حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید :ديروزت از دست رفت و به فردايت يقين نيست و امروزت غنيمت است ؛ پس اين فرصت به دست آمده را درياب.

دوشنبه, ۳۰ شهریور , ۱۴۰۵ ساعت ×

سربرگ مطالب

نهاد وکالت : ساختار، کارکردها و زمینه‌سازی برای غیبت زندگینامه آیت الله شبیری زنجانی زن شاغل یا خانه دار؟ حضرت عبدالعظیم حسنی (ع): عالمی در سنگر تقوا هوش مصنوعی: ابزار یا ارباب؟ رابطه با زن متاهل: تحلیل دینی، روان‌شناختی و اجتماعی تهاجم فرهنگی و تفاوت آن با تبادل فرهنگ عذاب وجدان بخاطر روابط گذشته محدوده روابط دختر و پسر قبل از ازدواج ازدواج سفید بارداری در دوران نامزدی! احتمال بارداری چند روز بعد از پریود؟ اگر بچه‌تان را بزنند، چه آموزشی به او می‌دهید؟ صلح امام حسن (ع): عقب‌نشینی یا ضربه نهایی؟ خودارضایی در زنان و دختران طلاق عاطفی چیست؟ نیمه گمشده نهی از منکر! باکرگی، شرط عقد یا نشانه پاکی؟ آیا اختلاف فرهنگی دلیلی برای طلاق است؟ به خودمان بپردازیم! وحدت حداکثری در امت احمد درس‌هایی از تاریخ مقاومت جایگاه زن در اسلام گفتن گذشته به همسر آیا خدا سختی‌ها را برای ما پیش می‌آورد؟ آیا قضا و قدر الهی با اختیار انسان سازگار است؟ حس ششم چیست؟ سن مناسب ازدواج از نظر روانشناسی شهید مدافع حرم جهانگیر جعفری نیا آیا تجربه‌های نزدیک به مرگ واقعیت دارد؟

امام رضا (ع): خورشید خراسان
2
امام رضا (ع) را «غریب خراسان» می‌خوانند، اما این «غربت»، امروز به «آشناترین پناهگاه» میلیون‌ها انسان تبدیل شده است.
نویسنده : روایت برتر
پ
پ

در میان القاب چهارده معصوم (ع)، شاید هیچ‌ لقبی به اندازه «رضا» پرمعنا و دلنشین نباشد. «رضا» یعنی خشنودی، آرامش و تسلیم در برابر اراده الهی. می‌گویند امام هشتم شیعیان، علی بن موسی (ع) را از آن رو «رضا» خواندند که دوست و دشمن، مخالف و موافق، به او «رضایت» و «خشنودی» داشتند. حتی مأمون عباسی، همان خلیفه‌ای که در نهایت با دست خود امام را به شهادت رساند، در ظاهر چنان مجذوب شخصیت ایشان شده بود که او را «ولیعهد» خویش خواند. اما این «رضایت» ظاهری دشمن نیز، دامی بیش نبود.

امام رضا (ع) یگانه امامی از خاندان پیامبر (ص) است که آرامگاهش در ایران اسلامی قرار دارد و این موهبت، سرزمین ما را به «قبله هفتم» و «عرش ثامن» بدل ساخته است. زندگی او، داستان «غربت»، «جهاد علمی»، «مقاومت در برابر انحراف» و «شهادت مظلومانه» در سرزمینی دور از وطن است. در این مقاله، سفری خواهیم داشت به فرازهای پرفراز و فرود زندگی این امام همام.


۱. تولد و خاندان: زاده در مدینه، از نسل پاکان

ابوالحسن، علی بن موسی الرضا (ع) در یازدهم ذی‌القعده سال ۱۴۸ هجری قمری (حدود ۷۶۵ میلادی) در شهر مدینه منوره چشم به جهان گشود. پدر بزرگوارش، امام موسی کاظم (ع) ، هفتمین پیشوای شیعیان، و مادرش بانویی پاک‌سرشت و با تقوا به نام «تُکْتَم» (که پس از تولد امام رضا (ع)، «طاهره» و «نَجمه» نیز خوانده می‌شد) بود. نجمه خاتون از خاندان‌های اصیل و نجیب غیرعرب (از شمال آفریقا یا جنوب اروپا) بود که به عنوان کنیز وارد خانه امام کاظم (ع) شد، اما امام (ع) او را خرید و آزاد کرد و سپس با او ازدواج نمود و از او صاحب فرزندی شد که «عالم آل محمد» نام گرفت.

