حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید :ديروزت از دست رفت و به فردايت يقين نيست و امروزت غنيمت است ؛ پس اين فرصت به دست آمده را درياب.

دوشنبه, ۳۰ شهریور , ۱۴۰۵ ساعت ×

سربرگ مطالب

نهاد وکالت : ساختار، کارکردها و زمینه‌سازی برای غیبت زندگینامه آیت الله شبیری زنجانی زن شاغل یا خانه دار؟ حضرت عبدالعظیم حسنی (ع): عالمی در سنگر تقوا هوش مصنوعی: ابزار یا ارباب؟ رابطه با زن متاهل: تحلیل دینی، روان‌شناختی و اجتماعی تهاجم فرهنگی و تفاوت آن با تبادل فرهنگ عذاب وجدان بخاطر روابط گذشته محدوده روابط دختر و پسر قبل از ازدواج ازدواج سفید بارداری در دوران نامزدی! احتمال بارداری چند روز بعد از پریود؟ اگر بچه‌تان را بزنند، چه آموزشی به او می‌دهید؟ صلح امام حسن (ع): عقب‌نشینی یا ضربه نهایی؟ خودارضایی در زنان و دختران طلاق عاطفی چیست؟ نیمه گمشده نهی از منکر! باکرگی، شرط عقد یا نشانه پاکی؟ آیا اختلاف فرهنگی دلیلی برای طلاق است؟ به خودمان بپردازیم! وحدت حداکثری در امت احمد درس‌هایی از تاریخ مقاومت جایگاه زن در اسلام گفتن گذشته به همسر آیا خدا سختی‌ها را برای ما پیش می‌آورد؟ آیا قضا و قدر الهی با اختیار انسان سازگار است؟ حس ششم چیست؟ سن مناسب ازدواج از نظر روانشناسی شهید مدافع حرم جهانگیر جعفری نیا آیا تجربه‌های نزدیک به مرگ واقعیت دارد؟

حمایت از تولید ملی: پیشران توسعه
2
حمایت از تولید ملی، نه یک شعار پوپولیستی، که یک ضرورت علمی، تاریخی و استراتژیک برای نیل به توسعه پایدار است.
نویسنده : روایت برتر
پ
پ

«تولید ملی» صرفاً یک مفهوم اقتصادی خشک و بی‌روح نیست، بلکه نبض تپنده استقلال، عزت و پیشرفت هر کشوری به شمار می‌آید. تصور کنید کشوری را که تمام کالاهای اساسی خود، از سوزن ته‌گرد تا هواپیمای پیشرفته را از دیگران وارد کند. چنین کشوری همواره اسیر نوسانات بازارهای جهانی، تصمیم‌گیری‌های سیاسی بیگانگان و بحران‌های ارزی خواهد بود. در نقطه مقابل، کشوری که بر پایه‌های محکم تولید داخلی ایستاده، نه تنها می‌تواند بحران‌ها را تاب آورد، بلکه قادر است به صادرکننده‌ای قدرتمند بدل شده و در اقتصاد جهانی نقش‌آفرینی کند.

در این مقاله بلند، ابتدا نقش بی‌بدیل حمایت از تولید ملی را در فرآیند توسعه یک کشور می‌کاویم. سپس به ابزارها و سازوکارهای مرسوم این حمایت می‌پردازیم. در بخش اصلی مقاله، با ذکر نمونه‌های عینی و تاریخی از کشورهای توسعه‌یافته‌ای همچون ژاپن، کره جنوبی، آلمان، ایالات متحده آمریکا و فرانسه نشان می‌دهیم که چگونه آن‌ها با استفاده هوشمندانه از سیاست‌های حمایتی، از کشوری ویران یا عقب‌مانده به غول‌های صنعتی و فناوری جهان تبدیل شدند. در پایان نیز درس‌هایی از این تجربیات برای کشورهایی چون ایران، که در مسیر توسعه گام برمی‌دارند، استخراج خواهیم کرد.

