برخلاف تصور رایج، حجاب یک «اختراع اسلامی» نیست. تاریخ گواهی میدهد که پوشش موی سر و بدن، در میان زنان بسیاری از تمدنهای باستانی، نشانه «وقار»، «اشرافیت» و «عفت» بوده است. در ایران باستان (دوره هخامنشی و ساسانی)، زنان درباری و اشراف، با چادرهایی بلند و پوشیده در انظار عمومی ظاهر میشدند. نقش برجستههای تخت جمشید، زنانی با پوشش کامل و موهای پوشیده را نشان میدهد. در «اوستا»، کتاب مقدس زرتشتیان، بر پوشیدگی و عفاف تأکید شده است. در یونان و روم باستان نیز، زنان متشخص از «پالا» (نوعی شنل بلند) استفاده میکردند و سرهای خود را میپوشاندند.
در آیین یهود و مسیحیت نیز حجاب، یک دستور شرعی بوده است. در «عهد عتیق» (کتاب مقدس یهودیان)، آمده که «ربکا» (همسر اسحاق) وقتی با اسحاق روبرو شد، «برقع» (نقاب) خود را بر چهره کشید. (پیدایش، ۲۴:۶۵). در «عهد جدید» (انجیل) نیز، پولس رسول به زنان مسیحی دستور میدهد که «با سر پوشیده نماز بخوانند و اگر زنی سر خود را نپوشاند، باید موی خود را بتراشد.» (رساله اول به قرنتیان، ۱۱:۵-۶). تصاویر مریم مقدس (س) در نقاشیهای کهن، همواره با پوشش کامل سر و مو تصویر شده است.
پس میبینیم که حجاب، یک «سنت ابراهیمی» است که در اسلام به کمال خود رسید. این را گفتم تا بدانیم که وقتی اسلام درباره حجاب سخن گفت، در واقع یک «ارزش فراتاریخی» را تأیید و تکمیل کرد، نه آنکه یک امر جدید و بیسابقه را اختراع کند.
حجاب در قرآن؛ از «خِمار» تا «جلباب»
اما در اسلام، حجاب صرفاً یک «سنت اجتماعی» نیست، یک «دستور شرعی» صریح است که در قرآن کریم، با تعابیر زیبا و حکیمانهای بیان شده است. دو آیه محوری در این زمینه وجود دارد:
آیه «خِمار» (سوره نور، آیه ۳۱)
خداوند در این آیه خطاب به زنان مؤمن میفرماید: «وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا ۖ وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَیٰ جُیُوبِهِنَّ…» (و به زنان مؤمن بگو که چشمان خود را [از نگاه به نامحرم] فروگیرند، و دامان خود را حفظ کنند، و زینتهای خود را آشکار نسازند، جز آنچه [بهطور طبیعی] از آن پیداست. و باید که روسریهای خود را بر گریبانهایشان بیندازند…)
واژه «خُمُر» جمع «خِمار» به معنای روسری و پوشش سر است. جالب است که زنان عرب جاهلی، قبل از اسلام نیز روسری بر سر میکردند، اما آن را به پشت گردن میانداختند و گریبان و گردنشان باز بود. این آیه به آنها فرمان میدهد که روسری را «بر گریبان» خود بیندازند؛ یعنی علاوه بر مو، گردن و سینه را نیز بپوشانند. این یک «ارتقاء سطح پوشش» بود، نه یک «ابداع جدید».
آیه «جلباب» (سوره احزاب، آیه ۵۹)
خداوند میفرماید: «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ۚ ذَٰلِکَ أَدْنَیٰ أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ…» (ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو که چادرهای خود را بر خود فروپوشند. این [کار] برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، بهتر است.)
«جلباب» به معنای چادر یا پوشش بلندی است که سراسر بدن را میپوشاند. در این آیه، حکمت حجاب نیز بیان شده: «شناخته شدن» به عنوان یک زن پاکدامن و مؤمن، و «ایمنی از آزار» افراد مزاحم و هوسران. یعنی حجاب، یک «سپر» برای زن است، نه یک «قفس».
روایات اهل بیت (ع)؛ حجاب، نشانه کرامت زن
در روایات معصومین (علیهم السلام) نیز بر ارزش والای حجاب تأکید شده است. به چند نمونه اشاره میکنم:
-
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) میفرمایند: «صِیَانَهُ الْمَرْأَهِ أَنْعَمُ لِحَالِهَا وَأَدْوَمُ لِجَمَالِهَا» (حفظ و پوشیدگی زن، برای حال [روانی] او نعمتی بزرگتر، و برای زیباییاش ماندگارتر است.) (غررالحکم، حدیث ۵۸۰۲).
