پاییز ۱۳۶۰ بود. ایران هنوز در شوک انفجارهای مهیب و ترورهای کورِ ضدانقلاب به سر میبرد. دشمن، تفرقه شیعه و سنی را با تمام توان دامن میزد. در چنین فضایی، امام خمینی (ره) نگاهی به تقویم انداختند و میان دو روایت از ولادت پیامبر اعظم (ص) – ۱۲ ربیعالاول (مشهور اهل سنت) و ۱۷ ربیعالاول (مشهور شیعه) – پلی زدند از جنس «وحدت». ایشان این فاصله دوازدهم تا هفدهم ربیعالاول را «هفته وحدت» نامیدند. این، فقط یک نامگذاری ساده نبود؛ یک استراتژی الهی برای خنثیسازی بزرگترین حربه دشمن بود.
ریشههای قرآنی
برخی میپندارند «وحدت» یک شعار سیاسی یا یک تاکتیک موقت است. اما قرآن کریم، وحدت را نه به عنوان یک «انتخاب»، که به عنوان یک «تکلیف شرعی» و «امر الهی» مطرح میکند:
«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» (آل عمران: ۱۰۳). (و همگی به ریسمان الهی چنگ بزنید و پراکنده نشوید.) این آیه، مسلمانان را به «چنگ زدن دستهجمعی» به یک ریسمان واحد فرا میخواند. آن ریسمان چیست؟ طبق روایات معتبر شیعه و سنی، «حبل الله» همان «قرآن کریم» و «اهل بیت پیامبر (ص)» هستند. وقتی محور، قرآن و عترت باشد، همه مسلمانان (اعم از شیعه و سنی) میتوانند حول آن جمع شوند.
در آیه دیگری، خداوند با لحنی تهدیدآمیز، عاقبت تفرقه را گوشزد میکند: «وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ» (انفال: ۴۶). (با یکدیگر نزاع نکنید، که سست میشوید و قدرت و شوکتتان از بین میرود.) این دقیقاً همان چیزی است که امروز دشمنان اسلام (از صهیونیسم گرفته تا استکبار جهانی) به دنبال آن هستند: «از بین رفتن قدرت و هیبت مسلمانان» از طریق تفرقهافکنی بین شیعه و سنی.
سیره معصومین (ع)
ائمه اطهار (علیهم السلام) که خود، مظلومترین قربانیان تفرقههای سیاسی پس از پیامبر (ص) بودند، همواره بر «وحدت امت» و «پرهیز از تفرقه» تأکید داشتند. شیوه عملی آنان، الگویی بیبدیل برای امروز ماست.
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) پس از رحلت پیامبر (ص)، در حالی که خود را صاحب واقعی خلافت میدانست، برای حفظ «اصل اسلام» و «جلوگیری از فروپاشی امت»، ۲۵ سال سکوت کرد و حتی در شوراها و مشورتهای خلفا شرکت مینمود. این، اوج «وحدتگرایی عملی» یک امام معصوم است. ایشان در نهجالبلاغه میفرمایند: «دیدم که صبر بر این محرومیت، بهتر از تفرقه مسلمانان و ریخته شدن خونشان است.» (شرح نهجالبلاغه ابن ابی الحدید، ج ۱، ص ۳۰۷).
امام صادق (علیه السلام) نیز که در دورانی میزیستند که اختلافات مذهبی و فرقهای به اوج خود رسیده بود، یارانشان را از «طعن زدن به عقاید اهل سنت» و «ایجاد تنش در مساجد و اجتماعات عمومی» به شدت نهی میکردند و میفرمودند: «صَلُّوا فِی مَسَاجِدِهِمْ، وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ، وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ… وَ کُونُوا لَنَا زَیْناً وَ لَا تَکُونُوا عَلَیْنَا شَیْناً» (در مساجد آنان [اهل سنت] نماز بخوانید، بیمارانشان را عیادت کنید، در تشییع جنازههایشان حاضر شوید… و مایه زینت ما باشید، نه مایه ننگ و سرشکستگی ما.) (وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۴۳۰). این روایت، یک منشور کامل «همزیستی مسالمتآمیز» و «تعامل سازنده» است.