۱. چرا تولید ملی مهم است؟ نقش آن در توسعه پایدار

تولید ملی در حکم ستون فقرات اقتصاد یک کشور عمل می‌کند. اگر این ستون فقرات سست و لرزان باشد، کل پیکره اقتصاد در برابر تکانه‌ها آسیب‌پذیر می‌شود. در ادامه به چند کارکرد اساسی تولید ملی اشاره می‌کنیم.

۱-۱. ایجاد اشتغال پایدار

هیچ چیز به اندازه یک کارخانه تولیدی، کارگاه صنعتی یا مزرعه کشاورزی مدرن، قادر نیست اشتغال انبوه و پایداری ایجاد کند. بر اساس گزارش سازمان بین‌المللی کار (ILO)، بخش تولید (اعم از صنعت و کشاورزی) به دلیل ایجاد حلقه‌های گسترده تأمین و توزیع، به ازای هر شغل مستقیم، چندین شغل غیرمستقیم نیز ایجاد می‌کند. اشتغال پایدار، ریشه فقر و آسیب‌های اجتماعی را می‌خشکاند و به انسجام جامعه کمک می‌کند.

۱-۲. افزایش تولید ناخالص داخلی و ثروت ملی

تولید کالاهای با ارزش افزوده بالا، سهم قابل توجهی در رشد تولید ناخالص داخلی دارد. کشورهایی که سهم بخش تولید در اقتصاد آن‌ها بالاست (مانند چین با حدود ۲۷٪، کره جنوبی با ۲۵٪ و آلمان با ۲۱٪)، معمولاً رشد اقتصادی مستمرتری را تجربه می‌کنند. تولید، برخلاف بخش خدمات که می‌تواند سفته‌بازانه باشد، ثروت واقعی خلق می‌کند.

۱-۳. کاهش وابستگی به واردات و بهبود تراز تجاری

وابستگی مزمن به واردات، علاوه بر خروج ارز، کشور را در برابر تحریم‌ها، تنش‌های سیاسی و نوسانات نرخ ارز به شدت آسیب‌پذیر می‌سازد. حمایت از تولید ملی و جایگزینی واردات با کالاهای داخلی (در حد رقابت‌پذیر)، ذخایر ارزی را حفظ می‌کند و تراز تجاری را بهبود می‌بخشد. نمونه بارز آن ژاپن است که پس از جنگ جهانی دوم، سیاست «صادرات یا نابودی» را پیش گرفت و توانست از یک کشور واردکنده به یک ابرصادرکننده تبدیل شود.

۱-۴. ارتقای فناوری و نوآوری

تولید ملی، به‌ویژه در بخش‌های پیشرفته، نیازمند تحقیق و توسعه ، مهندسی معکوس و نوآوری مستمر است. این فرآیند، دانش فنی را در کشور بومی می‌کند و زمینه را برای جهش‌های فناورانه فراهم می‌آورد. کشورهایی مانند کره جنوبی و تایوان، با حمایت هدفمند از تولید نیمه‌رساناها و لوازم الکترونیک، امروز در زمره پیشروان فناوری جهان هستند.

۱-۵. تقویت امنیت ملی و استقلال سیاسی

از منظر ژئواکونومیک، کشوری که غذای خود، داروی خود، انرژی خود و سلاح دفاعی خود را وارد می‌کند، هرگز نمی‌تواند ادعای استقلال کامل سیاسی داشته باشد. تولید ملی، پشتوانه امنیت ملی و اقتدار در مذاکرات بین‌المللی است.

۲. ابزارها و سیاست‌های حمایت از تولید ملی

حمایت از تولید ملی به معنای ایجاد فضای انحصاری ابدی برای تولیدکنندگان ناکارآمد نیست، بلکه به معنای فراهم‌سازی بستر رشد و پرورش صنایع نوپا تا رسیدن به بلوغ رقابتی است. سیاست‌مداران و اقتصاددانان توسعه‌گرا ابزارهای متعددی برای این کار ابداع کرده‌اند.

