دیگران به خطر می‌افتد،
  • خسارت مالی ایجاد می‌شود،
  • و فرهنگ سهل‌انگاری جا می‌افتد.

در این مثال، گزارش‌نکردن از سر دلسوزی نیست؛ نوعی بی‌مسئولیتی نسبت به جان و مال دیگران است.

۳) معلم یا مربی‌ای که وظیفه آموزشی خود را جدی نمی‌گیرد

اگر معلمی مرتب بی‌برنامه باشد، آموزش ناقص بدهد، وقت کلاس را تلف کند یا نسبت به کیفیت یادگیری دانش‌آموزان بی‌تفاوت باشد، خانواده‌ها حق دارند اعتراض کنند. اما گاهی همین اعتراض با این واکنش روبه‌رو می‌شود که:

«الان می‌خواهی نانش را آجر کنی؟»

در حالی که آینده و حق آموزش فرزندان، شوخی‌بردار نیست. کسی که مسئول تربیت و آموزش است، باید پاسخ‌گو باشد. اعتراض به ضعف حرفه‌ای، نه ظلم است و نه سنگدلی؛ بلکه مطالبه کیفیت و مسئولیت است.

۴) پزشک، پرستار یا کارمند درمانی بی‌دقت

در حوزه درمان، موضوع حتی حساس‌تر است. اگر فردی در یک مرکز درمانی به وظیفه‌اش درست عمل نکند، پرونده‌ها را اشتباه تنظیم کند، دارو را نادرست توضیح دهد، با بیمار با بی‌توجهی برخورد کند یا اصول حرفه‌ای را رعایت نکند، سکوت به‌هیچ‌وجه دلسوزی نیست. اینجا مسئله فقط شغل نیست؛ سلامت و جان انسان‌ها در میان است.

خواندن این مطلب
مثلی لا یبایع مثله

۵) راننده‌ای که مسئولانه عمل نمی‌کند

راننده سرویس، اتوبوس، تاکسی یا خودروی سازمانی اگر بی‌احتیاطی کند، قوانین را زیر پا بگذارد یا جان مسافران را به خطر بیندازد، گزارش او نه قطع‌کردن نان، بلکه جلوگیری از فاجعه است. کسی که از پشت فرمان، امنیت دیگران را تهدید می‌کند، نباید پشت احساسات پنهان شود.

۶) فروشنده یا صاحب کسب‌وکاری که مردم را فریب می‌دهد

اگر مغازه‌داری جنس تقلبی را به‌جای اصل بفروشد، تاریخ مصرف را پنهان کند، وزن را کم بزند یا قیمت‌گذاری ناعادلانه داشته باشد، گزارش او کاملاً درست است. در اینجا نباید گفت:

«بگذار نانش را بخورد.»

بلکه باید گفت:

«چرا نان خود را با تضییع حق مردم به دست می‌آورد؟»

۷) مدیر یا مسئولی که از جایگاهش سوءاستفاده می‌کند

گاهی مشکل فقط کارمند جزء نیست؛ بلکه مدیری است که پارتی‌بازی می‌کند، کوتاهی‌ها را نادیده می‌گیرد، گزارش‌ها را مخفی می‌کند یا با بی‌عدالتی مجموعه را اداره می‌کند. در چنین حالتی، سکوت‌کردن به بهانه حفظ موقعیت او، یعنی قربانی کردن سلامت کل مجموعه.

۸) محتوای زیان‌بار در فضای مجازی

اگر کانال، صفحه یا گروهی با انتشار خشونت، دروغ، تحقیر، محتوای جنسی آسیب‌زا یا اخبار جعلی درآمد کسب می‌کند، گزارش آن صفحه، نمونه روشن دیگری از همین بحث است. برخی می‌گویند:

«بگذار از این راه نان بخورد.»

اما آیا هر راهی برای درآمد مشروع است؟

اگر درآمد از راه فریب، آسیب‌زدن و تخریب افکار عمومی باشد، جلوگیری از آن نه بی‌رحمی، بلکه حمایت از امنیت اجتماعی است.


