وقتی در سخنان و پیامهای بنیانگذار انقلاب اسلامی و یاران نزدیکش دقیق شویم، یک اصل، بیش از همه خودنمایی میکند: «وحدت». امام خمینی (ره) پس از اسلام، بیش از هر مفهوم دیگری بر وحدت تأکید داشتند. شهید بهشتی نیز با صراحت میگفت: «تلخی برخورد صادقانه را بر شیرینی رفتار منافقانه ترجیح میدهم.» این جمله، چکیده همان نگاهی است که انقلاب را پیش برد: صداقت در عین وحدت، و وحدت در عین صداقت. حالا که سالها از آن دوران گذشته، این پرسش پیش میآید: آیا ما توانستهایم این اصل را حفظ کنیم؟ و اگر نه، چرا؟
وحدت، علت مبقیه انقلاب است
هر پدیدهای که به وجود میآید، اگر همان عواملی که آن را ساختهاند ادامه نیابند، از بین میرود. انقلاب اسلامی با وحدت کلمه، اتحاد اقشار مختلف و یکپارچگی ملی به پیروزی رسید. پس برای ماندگاری، به همان وحدت نیاز دارد. تئوریسینهای انقلاب، از جمله شهید بهشتی، این را خوب فهمیده بودند. آنها میدانستند که دشمن، از شکافهای داخلی بیشتر از سلاحهای نظامی سود میبرد. به همین دلیل، همواره بر حفظ انسجام «امت احمد» تأکید میکردند.
اما وحدت، یک شعار نیست که فقط در سخنرانیها تکرار شود. وحدت، یک «فرهنگ» است؛ یک «ملکه رفتاری» که باید در ادبیات، تعاملات و تصمیمهای ما جاری باشد. متأسفانه، هنوز عدهای این اصل را درک نکردهاند و به اسم دفاع از عقاید، جامعه را تحریک و ناامید میکنند.
وحدت، فقط شیعه و سنی نیست
وقتی از وحدت حرف میزنیم، نباید آن را فقط به رابطه شیعه و سنی محدود کنیم. وحدت، ابعاد گستردهتری دارد:
-
وحدت مذهبی: هنوز کسانی هستند که به جای تقریب دلها، به تحریک و تمسخر مقدسات طرف مقابل میپردازند. این رفتار، نهتنها دینمدارانه نیست، بلکه دقیقاً در خدمت نقشه دشمن است.
-
وحدت قومی: در برخی مناطق کشور، مانند آذربایجان غربی، هنوز دعواهای قومی (ترک و کرد) در میان برخی مدعیان پیروی از انقلاب دیده میشود. این اختلافافکنیها، زخم کهنهای است که دشمن هر روز نمک بیشتری روی آن میپاشد.
-
وحدت سیاسی و اجتماعی: تاریخ انقلاب پر است از نمونههایی که در آن، افراد به خاطر اختلاف سلیقه، رقیب خود را حذف کردند. شهید بهشتی، مظلومانه متهم شد و هیچ عکسالعملی نشان نداد؛ چون میدانست که حفظ انسجام جامعه، از اثبات بیگناهی خودش مهمتر است. این، اوج درک از وحدت است.
مرز باریک میان انتقاد و اختلافافکنی
یکی از مشکلات امروز ما این است که بین «انتقاد سازنده» و «اختلافافکنی» فرق نمیگذاریم. انتقاد، حق و وظیفه است. اما انتقادی که با تمسخر، تحقیر و تحریک همراه باشد، دیگر انتقاد نیست؛ سمّ است. رقابت سالم، خوب است؛ اما رقابتی که به دشمنی و حذف بینجامد، آفت است.
باید این مرزها را شناخت و تمرین کرد. ادبیات ما باید به گونهای شود که انتقاد، در چارچوب احترام متقابل و با هدف اصلاح بیان شود، نه با هدف تخریب. اختلافنظرها را باید با گفتوگو، مشورت و وجدان جمعی حل کرد، نه با قضاوتهای شخصی و حذف صداهای مخالف.
هفته وحدت؛ فرصتی برای تمرین
وحدت شیعه و سنی به معنای کنار گذاشتن اختلافات فرقهای و تمرکز بر مشترکات دینی (مانند قرآن، پیامبر، قبله و اصول اسلام) برای حفظ انسجام جهان اسلام است.
این مفهوم در ایران با هفته وحدت (۱۲ تا ۱۷ ربیعالاول) نهادینه شده که فاصله بین دو روایت از ولادت پیامبر (۱۲ ربیعالاول به روایت اهل سنت و ۱۷ ربیعالاول به روایت شیعه) را شامل میشود.
هفته وحدت، در واقع یک «تمرین سالانه» برای یادآوری این اصل بزرگ است. این هفته، فقط یک مناسبت تقویمی نیست؛ یک فرصت است برای اینکه یاد بگیریم چطور با وجود اختلافنظرها، با هم زندگی کنیم و با هم خدمت کنیم.
اما تمرین وحدت، نباید فقط به این یک هفته محدود بماند. وحدت باید در تمام سال، در تمام تعاملات ما جاری باشد. در بازار، در اداره، در فضای مجازی، در خانواده. هر جا که بحثی پیش میآید و اختلافی جدی میشود، آنجاست که امتحان وحدت پس میدهیم.
وحدت، یک اصل محوری در اندیشه و رفتار رهبران انقلاب بوده و هست. حفظ انسجام «امت احمد»، نیازمند آن است که وحدت را از شعار به عمل تبدیل کنیم. این کار، با شناخت مرزهای انتقاد و اختلافافکنی، با احترام به تفاوتها، و با گفتوگوی صادقانه ممکن است. هفته وحدت، فرصتی برای تمرین این اصل است؛ اما آزمون واقعی، در تمام روزهای سال است.





ثبت دیدگاه