امام رضا (ع) در دامان پدری رشد کرد که خود در اوج فشار و خفقان حکومت عباسیان (به‌ویژه هارون‌الرشید) زندگی می‌کرد. امام کاظم (ع) بارها توسط خلفای عباسی زندانی شد و سرانجام در زندان «سندی بن شاهک» در بغداد به شهادت رسید. بنابراین، امام رضا (ع) از همان کودکی با مفهوم «مقاومت در برابر ظلم» و «حفظ دین در شرایط خفقان» آشنا شد.


۲. دوران پیش از امامت: پرورش در مکتب پدر

امام رضا (ع) حدود ۳۵ سال از عمر شریف خود را در کنار پدر بزرگوارش سپری کرد. در این سال‌ها، ایشان مستقیماً از محضر علمی و معنوی امام کاظم (ع) بهره برد و در علوم قرآن، حدیث، فقه، کلام، تفسیر و اخلاق به درجه‌ای از کمال رسید که حتی پیش از امامت نیز، مرجع پرسش‌های علمی شیعیان بود.

امام کاظم (ع) بارها به صورت علنی و خصوصی، فرزندش علی (ع) را به عنوان «جانشین» و «وصی» خود معرفی کرده بود. از جمله، «علی بن یقطین» (وزیر شیعی هارون‌الرشید) نقل می‌کند که روزی از امام کاظم (ع) پرسیدم: «اگر برای شما پیشامدی رخ داد، به چه کسی رجوع کنیم؟» امام (ع) دست بر شانه فرزندش علی (ع) گذاشت و فرمود: «به این پسرم. او ولیّ و جانشین من است.»

همچنین امام کاظم (ع) برای تأکید بر جانشینی امام رضا (ع)، تمام اموال و املاک خود (از جمله مزرعه معروف «صریا» در نزدیکی مدینه) را به او واگذار کرد و در حضور شاهدان، وصیت‌نامه‌ای مکتوب تنظیم نمود. این اقدامات، هرگونه شک و تردید را درباره امامت حضرت رضا (ع) از میان برداشت.


۳. آغاز امامت: طلوع خورشید هشتم در آسمان تاریک

در ۲۵ رجب سال ۱۸۳ هجری، امام موسی کاظم (ع) در زندان بغداد به شهادت رسید و امامت بر دوش علی بن موسی الرضا (ع) (که در آن هنگام ۳۵ سال داشت) نهاده شد. دوران امامت ایشان ۲۰ سال (۱۸۳-۲۰۳ هجری) به طول انجامید که ۱۷ سال آن در مدینه و ۳ سال پایانی در خراسان (مرو) سپری شد.

در آن زمان، خلافت عباسی در دست هارون‌الرشید (مقتدرترین خلیفه عباسی) بود. هارون که از نفوذ معنوی اهل بیت (ع) به شدت بیمناک بود، سیاست «کنترل از راه دور» را در پیش گرفت و امام رضا (ع) را مانند پدرش، تحت نظر داشت. با این حال، در این دوره ۱۷ ساله، امام (ع) توانست با «تدریس»، «مناظرات علمی»، «پاسخ به شبهات» و «تربیت شاگردان»، پایه‌های مکتب تشیع را مستحکم‌تر کند. خانه امام (ع) در مدینه، تبدیل به یک «دانشگاه بزرگ اسلامی» شد که طالبان علم از سراسر جهان اسلام (اعم از شیعه و سنی) به آنجا مراجعه می‌کردند.