۲-۱. سیاست‌های تعرفه‌ای و غیرتعرفه‌ای

وضع تعرفه بر کالاهای وارداتی رقیب، یکی از قدیمی‌ترین روش‌های حمایتی است. الکساندر همیلتون، وزیر خزانه‌داری نخستین رئیس‌جمهور آمریکا، اعتقاد داشت صنایع نوزاد آمریکا برای رشد نیاز به «دیوار تعرفه‌ای» در برابر کالاهای انگلیسی دارند. در کنار تعرفه، ابزارهای غیرتعرفه‌ای مانند سهمیه‌بندی واردات (Quota)، استانداردهای سختگیرانه و مقررات گمرکی نیز کاربرد دارند.

۲-۲. یارانه‌ها و کمک‌های مالی مستقیم

دولت‌ها می‌توانند به صورت مستقیم به صنایع هدف یارانه پرداخت کنند. این یارانه ممکن است به صورت کمک‌های بلاعوض، وام‌های کم‌بهره، یا تضمین خرید محصول باشد. نمونه معروف آن یارانه‌های کلان اتحادیه اروپا و آمریکا به بخش کشاورزی است که امکان رقابت کشاورزانشان را در بازارهای جهانی فراهم می‌کند.

خواندن این مطلب
پدر جبر، معمار الگوریتم و ستاره خرد ایرانی

۲-۳. مشوق‌های مالیاتی

معافیت‌ها و تخفیف‌های مالیاتی برای بخش‌های تولیدی، تحقیق و توسعه و صادرات، یکی از مؤثرترین روش‌ها برای جذب سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی به سمت تولید است. مناطق آزاد تجاری-صنعتی و پارک‌های فناوری نمونه‌هایی از این مشوق‌ها هستند.

۲-۴. سیاست خرید دولتی

دولت‌ها بزرگ‌ترین خریداران اقتصاد هستند. اگر دولت‌ها متعهد شوند که کالاها و خدمات مورد نیاز خود را از تولیدکنندگان داخلی خریداری کنند، بازاری مطمئن و بزرگ برای صنایع داخلی فراهم می‌شود. قانون «خرید آمریکا» مصوب ۱۹۳۳ در ایالات متحده، که هنوز هم اجرا می‌شود، نماد بارز این سیاست است.

۲-۵. حمایت از تحقیق و توسعه و آموزش فنی

تولید رقابت‌پذیر بدون فناوری و نیروی کار ماهر ممکن نیست. کشورهای توسعه‌یافته با سرمایه‌گذاری سنگین در مراکز تحقیق و توسعه و نیز ایجاد نظام آموزش فنی و حرفه‌ای کارآمد (مانند نظام آموزش دوگانه آلمان)، پایه‌های تولید ملی خود را مستحکم کرده‌اند.

۳. تجربه کشورهای توسعه‌یافته: از خاکستر تا غول صنعتی

تاریخ اقتصادی جهان نشان می‌دهد که تقریباً هیچ کشور توسعه‌یافته‌ای بدون حمایت فعال و هوشمندانه دولت از تولید ملی به جایگاه کنونی خود دست نیافته است. در ادامه پنج نمونه برجسته را بررسی می‌کنیم.

۳-۱. ژاپن: معجزه پس از جنگ با هدایت دولت

ژاپن پس از شکست در جنگ جهانی دوم، کشوری ویران با اقتصادی فروپاشیده بود. اما طی سه دهه، به دومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل شد. کلید این موفقیت، همکاری بی‌نظیر دولت، بخش خصوصی و بانک‌ها با محوریت وزارت بازرگانی و صنعت بین‌المللی (MITI) بود.

MITI سیاست‌های هدفمندی را برای حمایت از صنایع استراتژیک به اجرا گذاشت:

  • انتخاب صنایع برنده: در هر مقطع، صنایعی مانند فولاد، کشتی‌سازی، خودرو و سپس الکترونیک و نیمه‌رساناها به عنوان صنایع پیشرو انتخاب می‌شدند.

  • حمایت تعرفه‌ای و محدودیت سرمایه‌گذاری خارجی: بازار داخلی ژاپن تا دهه ۱۹۷۰ به شدت محافظت می‌شد تا صنایع نوپای آن قدرت بگیرند. ورود شرکت‌های خارجی محدود بود.

