حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید :ديروزت از دست رفت و به فردايت يقين نيست و امروزت غنيمت است ؛ پس اين فرصت به دست آمده را درياب.

دوشنبه, ۳۰ شهریور , ۱۴۰۵ ساعت ×

سربرگ مطالب

نهاد وکالت : ساختار، کارکردها و زمینه‌سازی برای غیبت زندگینامه آیت الله شبیری زنجانی زن شاغل یا خانه دار؟ حضرت عبدالعظیم حسنی (ع): عالمی در سنگر تقوا هوش مصنوعی: ابزار یا ارباب؟ رابطه با زن متاهل: تحلیل دینی، روان‌شناختی و اجتماعی تهاجم فرهنگی و تفاوت آن با تبادل فرهنگ عذاب وجدان بخاطر روابط گذشته محدوده روابط دختر و پسر قبل از ازدواج ازدواج سفید بارداری در دوران نامزدی! احتمال بارداری چند روز بعد از پریود؟ اگر بچه‌تان را بزنند، چه آموزشی به او می‌دهید؟ صلح امام حسن (ع): عقب‌نشینی یا ضربه نهایی؟ خودارضایی در زنان و دختران طلاق عاطفی چیست؟ نیمه گمشده نهی از منکر! باکرگی، شرط عقد یا نشانه پاکی؟ آیا اختلاف فرهنگی دلیلی برای طلاق است؟ به خودمان بپردازیم! وحدت حداکثری در امت احمد درس‌هایی از تاریخ مقاومت جایگاه زن در اسلام گفتن گذشته به همسر آیا خدا سختی‌ها را برای ما پیش می‌آورد؟ آیا قضا و قدر الهی با اختیار انسان سازگار است؟ حس ششم چیست؟ سن مناسب ازدواج از نظر روانشناسی شهید مدافع حرم جهانگیر جعفری نیا آیا تجربه‌های نزدیک به مرگ واقعیت دارد؟

هوشنگ سیحون: معمار حافظه و هویت ایرانی
3
هوشنگ سیحون، فقط یک معمار نبود؛ او «حافظ هویت ایرانی» در کالبد سنگ و سیمان بود.
نویسنده : روایت برتر
پ
پ

در دل تاریخ پرتلاطم معاصر ایران، جایی که سنت و مدرنیته در جدالی بی‌امان با یکدیگر دست‌وپنجه نرم می‌کنند، مردی ظهور کرد که رسالتش نه انتخاب یکی و نفی دیگری، که آشتی دادن این دو روح سرگردان در کالبد معماری بود. هوشنگ سیحون (۱۲۹۹-۱۳۹۳)، معمار، نقاش، مجسمه‌ساز و استاد بی‌بدیل، کسی بود که با قلم و تیشه و طرح‌هایش، پلی میان شکوه تمدن کهن ایران و نیازهای انسان مدرن ساخت. او معماری نبود که صرفاً سازه‌هایی برای سکونت یا کاربری بسازد؛ او با هر بنایی که برافراشت، «روح» و «حافظه تاریخی» یک ملت را تجسم بخشید. لقب «مرد بناهای ماندگار» برای او، نه یک تعارف مرسوم، که توصیف دقیق میراثی است که از خود به جا گذاشت.

این مطلب، سفری است به زندگی و زمانه این معمار بزرگ؛ کسی که آرامگاه بوعلی سینا، خیام، نادرشاه افشار و ده‌ها اثر ماندگار دیگر، گواه نبوغ او در پیوند «هویت» با «خلاقیت» است.


۱. از کوچه‌های تهران تا آکادمی پاریس: شکل‌گیری یک نابغه

هوشنگ سیحون در ۳۱ شهریور ۱۲۹۹ (۲۲ سپتامبر ۱۹۲۰) در تهران، در خانواده‌ای هنرمند و اهل موسیقی چشم به جهان گشود. پدربزرگ مادری‌اش، «میرزا عبدالله»، پدر موسیقی سنتی ایران نامیده می‌شود و عمویش، «احمد عبادی»، از نوابغ سه‌تار بود. شاید بتوان ریشه ذوق هنری و نظم هندسی نهفته در آثار سیحون را در همین میراث خانوادگی جستجو کرد؛ جایی که موسیقی (هنر زمان) و معماری (هنر فضا) در هم می‌آمیزند.