پس از مرگ هارون (۱۹۳ هجری)، جنگی خونین میان دو پسرش، «امین» و «مأمون» ، بر سر خلافت درگرفت که با پیروزی مأمون پایان یافت. مأمون که خود را در برابر شورش‌های علویان (سادات حسنی) و نفوذ روزافزون شیعیان در ایران و عراق آسیب‌پذیر می‌دید، نقشه‌ای هوشمندانه و در عین حال مکارانه کشید.


۴. سفر اجباری به خراسان: غربتی از مدینه تا مرو

نقشه مأمون این بود که امام رضا (ع) را از مدینه (پایگاه اصلی شیعیان) جدا کند و به «مرو» (پایتخت خلافت در خراسان) بیاورد و او را در کاخ خود زیر نظر گیرد. بدین ترتیب، هم امام را از یارانش منقطع می‌کرد، هم می‌توانست ادعای «دوستی با اهل بیت» کند و حمایت شیعیان ایران را به دست آورد، و هم با سپردن مقام «ولیعهدی» به امام، قیام‌های مسلحانه علویان را خنثی نماید.

خواندن این مطلب
تصمیم به ازدواج مجدد پس از فوت همسر

مأمون پیکی به مدینه فرستاد و امام (ع) را با «اجبار» و «تهدید» به سوی مرو روانه کرد. نکته مهم این است که مأمون عمداً مسیر حرکت امام (ع) را از شهرهای شیعه‌نشین (مانند کوفه، قم و کاشان) عبور نداد، بلکه ایشان را از مسیر بصره، اهواز، فارس، نیشابور و سرانجام مرو حرکت داد. علت این کار، «جلوگیری از شکل‌گیری قیام‌های مردمی» در حمایت از امام (ع) بود.

امام (ع) که از نقشه مأمون کاملاً آگاه بود، با دلی سنگین و چشمانی اشک‌بار از مدینه خارج شد. ایشان می‌دانست که این سفر، «سفر بی‌بازگشت» است. نقل است که امام (ع) پیش از حرکت، خانواده خود را جمع کرد و به آن‌ها فرمود: «بر من گریه کنید، زیرا من از میان شما خواهم رفت و دیگر باز نخواهم گشت.» و در لحظه وداع با حرم پیامبر (ص)، هفت بار به قبر مطهر جدّش نزدیک شد و با گریه از آن جدا گشت.

اما این سفر اجباری، در عین حال یک «فرصت طلایی» برای نشر معارف شیعه بود. مهم‌ترین رویداد این سفر، توقف تاریخی امام (ع) در شهر نیشابور است.


۵. حدیث «سلسله الذهب»: مانیفست توحید شیعی

در نیشابور، هزاران نفر از مردم (از جمله بسیاری از محدّثان و دانشمندان بزرگ اهل سنت) برای استقبال از امام (ع) به خیابان‌ها ریختند. آنان از امام (ع) که سوار بر استر (یا قاطر) بود، خواستند که حدیثی از پیامبر (ص) برایشان نقل کند. امام (ع) که در آن لحظه در میان انبوه جمعیت محاصره شده بود، پرده از کجاوه کنار زد و چهره نورانی‌اش نمایان شد. مردم با دیدن سیمای ملکوتی ایشان، یکپارچه گریه و فریاد شوق سر دادند.

آنگاه امام (ع) حدیثی را نقل کرد که در تاریخ به «حدیث سلسله الذهب» (زنجیره طلایی) معروف شد:

«پدرم موسی کاظم (ع) از پدرش جعفر صادق (ع) از پدرش محمد باقر (ع) از پدرش علی زین‌العابدین (ع) از پدرش حسین شهید کربلا (ع) از پدرش علی بن ابی‌طالب (ع) از رسول خدا (ص) از جبرئیل از خداوند متعال [برایم] نقل کرد که فرمود: «کَلِمَهُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی، فَمَنْ قَالَهَا دَخَلَ حِصْنِی، وَ مَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی»»

(کلمه «لا اله الا الله» دژ محکم من است؛ هر کس این کلمه را بگوید، وارد دژ من شده، و هر کس وارد دژ من شود، از عذاب من ایمن خواهد بود.)