  • تأمین مالی هدایت‌شده: بانک‌های ژاپنی با هدایت دولت، وام‌های کلان و کم‌بهره‌ای در اختیار صنایع هدف قرار می‌دادند.

  • مهندسی معکوس و بهبود مستمر (کایزن): شرکت‌های ژاپنی ابتدا فناوری غربی را جذب کردند و سپس با فلسفه «کایزن» (بهبود مستمر) آن را ارتقا دادند.

نتیجه این حمایت‌ها، ظهور شرکت‌های غول‌پیکری مانند تویوتا، سونی، هیتاچی و هوندا بود که جهان را فتح کردند. ژاپن نشان داد که یک کشور فاقد منابع طبیعی، تنها با تکیه بر «تولید ملی» مبتنی بر دانش و انضباط می‌تواند به ابرقدرتی اقتصادی بدل شود.

۳-۲. کره جنوبی: از فقیرترین کشورها تا قطب فناوری جهان

در دهه ۱۹۶۰، کره جنوبی کشوری جنگ‌زده و به شدت فقیر با درآمد سرانه‌ای کمتر از بسیاری از کشورهای آفریقایی بود. اما امروزه شرکت‌هایی مانند سامسونگ، هیوندای و الجی نام‌هایی آشنا در سراسر جهان هستند. راز این جهش خیره‌کننده را باید در سیاست صنعتی آهنین دولت تحت رهبری ژنرال پارک چونگ هی جستجو کرد.

  • برنامه‌ریزی پنج‌ساله و انتخاب قهرمانان ملی (چائبول‌ها): دولت کره، چند خوشه صنعتی بزرگ خانوادگی (چائبول) را انتخاب کرد و منابع مالی، اعتباری و ارزی را به صورت انحصاری در اختیار آن‌ها گذاشت تا صنایع سنگین، شیمیایی و الکترونیک را توسعه دهند.

  • حمایت تعرفه‌ای بی‌سابقه و ممنوعیت واردات کالاهای لوکس: برای جلوگیری از خروج ارز و حمایت از تولید داخل، واردات بسیاری از کالاهای مصرفی تا سال‌ها ممنوع بود.

  • فشار برای صادرات: کمک‌های دولتی مشروط به موفقیت در بازارهای صادراتی بود. این سیاست «چماق و هویج» باعث شد شرکت‌های کرانه‌ای از ابتدا به فکر استانداردهای جهانی باشند.

  • سرمایه‌گذاری عظیم در تحقیق و توسعه و آموزش: دولت با تأسیس مؤسسات پژوهشی (مانند KAIST و KIST) و اعزام نیروی کار به خارج برای آموزش، زیربنای فناوری را ایجاد کرد.

امروز سامسونگ بزرگ‌ترین تولیدکننده تراشه‌های حافظه در جهان است. این موفقیت حاصل پنج دهه حمایت هوشمندانه و هدفمند از تولید ملی بود که کره را از صادرکننده کلاه‌گیس و ماهی خشک به صادرکننده پیشرفته‌ترین فناوری‌ها تبدیل کرد.

۳-۳. آلمان: قدرت صنعتی مبتنی بر نظام آموزشی و حمایت از صنایع کوچک

آلمان، به‌عنوان موتور اقتصادی اروپا، الگوی متفاوتی از حمایت از تولید ملی را ارائه می‌دهد. تمرکز اصلی آلمان بر صنایع کوچک و متوسط  است که ستون فقرات اقتصاد این کشور محسوب می‌شوند. این شرکت‌های خانوادگی، اغلب در زمینه‌های بسیار تخصصی مهندسی، ماشین‌آلات و قطعات، رهبران بازار جهانی هستند.

خواندن این مطلب
اربعین، طلیعه تمدن نوین اسلامی

عوامل اصلی موفقیت آلمان:

  • نظام آموزش دوگانه : دانش‌آموزان آلمانی همزمان با تحصیل در مدرسه، چند روز در هفته را در یک بنگاه اقتصادی به کارآموزی می‌پردازند. این نظام، نیروی کار بسیار ماهر و متخصصی را پرورش می‌دهد که بزرگ‌ترین دارایی صنعت آلمان است.