سیحون دوران دبیرستان را در «دبیرستان البرز» تهران گذراند و سپس برای ادامه تحصیل به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت. او در سال ۱۳۲۳، به عنوان دانشجوی ممتاز معماری از این دانشکده فارغ‌التحصیل شد. نبوغ او چنان آشکار بود که بلافاصله پس از فراغت از تحصیل، برای ادامه مطالعات خود با بورسیه دولتی راهی فرانسه شد و در مدرسه عالی ملی هنرهای زیبای پاریس – معتبرترین کانون آموزش معماری و هنر در آن زمان – به تحصیل پرداخت. او در آتلیه استاد بزرگ معماری مدرن، «اُتِلُو زاوارونی» کار کرد و دیپلم تخصصی خود را دریافت نمود.

پاریسِ دهه ۱۹۴۰، مهد جنبش‌های مدرنیستی در معماری بود؛ جایی که لوکوربوزیه و دیگر طلایه‌داران معماری مدرن، در حال بازتعریف مفهوم «ساختمان» بودند. سیحون، این فضای آکنده از خلاقیت و نوآوری را با تمام وجود جذب کرد، اما برخلاف بسیاری از هم‌دوره‌ای‌هایش، هرگز «مرعوب» مدرنیته غربی نشد. او با خود عهد بسته بود که پس از بازگشت به ایران، معماری‌ای خلق کند که «مدرن» باشد، اما «ریشه در خاک ایران» داشته باشد.

خواندن این مطلب
کار، تجسم توحید عملی

۲. بازگشت و شکوفایی: ریاست دانشکده و خلق شاهکارها

سیحون در سال ۱۳۲۸ به ایران بازگشت و در حالی که تنها ۲۹ سال داشت، به عنوان رئیس دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران منصوب شد. او به مدت ۱۵ سال (تا سال ۱۳۴۲) این سمت را بر عهده داشت و در این دوره، نسلی کاملاً جدید از معماران، نقاشان و مجسمه‌سازان ایران را تربیت کرد. سیحون، نظام آموزش آکادمیک هنر و معماری در ایران را متحول کرد و دانشکده را به کانون اصلی آفرینش هنری در کشور بدل نمود.

دوران تدریس و ریاست او بر دانشکده، همزمان با پرکارترین و درخشان‌ترین دوره حرفه‌ای‌اش بود. او یکی‌یکی بناهایی را خلق کرد که امروز جزئی از «حافظه جمعی» و «هویت بصری» ایرانیان محسوب می‌شوند.

۲-۱. آرامگاه ابوعلی سینا (همدان، ۱۳۳۳): پرواز عقل در آسمان هگمتانه

نخستین شاهکار بزرگ سیحون، آرامگاه بوعلی سینا در شهر همدان است؛ بنایی که برای بزرگداشت فیلسوف و پزشک نامدار ایرانی، بر روی بقایای آرامگاه قدیمی او طراحی شد. سیحون در این بنا، نبوغ خود در «معماری مفهومی» را به رخ کشید. او برج اصلی آرامگاه را با الهام از «گنبد قابوس» (برج آرامگاهی قرن چهارم هجری) طراحی کرد تا پیوندی با معماری کهن ایران ایجاد کند. اما ستون‌های بتنی عظیم و کشیده‌ای که در پایین برج قرار دارند، نماد «عقل و خرد» ابن سینا هستند که سر به آسمان کشیده‌اند. باغچه‌های اطراف بنا نیز الهام‌گرفته از باغ‌های ایرانی است. تلفیق بتن (مصالح مدرن) با فرم‌های آشنا (برج و باغ ایرانی)، این بنا را به یکی از موفق‌ترین نمونه‌های «معماری مدرن ایرانی» تبدیل کرده است.

