در تاریخ پرفراز و نشیب ادبیات فارسی، کمتر شاعری را میتوان یافت که همچون صائب تبریزی، شعر را به میدان جولان اندیشههای ناب، مضمونهای رنگارنگ و حکمتهای زندگیساز بدل کرده باشد. او با آفرینش بیش از ۱۲۰ هزار بیت شعر در قالبهای گوناگون، یکی از پرکارترین سرایندگان فارسیزبان به شمار میرود. صائب نه تنها شاعری چیرهدست که اندیشمندی حکیم بود که در لفافه کلام موزون و خیالانگیز، درسهای زندگی، عشق، انسانیت و معرفت را به مخاطبانش انتقال میداد. نام صائب تبریزی با «سبک هندی» عجین شده است؛ سبکی که هر چند بعدها مورد نقد تند برخی ادبا قرار گرفت، در زمان خود و بهویژه در شبهقاره هند و ایرانِ عصر صفوی، اوج شکوه و زیبایی بود.
از تبریز تا اصفهان: تولد و آغاز زندگی در روزگار صفوی
میرزا محمدعلی صائب تبریزی در حدود سال ۱۰۰۰ هجری قمری (برابر با ۱۵۹۲ میلادی) در شهر تبریز، شهری که روزگاری پایتخت ایران زمین بود، چشم به جهان گشود. پدرش، میرزا عبدالرحیم، از تاجران محترم و معتبر تبریز بود. در آن ایام، ایران در دوران شکوفایی حکومت صفویان به سر میبرد. شاه عباس یکم صفوی (کبیر) پادشاه مقتدری بود که اصفهان را به پایتختی برگزید و آن را به نگینی در جهان اسلام بدل ساخت.
از آنجا که تبریز در آن دوره بارها در معرض تاختوتاز و تنشهای مرزی با عثمانیها قرار داشت و همچنین به دلیل سیاستهای اقتصادی و فرهنگی شاه عباس، بسیاری از خانوادههای تبریزی، از جمله خاندان صائب، به اصفهان مهاجرت کردند. صائب جوان در اصفهانِ زیبا و پررونق، تحت حمایت پدری که خود اهل ذوق و ادب بود، رشد کرد و به تحصیل علوم زمانه پرداخت. او قرآن، حدیث، فقه، کلام، صرف و نحو عربی، فلسفه، منطق و ادبیات را نزد استادان اصفهان آموخت و به زودی در میان محافل ادبی درخشید.
سفر به هندوستان: شکوفایی نبوغ در دیار غربت
شاه عباس صفوی اگرچه پادشاهی هنردوست و عمرانگر بود، اما به دلایل سیاسی و شاید بدگمانیهایی که نسبت به برخی درباریان داشت، آنگونه که باید از شاعران و ادیبان حمایت نمیکرد. در مقابل، دربار گورکانیان هند (تیموریان هند) که پادشاهانی چون جهانگیر و بعدها شاه جهان بر آن حکم میراندند، به پناهگاهی امن و مشوق بزرگ شاعران فارسیگو بدل شده بود. وزرای ایرانیتبار دربار هند، همچون میرزا حسن کرکی و خان زمان، صائب را به سفر به هند تشویق کردند.
صائب در حدود سال ۱۰۳۴ قمری رهسپار هندوستان شد. این سفر، نقطه عطفی در زندگی ادبی او بود. او در کابل و سپس در مرکز حکومت گورکانیان (آگره و دهلی) اقامت گزید و با شاعران بزرگ دیگری چون کلیم کاشانی (که بعدها رقیب ادبیاش شد)، غنی کشمیری و ظهوری ترشیزی آشنا شد. در هند بود که صائب به درخواست شاه جهان، نسخهای از «تذکره» مینوشت و ملکالشعرای دربار او شد.
صائب حدود ۶ تا ۷ سال در هند ماند. گرچه مورد تکریم و احترام فراوان بود و صلههای کلان دریافت میکرد، اما دلتنگی برای وطن، خانواده و حالوهوای اصفهان رهایش نمیکرد. بسیاری از غزلهای سوزناک او با مضمون غربت و حسرت بازگشت به وطن، یادگار همین دوران است:
در آن زاد و بوم از شوق میمُردم که یاد آرم / وطن را ای دریغا گر وطن را یاد میآرم
سرانجام صائب با کسب اجازه از پادشاه هند، به ایران بازگشت و در اصفهان سکنی گزید؛ شهری که دیگر پادشاهش شاه عباس دوم (نوه شاه عباس کبیر) بود.