امام (ع) اندکی حرکت کرد، سپس توقف کرد و با صدایی رسا، شرط مهمی را به این حدیث افزود:

«بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا» (اما این [امان از عذاب] شروطی دارد، و من [ولایت و امامت من] یکی از آن شروط است.)

این جمله، عصاره مکتب تشیع است. توحید، بدون «ولایت اهل بیت (ع)» ناقص و بی‌ثمر است. این حدیث، امروز با خطی زرّین بر دیوارهای حرم مطهر رضوی نگاشته شده و زائران آن را زمزمه می‌کنند.


۶. ولایتعهدی اجباری: سیاستی که نقش بر آب شد

پس از ورود امام (ع) به مرو، مأمون نقشه خود را عملی کرد. او ابتدا پیشنهاد «خلافت» را به امام (ع) داد و با اصرار از ایشان خواست که زمام قدرت را به دست گیرد. اما امام (ع) که از مکر و نیرنگ مأمون کاملاً آگاه بود، قاطعانه این پیشنهاد را رد کرد.

مأمون که انتظار این پاسخ را داشت، پیشنهاد دوم خود را مطرح کرد: «ولایتعهدی» . این بار نیز امام (ع) ابتدا سر باز زد، اما مأمون ایشان را با «تهدید به قتل» مجبور به پذیرش کرد. امام (ع) برای حفظ جان خود و جلوگیری از یک فاجعه بزرگ برای شیعیان، ولایتعهدی را با چهار شرط قاطع پذیرفت:
۱. هرگز کسی را به عنوان حاکم، والی یا کارگزار منصوب نکند.
۲. هرگز کسی را عزل نکند.
۳. هیچ‌ رسم و سنّتی را نقض نکند (یعنی در ساختار حکومت عباسی دخالت نکند).
۴. تنها از دور، به عنوان «مشاور» باشد.

این شروط، عملاً «ولایتعهدی» را به یک «سمت تشریفاتی و بی‌اختیار» تبدیل کرد و نقشه مأمون را خنثی نمود. مأمون می‌خواست با کشاندن امام (ع) به عرصه قدرت، ایشان را در نزد شیعیان «هم‌دست» و «شریک» جنایات حکومت عباسی نشان دهد، اما امام (ع) با زیرکی تمام، این دام را از سر راه برداشت.

مراسم رسمی بیعت با ولایتعهدی، در هفتم رمضان سال ۲۰۱ هجری برگزار شد. مأمون دستور داد رنگ لباس رسمی دربار را از «سیاه» (رنگ سنتی عباسیان) به «سبز» (رنگ علویان) تغییر دهند و نام امام رضا (ع) را بر سکّه‌ها ضرب کنند. این اقدامات، اگرچه در ظاهر تجلیل از امام (ع) بود، اما در باطن، مأمون همچنان کنترل کامل قدرت را در دست داشت و امام (ع) را یک «زندانی در قفس طلایی» نگاه داشته بود.

خواندن این مطلب
چرا دعا می‌کنم ولی نتیجه‌ای نمی‌بینم؟

۷. مناظرات علمی: دریای علم در برابر امواج شبهه

یکی از درخشان‌ترین بخش‌های زندگی امام رضا (ع) در خراسان، «مناظرات علمی» ایشان با سران ادیان و مذاهب گوناگون است. مأمون که خود را فردی «علم‌دوست» و «روشنفکر» نشان می‌داد، جلسات مناظره‌ای تشکیل می‌داد و بزرگان مسیحی (جاثلیق)، زرتشتی (موبدان)، یهودی (رأس الجالوت)، صابئی و سران فرقه‌های کلامی اسلامی (معتزله، اهل حدیث و…) را گرد می‌آورد و از امام رضا (ع) می‌خواست با آن‌ها بحث کند. هدف پنهان مأمون، «شکست علمی امام» و «تضعیف جایگاه معنوی» ایشان بود، اما نتیجه دقیقاً برعکس شد.