۲-۲. آرامگاه خیام (نیشابور، ۱۳۴۱): ریاضیات، شعر و معماری

اگر آرامگاه بوعلی نماد «عقل» بود، آرامگاه حکیم عمر خیام نیشابوری نماد «تلفیق ریاضیات و شعر» است. خیام، هم ریاضیدان و منجم بزرگی بود و هم شاعری بلندآوازه. سیحون برای تجسم این دوگانگی، طرحی نبوغ‌آمیز ارائه داد: ده ستون بتنی که به صورت مورب از زمین برخاسته‌اند و در بالا به هم می‌رسند، نماد «عدد ۱۰» (مبنای ریاضیات دهدهی) هستند. فاصله میان این ستون‌ها با «کاشی‌های معرّق» و «نقوش هندسی» پر شده است که شعرهای خیام با خطی زیبا بر آن‌ها نگاشته شده. گویی بنا، هم یک «معادله ریاضی» است و هم یک «غزل عارفانه». حوض آبی در محوطه و باغچه‌های پیرامون، حس آرامش و تأمل را برای زائر فراهم می‌کند. این آرامگاه را می‌توان نقطه اوج معماری مدرن ایرانی-اسلامی دانست.

خواندن این مطلب
جوینده حقیقت، از آتشکده تا مسجد

۲-۳. آرامگاه نادرشاه افشار (مشهد، ۱۳۴۲): صلابت یک فاتح

سومین آرامگاه بزرگ در کارنامه سیحون، آرامگاه نادرشاه افشار در باغ نادری مشهد است. برخلاف فضای شاعرانه و فلسفی آرامگاه ابن سینا و خیام، این بنا سراسر «صلابت» و «قدرت» است. سیحون برای نادر، فاتح فلات ایران، بنایی از سنگ‌های سخت و خشن «گرانیت کوهسنگی» مشهد طراحی کرد. مجسمه عظیم نادر سوار بر اسب، اثر «ابوالحسن صدیقی»، در کنار مقبره قرار دارد. سقف چادری شکل آرامگاه با لانه‌زنبورهای هندسی، نمادی از چادرهای نظامی است. این مجموعه، بی‌آنکه تقلیدی از معماری گذشته باشد، روحیه تسخیرناپذیر نادر را به خوبی بازتاب می‌دهد.

۲-۴. سایر آثار و فعالیت‌ها

سیحون علاوه بر این سه شاهکار بی‌بدیل، آثار مهم دیگری نیز خلق کرد، از جمله:

  • آرامگاه کمال‌الملک در نیشابور.

  • ساختمان سازمان نقشه‌برداری تهران.

  • ساختمان بانک سپه میدان توپخانه.

  • بازسازی و طراحی محوطه آرامگاه فردوسی در توس.

  • طراحی بنای موزه توس.

  • ساختمان‌های مسکونی و ویلاهای شخصی بسیاری برای شخصیت‌های مطرح آن دوره.

او همچنین یک نقاش برجسته و طراح چیره‌دست بود. نقاشی‌های آبرنگ و رنگ‌وروغن او از مناظر روستایی ایران، بناهای تاریخی و کویر، نشان‌دهنده عشق عمیقش به سرزمین مادری است.


۳. تبعیدی خودخواسته: سال‌های دور از وطن

پس از انقلاب ۱۳۵۷، سیحون ایران را ترک کرد. او در ابتدا به پاریس و سپس به ونکوور کانادا نقل مکان کرد و تا پایان عمر در غربت زیست. در این سال‌ها، او از ایران و معماری آن دور بود، اما هرگز دست از کار نکشید. در کانادا، عمدتاً به «نقاشی» روی آورد و مناظر خیالی و نوستالژیک از ایران را بر بوم نقاشی می‌کرد؛ خانه‌های کاهگلی، کویرهای بی‌کران و بناهای تاریخی که گویی فریادی خاموش از دلتنگی‌های او بودند.