ریشههای تاریخی اختلاف در تولد پیامبر (ص)
برای درک عمیقتر هفته وحدت، باید نگاهی به آن دو روایت بیندازیم. چرا در تاریخ تولد پیامبر (ص) اختلاف افتاده است؟ مشهور در میان شیعیان، به استناد روایات اهل بیت (ع)، هفدهم ربیعالاول است. مشهور در میان اهل سنت (هرچند در میان خودشان نیز اختلاف است و برخی ۸، ۹، ۱۰ و حتی ۱۳ ربیعالاول را ذکر کردهاند)، دوازدهم ربیعالاول است.
مرحوم شیخ عباس قمی (ره) در «الکنی و الالقاب» میگوید: «مشهور میان شیعه، ۱۷ ربیعالاول به روایت کلینی از امام صادق (ع) است و مشهور میان سنی، ۱۲ ربیعالاول به روایت ابناسحاق.» اما نکته اینجاست: هر دو گروه، به یک حقیقت واحد معترفند و آن «ولادت خاتمالانبیا (ص)» است. امام خمینی (ره) با آن نگاه ژرف و تمدنی، به جای آنکه بر سر «اختلاف» مانور دهد، از «اشتراک» (ولادت پیامبر) یک «هفته» ساخت تا همه مسلمانان، از ۱۲ تا ۱۷، فارغ از اختلاف سلیقه، در یک جشن بزرگ وحدتآفرین شرکت کنند.
«تفرقه بینداز و حکومت کن»
امروز، دیگر بر کسی پوشیده نیست که بزرگترین حربه استکبار جهانی برای تضعیف جهان اسلام، «ایجاد تفرقه مذهبی» و «جنگافروزی بین شیعه و سنی» است. گروههای تکفیری (مانند داعش، القاعده و…) که به نام «اسلام» دست به قتلعام مسلمانان میزنند، مهرههای یک بازی بزرگتر هستند. هدف، «اسلامهراسی» و تضعیف جبهه مقاومت است. در چنین شرایطی، «وحدت» دیگر یک «انتخاب سلیقهای» نیست، بلکه یک «ضرورت حیاتی» و یک «فریضه شرعی» است.
رهبر شهید ایران بارها تأکید کردهاند: «هر حرکتی که به تفرقه مسلمین کمک کند، خواسته دشمن است، چه بداند و چه نداند.» بنابراین، هفته وحدت فقط یک «جشن تولد» نیست؛ یک «مانور قدرت» و یک «نمایش انسجام» امت اسلامی در برابر دشمنان قسمخورده است.
وظیفه ما: از شعار تا عمل
وحدت، فقط به «برگزاری کنفرانس» و «نشستهای علمی» نیست. وحدت، یک «فرهنگ» است که باید در زندگی روزمره ما جاری شود:
-
وقتی در فضای مجازی، به یک برادر اهل سنت برخورد میکنی، «لحن تحقیرآمیز» را کنار بگذار. «ادب در گفتگو» اولین قدم وحدت است.
-
وقتی میبینی کسی (شیعه یا سنی) دارد به مقدسات طرف مقابل توهین میکند، «سکوت» نکن. «نهی از منکر» کن، چون این کار، «گناه» و «خیانت به امت اسلامی» است.
-
به جای تمرکز بر «اختلافات فقهی و کلامی»، بر «مشترکات عظیم» تمرکز کن: «توحید»، «نبوت»، «معاد»، «قبله واحد»، «قرآن واحد»، «عشق به پیامبر (ص) و اهل بیت (ع)».
-
در کسبوکار، همسایگی، و تعاملات اجتماعی، نشان بده که «مسلمان» بودن، فراتر از «شیعه» و «سنی» بودن است. «اخلاق حسنه»، بزرگترین ابزار تبلیغ وحدت است.
هفته وحدت، فقط یک «مناسبت تقویمی» نیست؛ یک «درس بزرگ قرآنی» و یک «استراتژی نبوی» برای خنثیسازی توطئههای دشمنان اسلام است. از نگاه قرآن، تفرقه، «فشل» (نابودی قدرت) و «ذهاب ریح» (از دست رفتن عزت و شوکت) میآورد و وحدت، رمز «قوت» و «غلبه بر دشمنان» است. از نگاه سیره معصومین (ع)، «تعامل سازنده» و «پرهیز از تنش» با برادران اهل سنت، یک «تکلیف شرعی» است، نه یک «تاکتیک سیاسی».
خداوند فرمود: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ» (حجرات: ۱۰). برادری، یک «ادعا» نیست، یک «واقعیت ایمانی» است که باید آن را زندگی کنیم. هفته وحدت بر همه مسلمانان جهان مبارک باد.





ثبت دیدگاه