امام (ع) با تسلّط شگفت‌انگیز بر متون مقدس ادیان دیگر (تورات، انجیل، زبور و اوستا) و با استدلال‌های عقلی محکم، تک‌تک آن‌ها را مجاب کرد و برتری اسلام و مکتب اهل بیت (ع) را به اثبات رساند. چند نمونه از این مناظرات:

  • مناظره با «جاثلیق» (اسقف اعظم مسیحیان): جاثلیق از امام (ع) درباره ادله نبوت پیامبر اسلام (ص) پرسید. امام (ع) با استناد به بشارات موجود در انجیل (که نام «احمد» و «فارقلیط» در آن‌ها ذکر شده)، نبوت رسول خدا (ص) را اثبات کرد. جاثلیق که از آگاهی عمیق امام (ع) به متون مقدس مسیحی شگفت‌زده شده بود، در پاسخ ماند.

  • مناظره با «رأس الجالوت» (دانشمند بزرگ یهودی): یهودی از امام (ع) پرسید: «چگونه می‌توانید ادعا کنید که محمد (ص) پیامبر است، در حالی که تورات ما می‌گوید دین موسی (ع) تا ابد پایدار است؟» امام (ع) با استناد به عباراتی از خود تورات، نشان داد که موسی (ع) خود به آمدن پیامبری دیگر بشارت داده و دین او جاودانه نیست.

  • مناظره با «عمران صابی» (فیلسوف شک‌اک): این مناظره، یکی از عمیق‌ترین و طولانی‌ترین مناظرات تاریخ امامت است. عمران صابی که فردی مادّی‌مسلک و شک‌اک بود، سؤالات پی‌درپی و پیچیده‌ای درباره «وجود خدا»، «صفات خدا» و «حدوث جهان» مطرح کرد. امام (ع) با حوصله و متانت، یکی‌یکی به پرسش‌های او پاسخ داد. در میانه مناظره، عمران که قانع شده بود، رنگ چهره‌اش دگرگون شد، سر به زیر انداخت و سپس اسلام آورد و گفت: «گواهی می‌دهم که خداوند، همان‌گونه که تو وصف می‌کنی، یکتا و بی‌همتاست و گواهی می‌دهم که محمد (ص) بنده و پیامبر اوست و تو (ای علی بن موسی) سزاوارترین مردم به جانشینی پیامبر هستی.»

این مناظرات، مرو را به لرزه انداخت. مأمون که شکست نقشه خود را می‌دید، بیش از پیش از امام (ع) بیمناک شد و دریافت که وجود این «دانشنامه انسان کامل» در کنارش، نه یک فرصت، که یک «تهدید دائمی» برای مشروعیت حکومت اوست.


۸. اخلاق و سیره: آینه تمام‌نمای پیامبر (ص)

امام رضا (ع) تجسم عینی «اخلاق محمدی (ص)» بود. چند نمونه از سیره عملی ایشان:

  • ساده‌زیستی و فروتنی: با وجود مقام ولایتعهدی، هرگز در کاخ مأمون سکونت نگزید و زندگی ساده و زاهدانه خود را حفظ کرد. نقل است که هرگز به غلامان خود امر نمی‌کرد و اگر کاری داشت، می‌گفت: «اگر میل دارید، این کار را انجام دهید.» وقتی مهمانی بر ایشان وارد می‌شد، شخصاً از مهمان پذیرایی می‌کرد و حاضر نبود از خدمتکاران برای این کار استفاده کند. یک بار، مهمانی نزد ایشان آمد و تا پاسی از شب با هم صحبت کردند. چراغ کم‌سو شد، مهمان دست برد تا چراغ را درست کند، اما امام (ع) نگذاشت و خودش چراغ را تنظیم کرد و فرمود: «ما قومی نیستیم که مهمان خود را به خدمت بگیریم.»