  • بانک‌های توسعه و تأمین مالی صبورانه: بانک دولتی KfW و شبکه بانک‌های پس‌انداز محلی  تسهیلات بلندمدت و کم‌بهره‌ای را برای نوآوری، توسعه و صادرات در اختیار بنگاه‌های کوچک و متوسط قرار می‌دهند.

  • حمایت از تحقیق و توسعه: مؤسسات فراونهوفر و ماکس پلانک، پلی میان تحقیقات دانشگاهی و نیازهای صنعت ایجاد می‌کنند و شرکت‌ها را در توسعه محصولات نوآورانه یاری می‌دهند.

  • سیاست صنعتی ۴.۰: دولت آلمان با برنامه «صنعت ۴.۰»، به دنبال حفظ پیشتازی در انقلاب دیجیتال در تولید است و میلیاردها یورو برای هوشمندسازی کارخانه‌ها سرمایه‌گذاری می‌کند.

مدل آلمانی نشان می‌دهد که حمایت از تولید ملی تنها به معنای حمایت از غول‌های صنعتی نیست، بلکه پرورش یک اکوسیستم گسترده از بنگاه‌های کوچک و متوسط نوآور و متکی بر نیروی کار ماهر، می‌تواند به پایدارترین شکل توسعه بینجامد.

۳-۴. ایالات متحده آمریکا: حمایت‌گرایی اولیه و دولت به عنوان مشتری اول

برخلاف تصور رایج که آمریکا را مهد بازار آزاد می‌داند، تاریخ اقتصادی این کشور سرشار از سیاست‌های حمایت‌گرایانه برای تقویت تولید ملی است. بنیان‌گذاران آمریکا به‌خوبی می‌دانستند که یک کشور تازه استقلال‌یافته نمی‌تواند با رقابت آزاد با قدرت صنعتی بریتانیا دوام بیاورد.

  • الکساندر همیلتون و نظریه صنایع نوزاد: نخستین وزیر خزانه‌داری آمریکا، در گزارش معروف خود «گزارش در باب موضوع تولیدات» (۱۷۹۱)، استدلال کرد که دولت فدرال باید با وضع تعرفه‌های بالا، اعطای یارانه و ایجاد زیرساخت‌ها، به صنایع نوزاد آمریکا فرصت رشد دهد. این سیاست برای بیش از یک قرن ستون فقرات سیاست اقتصادی آمریکا باقی ماند.

  • قانون خرید آمریکا  ۱۹۳۳: این قانون که در دوران رکود بزرگ تصویب شد، دولت فدرال را ملزم می‌کند که در پروژه‌های خود از کالاهای ساخت داخل استفاده کند. این قانون بارها تمدید و تقویت شده و امروزه نیز با الحاقیه‌هایی مانند «قانون خرید آمریکا، استخدام آمریکا» (۲۰۱۷) اجرا می‌شود.

  • نقش آژانس‌های دولتی در خلق فناوری: داستان موفقیت «سیلیکون ولی» یک داستان صرفاً بخش خصوصی نیست. هسته اولیه فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات (از جمله اینترنت، جی‌پی‌اس، و رابط‌های گرافیکی) حاصل پروژه‌های تحقیقاتی آژانس‌های دولتی مانند دارپا  و ناسا است که با بودجه هنگفت دولتی انجام شد.

  • سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه: دولت آمریکا همواره بزرگ‌ترین سرمایه‌گذار در تحقیق و توسعه پایه‌ای بوده است. دانشگاه‌های برتر آمریکا که موتور نوآوری هستند، از کمک‌های مالی فدرال بهره می‌برند.

آمریکا نشان می‌دهد که یک دولت قدرتمند می‌تواند با سیاست‌های هوشمندانه خرید دولتی و سرمایه‌گذاری در مرزهای دانش، زمینه‌ساز ظهور انقلابی‌ترین صنایع شود.

۳-۵. فرانسه: سیاست صنعتی مقتدرانه و خلق قهرمانان ملی

فرانسه همواره به داشتن یک دولت مرکزی قدرتمند و دخالت‌گرا در اقتصاد مشهور بوده است. این رویکرد که به «مدل کولبرتیستی» (برگرفته از ژان باتیست کولبر، وزیر لوئی چهاردهم) معروف است، در دوران معاصر نیز با قدرت ادامه یافته است.