-
امام صادق (علیه السلام) میفرمایند: «الْحِجَابُ أَمَانٌ لِلْمَرْأَهِ مِنْ أَنْ یُطْمَعَ فِیهَا» (حجاب، امانی برای زن است از اینکه [مردان هوسران] در او طمع کنند.) (بحارالأنوار، ج ۱۰۰، ص ۲۴۸). یعنی حجاب، یک «حریم امن» برای زن ایجاد میکند.
-
حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) نیز الگوی عملی حجاب بودند. نقل است که ایشان در برابر مرد نابینا نیز خود را میپوشاندند. وقتی از ایشان پرسیدند: «او که تو را نمیبیند!» فرمودند: «فَإِنْ کَانَ لَا یَرَانِی فَإِنِّی أَرَاهُ وَ هُوَ یَشُمُّ الرِّیحَ» (اگر او مرا نمیبیند، اما من او را میبینم و او بوی [زن نامحرم] را استشمام میکند.) (بحارالأنوار، ج ۴۳، ص ۹۱). این، اوج حساسیت یک زن معصوم به «حریم» خود است.
فلسفه حجاب؛ کرامت، نه محدودیت
حالا برسیم به اصل این پرسش «چرا حجاب؟»
۱. حفظ کرامت انسانی زن، نه جنسیتزدگی: حجاب، زن را از یک «کالای جنسی» که با ظاهرش سنجیده میشود، به یک «انسان» با ارزشهای فکری و اخلاقی تبدیل میکند. در فرهنگ برهنگی غرب، زن «ارزش» خود را از «اندازه اندام» و «جذابیت جنسی» میگیرد؛ در اسلام، ارزش زن به «تقوا» و «شخصیت» اوست. «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ» (حجرات: ۱۳).
۲. آزادی از زنجیر «خودآرایی اجباری»: به ظاهر، بیحجابی «آزادی» است، اما در باطن، زن را اسیر «رقابت بیپایان برای زیباتر شدن» میکند. صنعت مُد و آرایش، میلیاردها دلار از این اسارت سود میبرد. حجاب، زن را از این قید و بندها رها میسازد.
۳. ایمنی روانی و اجتماعی: آیه «جلباب» صراحتاً میگوید: «ذَٰلِکَ أَدْنَیٰ أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ» (این برای آن است که شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند). زن محجبه، پیامی به جامعه میفرستد: «من یک انسانم، نه یک شیء جنسی.» و این پیام، برای افراد مزاحم، یک «بازدارنده روانی» ایجاد میکند.
۴. تقویت بنیان خانواده: وقتی مرد، در جامعه با زنان پوشیده روبرو باشد، کانون عاطفی و جنسی او، «همسر» خودش خواهد بود. این، به استحکام خانواده کمک میکند. برهنگی، آتش هوس را در جامعه شعلهور میکند و «خیانت» و «طلاق» را افزایش میدهد.
آیا بیحجابی یک «گناه شخصی» است؟ (لزوم رعایت اجتماعی)
برخی میگویند: «حجاب یک امر شخصی است؛ چرا باید جامعه به آن حساس باشد؟» پاسخ این است که در اسلام، «گناه» وقتی «علنی» میشود و «فضای عمومی» را آلوده میکند، دیگر «شخصی» نیست. قرآن میگوید: «إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفَاحِشَهُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ» (کسانی که دوست دارند زشتی در میان مؤمنان شایع شود، عذابی دردناک دارند.) (نور: ۱۹). بیحجابی، یک «فاحشه» (گناه) است و وقتی در جامعه رواج یابد، مصداق «إشاعه فاحشه» میشود که گناهی بزرگتر دارد. بنابراین، حجاب، هم «تکلیف فردی» است، هم «مسئولیت اجتماعی».
حجاب، یک «اختراع» یا «تحمیل» اسلامی نیست؛ یک «ارزش الهی» است که ریشه در فطرت انسان و تاریخ ادیان دارد. قرآن و سنت، آن را نه به عنوان یک «محدودیت»، که به عنوان یک «مصونیت» و «کرامت» برای زن معرفی میکنند. در دنیایی که صنعت «برهنگی»، زن را به یک «کالای جنسی» تقلیل داده، حجاب، یک «نه» بزرگ به این نگاه تحقیرآمیز است. حجاب، تاج بندگی است بر سر زن مسلمان، که نشان میدهد ارزش او، به «روح بلندش» است، نه به «اندام برهنهاش».





ثبت دیدگاه