  • مهربانی با زیردستان و حیوانات: روزی غلامی مشغول خوردن غذا بود. امام (ع) او را دید و کنارش نشست و با او هم‌غذا شد. شخصی با تعجب گفت: «فدایت شوم! با غلام خود هم‌غذا می‌شوی؟» امام (ع) فرمود: «آری، پروردگار همه یکی است، پدر و مادر همه یکی است (آدم و حوا) و پاداش [در آخرت] به اعمال است.» همچنین نقل است که امام (ع) هرگز حیوانی را بی‌جهت آزار نداد و می‌فرمود: «حیوانات نیز بر گردن شما حقوقی دارند.»

  • توجّه به فقرا: امام (ع) تمام دارایی خود را با فقرا تقسیم می‌کرد. یک بار در روز «عرفه»، تمام اموالش را بخشید. «فضل بن سهل» (وزیر مأمون) به او گفت: «این کار اسراف است!» امام (ع) فرمود: «نه، این کار بخششی شایسته است. اسراف آن است که مال را در راه باطل خرج کنی.»


۹. شهادت: خورشید خراسان غروب کرد

مأمون که تمام نقشه‌هایش (ولایتعهدی، مناظرات علمی و…) برای مهار امام (ع) با شکست روبرو شده بود و می‌دید که محبوبیت و نفوذ معنوی امام (ع) روزبه‌روز در خراسان و سراسر ایران بیشتر می‌شود، سرانجام تصمیم به «حذف فیزیکی» امام گرفت. او که نمی‌خواست در ظاهر، متهم به قتل امام شود، نقشه‌ای خائنانه کشید: «مسموم کردن» امام.

خواندن این مطلب
میراثی جاودان از معنویت، معرفت و تربیت

در اواخر ماه صفر سال ۲۰۳ هجری، مأمون امام (ع) را به کاخ خود دعوت کرد. در آنجا، زهر را در «انگور» یا «انار» (بنا بر اختلاف روایات) ریخت و به امام (ع) خوراند. سمّ، به سرعت بدن مبارک امام را بیمار کرد. ایشان سه روز در بستر بیماری افتاد و درد شدیدی می‌کشید.

سرانجام، در آخرین روز ماه صفر سال ۲۰۳ هجری قمری (برابر با ۸۱۸ میلادی)، روح بلند و ملکوتی امام هشتم، در شهر «طوس» (مشهد امروزی) و در سن ۵۵ سالگی به ملکوت اعلی پیوست. آخرین لحظات حیاتشان با ذکر «لا اله الا الله» و یاد خدا سپری شد.

مأمون، جنایت خود را پنهان کرد و برای فریب افکار عمومی، یک روز عزای عمومی اعلام کرد و در مراسم تشییع جنازه امام (ع) شرکت نمود. پیکر پاک امام (ع) در باغ «حمید بن قحطبه» (در روستای «سناباد» طوس) در کنار قبر هارون‌الرشید (پدر مأمون) به خاک سپرده شد. مأمون گمان می‌کرد با این کار (دفن امام در کنار پدرش)، می‌تواند از شأن و جایگاه معنوی امام (ع) بکاهد، اما غافل از آن بود که این مکان، به زودی به «زیارتگاه میلیون‌ها عاشق» و «قطب معنوی ایران» تبدیل خواهد شد.

امروز، حرم مطهر رضوی در شهر مشهد مقدس، بزرگ‌ترین و باشکوه‌ترین زیارتگاه جهان تشیع و دومین قطب گردشگری مذهبی جهان اسلام (پس از مکه) است. سالانه میلیون‌ها زائر از سراسر جهان، برای عرض ارادت و کسب فیض، خود را به این آستان ملکوتی می‌رسانند و با دل‌های شکسته و چشمان اشک‌بار، ندای «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا» سر می‌دهند.


۱۰. میراث علمی و معنوی امام رضا (ع)

امام رضا (ع) علاوه بر مناظرات و احادیث فراوانی که از ایشان نقل شده، آثار مکتوب ارزشمندی نیز از خود به جا گذاشته‌اند. برخی از مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:

  • «صحیفه الرضا» : مجموعه‌ای از احادیث پیامبر (ص) که امام (ع) به درخواست مأمون (برای نشان دادن فضایل اهل بیت) جمع‌آوری کرد.