  • برنامه‌ریزی سنجنده : پس از جنگ جهانی دوم، فرانسه کمیساریای برنامه‌ریزی را تأسیس کرد که به صورت پنج‌ساله اهداف توسعه صنعتی را تعیین می‌کرد.

  • ایجاد قهرمانان ملی: دولت فرانسه به طور فعال به ادغام شرکت‌ها برای ایجاد «قهرمانان ملی» با توان رقابت جهانی کمک کرده است. نمونه‌های درخشان آن عبارتند از:

    • ایرباس: این کنسرسیوم اروپایی، با حمایت مستقیم دولت‌های فرانسه، آلمان، بریتانیا و اسپانیا متولد شد و امروز غول هواپیماسازی جهان است.

    • صنعت هسته‌ای: شرکت دولتی EDF با حمایت همه‌جانبه دولت، فرانسه را به بزرگ‌ترین تولیدکننده برق هسته‌ای در جهان تبدیل کرده که علاوه بر تأمین انرژی پاک و ارزان، یک صنعت صادراتی عظیم را نیز ایجاد کرده است.

    • صنعت ریلی: آلستوم  با حمایت دولت، قطارهای سریع‌السیر TGV را توسعه داد که نماد فناوری پیشرفته فرانسه هستند.

  • مالکیت دولتی و صندوق‌های سرمایه‌گذاری: دولت فرانسه از طریق صندوق سرمایه‌گذاری استراتژیک، در سهام شرکت‌های راهبردی سرمایه‌گذاری می‌کند و آن‌ها را در برابر تصاحب خارجی محافظت می‌کند.

خواندن این مطلب
وحدت حداکثری در امت احمد

مدل فرانسوی ثابت می‌کند که یک دولت هوشمند و برنامه‌ریز می‌تواند حتی در بخش‌های فوق‌العاده سرمایه‌بر و با فناوری بالا، تولید ملی را به پیشروی جهانی برساند.

۴. درس‌هایی برای ایران و کشورهای در حال توسعه

مرور تجربیات کشورهای توسعه‌یافته نشان می‌دهد که هیچ نسخه واحدی برای حمایت از تولید ملی وجود ندارد، اما اصول مشترکی را می‌توان استخراج کرد که برای کشوری مانند ایران، که با چالش‌های تحریم و اقتصاد تک‌محصولی نفتی روبروست، حیاتی است.

۴-۱. ضرورت یک راهبرد بلندمدت صنعتی

پرهیز از تصمیم‌گیری‌های مقطعی و سلیقه‌ای. کشورهای موفق، صنایع هدف خود را بر اساس مزیت‌های نسبی و آینده‌نگری انتخاب کردند (ژاپن: الکترونیک، کره: نیمه‌رسانا و خودرو، آلمان: ماشین‌آلات). ایران نیز باید با مطالعه دقیق، زنجیره‌های ارزشی را شناسایی کند که در آن‌ها امکان جهش وجود دارد؛ مانند صنایع پتروشیمی، فولاد، داروهای زیستی، صنایع غذایی و بخش‌های نوظهور اقتصاد دیجیتال.

۴-۲. حمایت مشروط و موقت، نه دائمی

خطر بزرگ سیاست‌های حمایتی، ایجاد «صنایع گلخانه‌ای» تنبل و ناکارآمد است که فقط در پناه تعرفه‌های بالا و رانت زنده می‌مانند. حمایت باید مشروط به افزایش بهره‌وری، بهبود کیفیت و موفقیت در صادرات باشد. به‌اصطلاح، «چماق رقابت» باید همراه «هویج حمایت» باشد، چنان‌که کره جنوبی با تعیین اهداف صادراتی صریح این کار را کرد.

