نفی وحیانی بودن قرآن، نظریهای است که ریشه در تاریخ اسلام داشته و در دوران معاصر با طرحهای روشنفکرانهای همچون «تجربهی دینی» و «بشری بودن قرآن» رنگ و روی تازهای یافته است. این مقاله به بررسی تاریخی و محتوایی این شبهات پرداخته و با استناد به ادلهی دروندینی (قرآن) و بروندینی (عقل، تاریخ، اعجاز) نشان میدهد که قرآن نه تنها قابل مقایسه با سخن بشر نیست، بلکه با چالشهای «تحدّی» (همانندآوری) تا ابد، بر الهی بودن خود گواهی میدهد.
- ادلهی دروندینی (قرآنی): قرآن کریم خود به صراحت بر وحیانی بودن خود تأکید دارد. آیات متعددی قرآن را «سخن خدا» معرفی کرده و آن را از هرگونه دخالت بشر مبرا میدانند. واژگانی همچون «قرائت»، «تلاوت» و «ترتیل» که در قرآن به کار رفته، نشان میدهد که الفاظ و عبارات قرآن، ساختاری الهی دارند و صرفاً معانی آن از سوی خدا نازل نشده است. آیاتی نظیر «وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوی، إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْیٌ یُوحی» (نجم: ۳-۴) به روشنی گویای آن است که پیامبر(ص) از پیش خود سخنی نمیگوید و آنچه بیان میکند، جز وحی نیست.
- ادلهی بروندینی
- الف. تحدی (مبارزهطلبی قرآن): قرآن کریم با چالشهای «تحدّی»، از همهی انسانها و جنها خواسته است که اگر در الهی بودن آن تردید دارند، همانند آن را بیاورند. این چالش از یک سوره گرفته تا ده سوره و نهایتاً کل قرآن، به تدریج تنزل یافته و در نهایت، مخالفان را به آوردن یک سورهی همانند دعوت کرده است. این در حالی است که مخالفان قرآن، با داشتن بیشترین انگیزه برای همانندآوری و برخورداری از اوج فصاحت و بلاغت عرب، هرگز نتوانستند پاسخگوی این چالش باشند. ناتوانی آنان در برابر این چالش، گواه روشنی بر بشری نبودن قرآن است.
- ب. اعجاز علمی و تاریخی: قرآن در عصری نازل شد که از نظر علمی و تمدنی، عصر جاهلیت بود، اما آیات آن حاوی حقایقی است که قرنها بعد، علم بشر به آنها دست یافت. همچنین، قرآن با صراحت، پیامبر(ص) را «اُمّی» (نخوانده و ننوشته) معرفی میکند. چگونه ممکن است فردی که هرگز کتابی نخوانده و ننوشته، متنی با این عظمت و ژرفای علمی و ادبی را پدید آورده باشد؟
- ج. سلامت و عدم تحریف متن: قدیمیترین نسخههای خطی قرآن که اندکی پس از رحلت پیامبر(ص) نوشته شدهاند، با قرآن موجود مطابقت کامل دارند. این مسئله، که حتی برخی از خاورشناسان نیز به آن اذعان کردهاند، نشان میدهد که قرآن در طول چهارده قرن، دستخوش هیچ گونه تحریف و تغییری نشده است.
نقد و بررسی شبهات
شبههی نخست: قرآن برگرفته از منابع پیشین است. مستشرقان مدعی شدهاند که قرآن از تورات، انجیل و اشعار جاهلی تأثیر پذیرفته است.
در پاسخ باید گفت:
- اولاً، پیامبر(ص) اُمّی بود و به این منابع دسترسی نداشت.
- ثانیاً، قرآن در بسیاری از موارد، روایتهای تورات و انجیل را تصحیح کرده و با آنها تفاوت اساسی دارد.
- ثالثاً، اگر قرآن اقتباس از منابع پیشین بود، باید شباهت لفظی با آنها میداشت، در حالی که چنین شباهتی وجود ندارد.
شبههی دوم: وجود صفات بشری برای خداوند در قرآن. منتقدان ادعا کردهاند که نسبت دادن صفات بشری به خداوند در قرآن، نشانهی بشری بودن آن است.
- این شبهه ناشی از درک نادرست از زبان تمثیلی قرآن است. قرآن برای تقریب مفاهیم الهی به فهم بشر، از زبان استعاره و تشبیه استفاده کرده است و این هرگز به معنای انسانانگاری خداوند نیست.
شبههی سوم: تناقضهای درونی قرآن. برخی مدعی وجود تناقض در آیات قرآن شدهاند.
- پاسخ این است که بسیاری از این «تناقضها» ناشی از فهم ناقص یا عدم توجه به قواعد تفسیر و علوم قرآن است. قرآن خود را کتابی «لا رَیْبَ فیه» (هیچ شکی در آن نیست) معرفی کرده و عالمان مسلمان در طول تاریخ، پاسخگوی تمامی این شبهات بودهاند.
شبههی چهارم: نبود شواهد تاریخی برای وجود قرآن در قرن نخست. برخی خاورشناسان مانند پاتریشا کرون و مایکل کوک مدعی شدهاند که شواهد محکمی برای وجود قرآن پیش از دهههای پایانی قرن هفتم میلادی وجود ندارد.
- این ادعا با کشف نسخههای خطی کهن و اسناد تاریخی متعدد، به کلی باطل شده است.
نظریهی نفی وحیانی بودن قرآن، علیرغم تکرار در طول تاریخ با لباسهای مختلف، هیچ گاه نتوانسته است پاسخگوی چالشهای متقن قرآنی، عقلی و تاریخی باشد. قرآن با ویژگیهای منحصربهفردی همچون تحدی، اعجاز علمی، عدم تحریف و سازگاری با فطرت انسانی، خود گواه روشنی بر الهی بودن خویش است. مستشرقان، با نگرشی غیرعقلانی و همراه با تعصب به قرآن نگریستهاند و هیچیک از اشکالات آنان، راه صحیح علمی و تحقیقی را نپیموده است. قرآن، کلامی است قدسی که هم الفاظ و هم معانی آن از سوی خداست. این حقیقت، نه تنها با دلایل نقلی، بلکه با براهین عقلی و شواهد تاریخی نیز به اثبات رسیده است و تا ابد، چالش «تحدّی» آن، پاسخی است قاطع به تمامی کسانی که در الهی بودن آن تردید میکنند.





ثبت دیدگاه