۴. سبک و فلسفه معماری سیحون: چرا او ماندگار شد؟

برای درک عظمت کار سیحون، باید نگاهی به فلسفه و سبک منحصربه‌فرد او در معماری انداخت:

۱. مفهوم‌گرایی و روایت‌گری: هر بنای سیحون، یک «داستان» را روایت می‌کند. آرامگاه خیام، داستان تلفیق ریاضی و شعر است. آرامگاه بوعلی، داستان پرواز عقل. آرامگاه نادر، داستان صلابت و فتح. او با اشکال هندسی، مصالح و فرم، مفاهیم انتزاعی را به زبان بصری ترجمه می‌کرد.

خواندن این مطلب
زندگی حضرت علی علیه السلام به زبان کودکانه

۲. پیوند سنت و مدرنیته: سیحون هرگز به دام «تقلید کورکورانه» از معماری غربی نیفتاد، و هرگز نیز به «کپی‌برداری سطحی» از بناهای باستانی تن نداد. او «روح» معماری ایرانی (هندسه، تقارن، برج‌سازی، باغ ایرانی، کاشی‌کاری) را می‌گرفت و آن را با «زبان مدرن» (بتن، شیشه، سازه‌های فلزی) بیان می‌کرد. این، راز ماندگاری آثار اوست؛ آن‌ها نه «از مُد افتاده» به نظر می‌رسند، و نه «بی‌ریشه و غریب».

۳. حساسیت به بستر و زمینه (کانتکست): هر یک از آثار بزرگ سیحون، برای «مکان خاص» خود طراحی شده‌اند. مصالح، فرم و حتی رنگ بنا، با اقلیم، تاریخ و فرهنگ آن منطقه هماهنگ است. این همان اصلی است که در معماری پایدار امروز بسیار بر آن تأکید می‌شود.

۴. توجه به جزییات: سیحون یک «معمار کامل» بود. او نه فقط فرم کلی بنا، که تک‌تک جزییات، از دستگیره درها گرفته تا نقوش کاشی‌ها، طراحی مبلمان داخلی و محوطه‌سازی را خود طراحی و نظارت می‌کرد تا اثرش یک «کل منسجم» باشد.


۵. میراث جاودان: درس‌های سیحون برای امروز و فردا

هوشنگ سیحون در ۵ خرداد ۱۳۹۳ (۲۶ می ۲۰۱۴) در سن ۹۳ سالگی در ونکوور کانادا چشم از جهان فروبست، اما میراث او هر روز زنده‌تر از دیروز است. آثار او امروزه نه فقط بناهایی برای بازدید، که «منابع الهام» برای نسل‌های بعدی معماران ایرانی هستند.

سیحون به ما آموخت که:

  • می‌توان «مدرن» بود، بی‌آنکه «ریشه‌ها» را فراموش کرد.

  • معماری، فقط «سرپناه» نیست، بلکه «تاریخ مصوّر» و «هویت متجسّم» یک ملت است.

  • خلاقیت، یعنی ایجاد «پل» میان گذشته و آینده، نه تخریب گذشته.

  • یک معمار، پیش از آنکه مهندس باشد، باید «شاعر»، «فیلسوف» و «قصه‌گو» باشد.

هوشنگ سیحون، فقط یک معمار نبود؛ او «حافظ هویت ایرانی» در کالبد سنگ و سیمان بود. او با ساختن آرامگاه‌هایی برای مفاخر ایران، در واقع «آرامگاه»هایی برای «حافظه تاریخی» ما ساخت تا در هیاهوی مدرنیته، ریشه‌های خود را گم نکنیم.

امروز، وقتی زائری در همدان، مقابل آرامگاه بوعلی سینا می‌ایستد و عظمت ستون‌های بتنی را می‌نگرد، یا در نیشابور، در میان اشعار خیام و نقوش هندسی آرامگاهش قدم می‌زند، بی‌آنکه بداند، با «روح هوشنگ سیحون» دیدار می‌کند. روحی که هنوز در میان این بناها زنده است و نجوا می‌کند: «به ایران عشق بورزید، به ریشه‌هایتان افتخار کنید، و با خلاقیت خود، آینده را بسازید.» یادش گرامی و نامش جاودان باد.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.