این طرز فکر چگونه در اجرای قوانین نظارتی خلل ایجاد می‌کند؟

قوانین نظارتی برای این وضع می‌شوند که کیفیت، امنیت، سلامت و عدالت حفظ شود. اما وقتی در فرهنگ عمومی، گزارش‌دادن با «نان کسی را آجر کردن» یکی دانسته شود، چند آسیب جدی به وجود می‌آید:

۱) تخلف پنهان می‌ماند

افراد زیادی خطا را می‌بینند اما از ترس برچسب‌خوردن یا قضاوت اجتماعی سکوت می‌کنند.

۲) افراد بی‌مسئولیت احساس امنیت می‌کنند

وقتی بدانند جامعه از گزارش‌دادن خجالت می‌کشد، احتمال تکرار خطا بیشتر می‌شود.

خواندن این مطلب
آموزش مدیریت پول به کودکان

۳) افراد مسئولیت‌پذیر دلسرد می‌شوند

کسانی که درست کار می‌کنند، وقتی می‌بینند بی‌نظمی و کم‌کاری بدون هزینه است، انگیزه خود را از دست می‌دهند.

۴) قانون از حالت اجرایی خارج می‌شود

قانون فقط روی کاغذ باقی می‌ماند، چون اجرای آن نیازمند گزارش، پیگیری و مطالبه عمومی است.

۵) جای مظلوم و مقصر عوض می‌شود

به‌جای آنکه از قربانی خطا حمایت شود، از فرد خطاکار چهره‌ای مظلوم ساخته می‌شود.

دلسوزی واقعی چیست؟

دلسوزی واقعی یعنی:

  • کمک به اصلاح رفتار،
  • جلوگیری از تکرار آسیب،
  • دفاع از حق دیگران،
  • و حفظ سلامت یک مجموعه یا جامعه.

اگر کسی واقعاً به یک کارمند، کارگر، فروشنده یا تولیدکننده دلسوزی دارد، باید بخواهد او درست کار کند و در چارچوب قانون بماند، نه اینکه خطایش پنهان شود. پنهان‌کردن ضعف، کمک نیست؛ فقط زمانِ بروز یک مشکل بزرگ‌تر را عقب می‌اندازد.

باید این نگاه را اصلاح کرد

لازم است به‌جای این جمله که:

«نان کسی را آجر نکن»

بگوییم:

  • حق مردم را ضایع نکن
  • مسئولیت خودت را انجام بده
  • اگر خطا کردی، پاسخ‌گو باش
  • اگر آسیبی دیدی، سکوت نکن
  • گزارش تخلف، دشمنی نیست؛ مسئولیت اجتماعی است

این تغییر زبان، فقط تغییر کلمات نیست؛ تغییر در فرهنگ پاسخ‌گویی است.

اصطلاح «نان کسی را آجر کردن» وقتی برای توجیه سکوت در برابر خطا، کم‌کاری، تخلف یا آسیب به کار می‌رود، از یک تعبیر عامیانه به یک باور مخرب اجتماعی تبدیل می‌شود. این نگاه باعث می‌شود جامعه به‌جای حمایت از قانون، از بی‌مسئولیتی حمایت کند؛ به‌جای دفاع از حق، از ملاحظه‌کاری نادرست دفاع کند؛ و به‌جای اصلاح، راه تداوم مشکل را باز بگذارد.

اگر کارمندی کارش را درست انجام نمی‌دهد، اگر کارگری اصول را رعایت نمی‌کند، اگر فروشنده‌ای فریب می‌دهد، اگر مسئولی کوتاهی می‌کند، یا اگر رسانه‌ای به جامعه آسیب می‌زند، گزارش این موضوع «نان آجر کردن» نیست. این کار، ایستادن کنار عدالت، مسئولیت و سلامت جامعه است.

جامعه سالم، جامعه‌ای نیست که در آن همه از ترس قضاوت سکوت کنند؛

جامعه سالم، جامعه‌ای است که در آن هرکس بداند هم حق دارد از آسیب شکایت کند و هم وظیفه دارد در برابر خطا بی‌تفاوت نباشد.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.