  • «رساله ذهبیه» (طب الرضا): رساله‌ای در علم طب و بهداشت که امام (ع) به درخواست مأمون نگاشت و در آن، اصول حفظ سلامتی و درمان برخی بیماری‌ها را توضیح داد. این رساله به «طبالرضا» نیز مشهور است و از گنجینه‌های ارزشمند طب اسلامی به شمار می‌رود.

  • «فقه الرضا» : کتابی فقهی منسوب به امام (ع) که البته در انتساب آن به ایشان میان علما اختلاف نظر وجود دارد.

  • احادیث فراوانی در زمینه‌های «توحید»، «امامت»، «اخلاق»، «تفسیر قرآن» و «فقه» از ایشان در کتب معتبر شیعه (مانند کافی، عیون اخبار الرضا، بحارالأنوار و…) نقل شده است.

همچنین، یکی از گران‌بهاترین میراث‌های امام رضا (ع)، «زیارت جامعه کبیره» است که به اعتقاد بسیاری از علما، توسط امام هادی (ع) از پدرانشان و نهایتاً از امام رضا (ع) روایت شده است. این زیارت، یک دوره کامل «امام‌شناسی» و «تشیع اعتقادی» است که در قالب دعا و سلام به اهل بیت (ع) بیان شده است.


۱۱. چند حدیث گهربار از امام رضا (ع)

برای آشنایی بیشتر با عمق نگاه و حکمت این امام همام، مرور چند حدیث کوتاه از ایشان خالی از لطف نیست:

  • درباره عقل و عبادت: «عبادت، به زیادی نماز و روزه نیست؛ عبادت [حقیقی]، تفکر و اندیشیدن در کار [آفرینش و قدرت] خداوند است.» (بحارالأنوار، ج۶۸، ص ۳۲۴)

  • درباره اهمیت کسب روزی حلال: «کسی که به دنبال کسب روزی [حلال] باشد تا خانواده‌اش را تأمین کند، اجرش از مجاهد در راه خدا بیشتر است.» (بحارالأنوار، ج۱۰۳، ص ۱۲)

  • درباره اخلاق نیکو: «نیکوترین مردم از نظر عقل، خوش‌اخلاق‌ترین آن‌هاست.» (تحف العقول، ص ۴۴۳)

  • درباره صله رحم: «صله رحم، مرگ را به تأخیر می‌اندازد و محبت خانواده را افزون می‌کند.» (بحارالأنوار، ج۷۴، ص ۸۹)

  • درباره وفای به عهد: «ما اهل بیت، [وفای به] عهد را واجب می‌دانیم.» (تحف العقول، ص ۴۴۶)

امام رضا (ع) را «غریب خراسان» می‌خوانند، اما این «غربت»، امروز به «آشناترین پناهگاه» میلیون‌ها انسان تبدیل شده است. مأمون عباسی گمان می‌کرد با کشتن امام (ع)، می‌تواند صدای اهل بیت (ع) را برای همیشه خاموش کند، اما غافل از آن بود که «شهادت»، قدرتی مضاعف به اولیای خدا می‌بخشد و خون آن‌ها، بذر «حیات» و «بیداری» را در دل تاریخ می‌کارد.

امام رضا (ع) به ما آموخت که «علم»، «اخلاق» و «صبر»، سه سلاح برنده در برابر «جهل»، «تزویر» و «ظلم» است. او به ما آموخت که در برابر دشمنان هوشیار باشیم، دام‌های آن‌ها را بشناسیم، و با «تدبیر» و «شجاعت»، راه حق را ادامه دهیم. و به ما آموخت که «رضایت» واقعی، تنها در سایه «تسلیم در برابر اراده خدا» به دست می‌آید.

امروز، گنبد طلایی حرمش، چونان خورشیدی فروزان، بر فراز شهر مشهد می‌درخشد و به جهانیان اعلام می‌کند که «این جاست آستان رضا، هر که پناهنده شود، رهایی یابد.» سلام و درود بی‌پایان خداوند و فرشتگان بر آن روح بلند و مطهر باد.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.