ملکالشعرایی دربار صفوی و دوران کهولت
بازگشت صائب به اصفهان با اقبال بلند شاه عباس دوم و درباریان فرهنگدوست او، بهویژه ساروتقی اعتمادالدوله (صدراعظم مقتدر صفوی) همراه بود. ساروتقی که خود اهل تبریز و قدردان ذوق و هنر بود، صائب را به دربار معرفی کرد و شاه نیز او را به مقام ملکالشعرایی (رئیس و سرآمد همه شاعران دربار) برگزید. صائب در این مقام، محترمترین و بالاترین منصب ادبی زمان خود را در ایران کسب کرد.
با این حال، صائب بر خلاف بسیاری از شاعران درباری، هرگز زبانش را به مدحهای گزاف و تملقهای سخیف آلوده نساخت. شعر او در مدح شاهان نیز، رنگ حکمت، پند و اخلاقمداری داشت. او شاعری مردمی بود و بیشترین همّتش مصروف سرودن غزلهای حکیمانه، اخلاقی، عارفانه و عاشقانه میشد که بر دل عام و خاص مینشست.
صائب تا پایان عمر پربرکت خود، که حدود ۸۰ سال طول کشید، پیوسته به سیر و سلوک عارفانه و سرودن شعر مشغول بود. او در سال ۱۰۸۱ یا ۱۰۸۶ هجری قمری (حدود ۱۰۸۰ ق) در اصفهان چشم از جهان فروبست و در باغ شخصیاش در محله «لنبان» به خاک سپرده شد. امروزه خیابان و محله «صائب» در اصفهان و آرامگاه او که با معماری زیبا بازسازی شده، زیارتگاه اهل ادب و هنر است.
سبک صائب: «طرز تازه» یا سبک هندی چیست؟
شهرت اصلی صائب، به عنوان برجستهترین نماینده سبک هندی در شعر فارسی است. سبک هندی، که به «طرز تازه» یا «طریقه نویافته» نیز معروف است، از اواخر قرن دهم هجری رواج یافت و در قرن یازدهم به اوج خود رسید. ویژگیهای اصلی این سبک را میتوان در چند محور خلاصه کرد:
۱. خیالپردازی و مضمونیابی (نازکخیالی)
محور اصلی شعر صائب و دیگر شاعران سبک هندی، جستجوی مضمون بیگانه و معنای تازه است. شاعر تلاش میکند از هر چیز ساده و پیشپاافتادهای، تصویری شاعرانه، تشبیهی بدیع یا تمثیلی حکمتآمیز خلق کند. صائب خود میگوید:
معنی رنگین که تازه در خیال آید مرا / تازهتر از غنچه گل در کنار نسترن
۲. استفاده از زبان مردم (ارسالالمثل و تمثیل)
یکی از دلایل ماندگاری شعر صائب، نزدیکی زبانش به گفتار مردم و بهرهگیری فراوان از ضربالمثلها، کنایات و اصطلاحات عامیانه است. بسیاری از تکبیتهای او خود به ضربالمثل بدل شدهاند:
-
«خار و گل هر دو در آغوش بهارند به هم / که در این دشت، گرفتار کسی نیست کسی»
-
«به خردی از تو ایام گرفتاری نمیخواهم / که این زندان تنگ از من دیوانه میگیرد»
۳. اسلوب معادله (یا تمثیل دوگانه)
یکی از شگردهای محبوب صائب، ایجاد یک معادله شاعرانه میان دو مصراع یک بیت است. به این ترتیب که مصراع اول یک ادعای کلی یا حکمتآمیز را بیان میکند و مصراع دوم برای اثبات آن، مثالی عینی و ملموس میآورد:
عشق میباشد به هر چیزی که میباید کشید / جذبه خورشید را ذرات بر خود میکشند
۴. تشخیص و جانبخشی به اشیاء
صائب به همه چیز روح و جان میدهد. اشیاء بیجان در شعر او زنده میشوند و احساسات انسانی پیدا میکنند:
شیشه دل سنگ را از گریه آب انداخته / یعنی از این بیش میباید به او ظلمی نمود؟
موضوعات و مضامین در شعر صائب
دیوان صائب تبریزی سرشار از مضامین گوناگون است. در این میان، چند مضمون اصلی برجستهترند:
-
حکمت و پند اخلاقی: بخش اعظم غزلهای صائب، حاوی حکمتهای ناب اخلاقی درباره فروتنی، ناپایداری دنیا، مذمت غرور، صبر، قناعت، و محبت است.