۴-۳. اولویت مطلق تحقیق و توسعه و آموزش نیروی انسانی

بدون نیروی کار ماهر و بدون خلق فناوری، تولید ملی هرگز نمی‌تواند در سطح جهانی رقابت کند. تجربه آلمان در ایجاد نظام آموزش دوگانه، و تجربه کره و آمریکا در سرمایه‌گذاری عظیم در تحقیق و توسعه، نشان می‌دهد که بزرگ‌ترین پشتوانه تولید ملی، «مغزها و دست‌های توانا» است، نه صرفاً منابع زیرزمینی. در ایران نیز باید پیوند میان دانشگاه، صنعت و بازار تقویت شود و آموزش‌های فنی و حرفه‌ای از حالت کلیشه‌ای خارج شده و به نیاز واقعی صنعت گره بخورد.

۴-۴. استفاده هوشمندانه از ابزار خرید دولتی

دولت در اقتصاد ایران سهم بزرگی دارد. اگر آیین‌نامه‌های خرید دولتی با جدیت به سمت استفاده از کالاهای با کیفیت داخلی هدایت شود، می‌تواند حجم عظیمی از تقاضای باثبات را برای تولیدکنندگان داخلی فراهم آورد و به آن‌ها فرصت دهد تا به مقیاس اقتصادی برسند. نمونه‌های آمریکا و فرانسه در این زمینه بسیار آموزنده است.

۴-۵. تأمین مالی هدفمند و هدایت نقدینگی به سمت تولید

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های تولید در ایران، کمبود سرمایه در گردش و نرخ‌های بالای تأمین مالی است. ایجاد بانک‌های توسعه‌ای قوی (با الگوگیری از KfW آلمان یا بانک توسعه کره) که تسهیلات بلندمدت و کم‌بهره صرفاً برای طرح‌های تولیدی و صادراتی اعطا کنند، یک ضرورت فوری است. نظام بانکی باید از بنگاه‌داری و فعالیت‌های سفته‌بازانه به سمت حمایت واقعی از تولید هدایت شود.

۴-۶. مبارزه با قاچاق و کنترل واردات بی‌رویه

قاچاق کالا و واردات بی‌رویه، زهر مهلکی برای تولید ملی است. تا زمانی که بازار داخلی در انحصار کالاهای قاچاق و بی‌کیفیت خارجی باشد، هیچ تولیدکننده داخلی انگیزه و توان رقابت و سرمایه‌گذاری نخواهد داشت. امنیت سرمایه‌گذاری در تولید، مستلزم امنیت بازار برای محصول تولیدشده است.

حمایت از تولید ملی، نه یک شعار پوپولیستی، که یک ضرورت علمی، تاریخی و استراتژیک برای نیل به توسعه پایدار است. بررسی مسیر طی‌شده توسط کشورهای توسعه‌یافته‌ای چون ژاپن، کره جنوبی، آلمان، آمریکا و فرانسه، به روشنی گواهی می‌دهد که پشت هر اقتصاد قدرتمند و فناوری پیشرفته، دهه‌ها سیاست‌گذاری هوشمندانه، حمایت هدفمند و برنامه‌ریزی بلندمدت دولتی نهفته است. این کشورها تولید ملی را نه یک گزینه، که ستون فقرات اقتدار ملی خود می‌دانستند و با تمام ابزارهای موجود – از تعرفه و یارانه گرفته تا آموزش و تحقیق و توسعه – آن را پروراندند.

برای ایران، با توجه به ظرفیت‌های عظیم طبیعی و انسانی، نیروی کار جوان و تحصیل‌کرده، و نیز ضرورت‌های ناشی از تحریم‌های ظالمانه، حمایت از تولید ملی نه تنها راه توسعه، که تنها مسیر تضمین‌شده برای دستیابی به استقلال اقتصادی و عبور از اقتصاد شکننده تک‌محصولی است. اما این حمایت باید هوشمندانه، موقت، مشروط به ارتقای کیفیت و بهره‌وری، و همراه با انضباط مالی و شفافیت باشد. تولید ملی، در نهایت، حاصل یک «عزم ملی» است که در آن دولت سیاست‌گذاری می‌کند و بخش خصوصی توانمند، با تکیه بر دانش و نوآوری، در میدان رقابت جهانی می‌تازد.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.