-
عشق و عرفان: صائب عشق را نیروی محرکه جهان میداند و آن را با زبانی لطیف و گاه سوزناک به تصویر میکشد. عشق او گاه زمینی و گاه آسمانی است.
-
طبیعتگرایی: در شعر صائب، طبیعت زنده است. باغ، شبنم، غنچه، شمع، پروانه، آینه، حباب، موج، صبح، شام، و هزاران عنصر طبیعی دیگر، دستمایه تمثیلهای نغز او هستند.
-
شکوه از روزگار: همچون بسیاری از شاعران، صائب نیز از جور زمانه، نامردمی مردم، بیوفایی دوستان و سختیهای زندگی مینالد، اما این شکوهها همیشه با ظرافت و هنرمندی همراه است.
-
وطندوستی: غزلهای دوران هند، سرشار از حسرت ایران، اصفهان و زادگاهش تبریز است.
آثار صائب: دریایی از خیال و حکمت
صائب تبریزی از پرکارترین شاعران تاریخ ادبیات فارسی است. آثار اصلی او عبارتند از:
-
دیوان اشعار: شامل بیش از ۱۲۰ هزار بیت در قالبهای غزل، قصیده، مثنوی، قطعه، رباعی و ترکیببند. غزلهای او شهرت بیمانندی دارند.
-
قندهارنامه: منظومهای حماسی-تاریخی در شرح فتح قندهار به دستور شاه عباس دوم.
-
مثنوی محمود و ایاز: داستان عشق سلطان محمود غزنوی به غلامش ایاز، که صائب آن را با نگاهی عارفانه بازآفرینی کرده است.
-
بخیههای نثر: صائب چندین نامه و مقدمه به نثر مسجع دارد که نشاندهنده چیرهدستی او در نویسندگی نیز هست.
تکبیتهای زرین صائب؛ گنجینهای در حافظه فارسیزبانان
بسیاری از تکبیتهای صائب چنان با فرهنگ و حافظه جمعی ما آمیخته شده که بسیاری نمیدانند سراینده آنها صائب تبریزی است. مرور این ابیات، لذت شعر او را دوچندان میکند:
ای که گفتی دیده از دیدار بتها بربندیم / میشود پوشید چشم از چشم، مژگان، میشود؟
در این بازار بیرونق، متاعی جز محبت نیست / به نقد جان خریدار محبتهای رنگین شو
موج در دریای بیپایان، اسیر ساحل است / آدمی از بیدلی، زندانی تدبیر شد
پاکان ستم ز جور فلک بیشتر کشند / شمع از چه میگدازد؟ از دست جوهرش
جایگاه صائب در شعر فارسی: نقد و تحلیل
صائب تبریزی در زمان حیات خود و تا اوایل دوره قاجار، محبوبیتی کمنظیر داشت. با ظهور دوره بازگشت ادبی و رواج نقد تند بر سبک هندی، شاعرانی چون صائب به «غامضگویی» و «بیراهه روی» متهم شدند. منتقدان، مضمونسازیهای دور از ذهن و نازکخیالیهای افراطی برخی پیروان سبک هندی را به پای صائب نوشتند.
اما در دوره معاصر، با تلاش محققانی چون علامه شبلی نعمانی، مرحوم استاد بهار و دکتر غلامحسین یوسفی، ارزشهای هنری صائب بار دیگر کشف شد. امروزه صائب را بزرگترین غزلسرای قرن یازدهم و به تعبیر استاد شفیعی کدکنی، «نقاش لحظههای ناب زندگی» میخوانند. شعر او پلی است میان سنت ادبی خراسانی-عراقی با جریانهای نوخواسته مدرن؛ چرا که صائب به جای تقلید صرف از قدما، شجاعانه به دنبال «طرز تازه» رفت و زبان شعر را به کوچه و بازار مردم نزدیک کرد.
صائب تبریزی نه فقط یک شاعر، که حکیمی خردمند و انسانی وارسته بود که زیبایی را در سادهترین جلوههای حیات میدید و آن را با کلمات نقاشی میکرد. شعر او آینهای است که در آن میتوان دردها، شادیها، پرسشها و حیرتهای انسان را به تماشا نشست. در روزگاری که شعر فارسی در پیچ و تاب تجدد و سنت گرفتار آمده است، بازخوانی دیوان صائب، تلنگری است برای درک این حقیقت که شعر، پیش از هر چیز، کشف ناشناختههای درون و بیرون است.
به قول خود صائب:
صائب از بخت بلندی که در این عهد افتاد / میتوان یافت ز دیوان، پریشان حالی ما
یادش گرامی و نامش جاودان باد.





ثبت دیدگاه