در غار حرا، در شبی قدر از شبهای رمضان، فرشته وحی بر قلب پیامبری نازل شد که نه خواندن میدانست و نه نوشتن. نخستین پیامی که جبرئیل بر او عرضه کرد، نه فرمان به عبادت بود، نه دستور به جهاد، که یک کلمه بود، یک فرمان، یک انقلاب: «اِقْرَأْ» (بخوان). بخوان، اما چه بخواند وقتی لوحی در برابرش نیست؟ بخوان «به نام پروردگارت که آفرید». گویی خداوند میخواست از همان نخستین لحظه وحی، به بشریت بگوید که راه رسیدن به من، از مسیر «خواندن» و «دانستن» میگذرد.
این آغاز شگفتانگیز، به تنهایی برای فهم جایگاه رفیع «کتاب و کتابخوانی» در اسلام کافی است. دینی که پیامبرش «اُمّی» (درسناخوانده) بود، اما معجزه جاویدانش یک «کتاب» شد؛ کتابی که خود را «هُدیً لِلنّاس» (هدایتگر مردم) مینامد. اسلام، به راستی «دین کتاب» است. در این مقاله، با کندوکاو در آیات قرآن، روایات معصومین (ع) و تاریخ تمدن اسلامی، نشان خواهیم داد که کتاب و کتابخوانی در اسلام، نه یک «سرگرمی حاشیهای»، که یک «فریضه دینی»، یک «ضرورت تمدنی» و یک «ابزار تعالی روح» است.
۱. قرآن: کتابی که خود را «کتاب» مینامد
۱-۱. سوگند به قلم و آنچه مینویسد
اگر «اِقْرَأْ» نخستین فرمان خدا به پیامبر بود، دومین سورهای که بر قلب مبارکش نازل شد، سوره «قلم» بود. خداوند در آغاز این سوره، به «قلم» و «آنچه مینویسند» سوگند یاد میکند: «نٓ ۚ وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ» (قلم: ۱). این سوگند، نشاندهنده عظمت و قداست «نوشتن» است. قلم، ابزاری است که علم را از سینهها به صفحهها منتقل میکند، اندیشه را ماندگار میسازد و پلی میان نسلها و قرنها میزند.
در جای دیگر، خداوند «قلم» را در کنار «تعلیم انسان» قرار میدهد و آن را از جلوههای «اکرمیت» (بزرگواری) خود میشمارد: «الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ» (علق: ۴-۵). خداوندی که خود را «معلّم» انسان معرفی میکند، قلم را وسیله این تعلیم قرار داده است. پس قلم، یک هدیه الهی و یک ابزار مقدس برای انتقال و تثبیت دانش است. کتاب، ثمره پیوند «قلم» و «علم» است.
۱-۲. قرآن، «کتاب» مبین و فرقان
قرآن کریم، خود را با نامها و صفاتی معرفی میکند که همگی با مفهوم «کتاب» پیوند خوردهاند: «الکتاب»، «کتابٌ مبین» (کتاب روشنگر)، «فرقان» (جداکننده حق از باطل)، «ذکر» (یادآور)، «حکمت» و «مصحف». این همه تأکید، نشان میدهد که خداوند خواسته است پیام جاودانهاش در قالب «مکتوب» به دست بشر برسد، تا در برابر تحریف، فراموشی و دستکاری مصون بماند و برای همه نسلها تا قیامت حجت باشد.
قرآن، مسلمانان را به «تدبّر» (اندیشیدن عمیق در آیات) فرا میخواند: «أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ» (محمد: ۲۴). تدبّر، فراتر از روخوانی سطحی است؛ به معنای فرو رفتن در لایههای معنایی، پرسشگری و دریافت پیامهای پنهان. این فرمان، عملاً مسلمانان را به یک «ملت کتابخوان» و «اهل تحلیل و تعمق» تبدیل میکند.
۲. روایات: علم، گمشده مؤمن است
اگر قرآن شالوده نظری اهمیت کتاب و علم را بنا نهاد، سنت پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) این شالوده را به یک فرهنگ و سبک زندگی تبدیل کرد. حجم انبوهی از روایات، مسلمانان را به «طلب علم» و «کتابت و کتابخوانی» تشویق میکند:
۲-۱. علمآموزی، فریضهای همگانی
-
پیامبر اکرم (ص): «طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَهٌ عَلَی کُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَهٍ» (طلب علم، بر هر مرد و زن مسلمان واجب است.) (بحارالأنوار، ج۱، ص ۱۷۷). این حدیث، فراگیری دانش را از دایره «مستحب» خارج کرده و آن را یک «تکلیف شرعی همگانی» میداند. روشن است که در اعصار گذشته و امروز، اصلیترین راه فراگیری علم، «مطالعه کتاب» بوده و هست.
-
پیامبر اکرم (ص): «اُطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّینِ» (دانش را بجویید، حتی اگر در چین [دوردستترین نقطه جهان] باشد.) (بحارالأنوار، ج۱، ص ۱۸۰). این روایت، «مرز جغرافیایی» و «محدودیتهای فرهنگی» را در کسب دانش و کتاب از میان برمیدارد. مؤمن باید تشنه دانش باشد، حتی اگر کتاب مورد نظرش در دورترین نقطه جهان باشد.
-
پیامبر اکرم (ص): «الْحِکْمَهُ ضَالَّهُ الْمُؤْمِنِ فَحَیْثُ وَجَدَهَا فَهُوَ أَحَقُّ بِهَا» (حکمت، گمشده مؤمن است؛ هر کجا آن را یافت، او شایستهترین فرد برای برداشتن آن است.) (بحارالأنوار، ج۲، ص ۹۹). این حدیث زیبا، یک «آزاداندیشی علمی» بینظیر را ترویج میکند. مؤمن، خود را «صاحب» هیچ دانشی نمیداند، بلکه خود را «جوینده» حقیقت میبیند. او «حکمت» را (که عصاره کتابهای خوب است) از هر منبعی، حتی غیرمسلمان، برمیگیرد. «اَحَقُّ بِها» یعنی شایستهترین؛ این یعنی اگر مؤمن اهل مطالعه و تفکر نباشد، این شایستگی را از دست میدهد.
۲-۲. ارزش کتابت و نگهداری از کتاب
-
امیرالمؤمنین علی (ع): «الْکُتُبُ بَسَاتِینُ الْعُلَمَاءِ» (کتابها، بوستانهای دانشمندان هستند.) (غررالحکم، حدیث ۱۸۰۸). چه تشبیه ظریف و پرمعنایی! همانطور که یک بوستان، سرسبز، آرامشبخش و پر از میوههای گوناگون است، کتاب نیز بوستانی است که روح انسان در آن به گردش درمیآید و از میوههای اندیشههای مختلف بهره میبرد.
-
امام صادق (ع): «قَیِّدُوا الْعِلْمَ بِالْکِتَابَهِ» (علم را با نوشتن در بند کنید.) (بحارالأنوار، ج۲، ص ۱۵۱). امام (ع) در این حدیث، به یک آفت بزرگ اشاره میکنند: «فرّار بودن علم». علم، اگر نوشته نشود، از حافظه میگریزد و نابود میشود. «کتابت» و به تبع آن «کتاب»، زنجیری است که علم فرّار را گرفتار و ماندگار میکند.
-
امام علی (ع): «مَنْ تَسَلَّی بِالْکُتُبِ لَمْ تَفُتْهُ سَلْوَهٌ» (هر که با کتابها آرامش و تسلّی یابد، هرگز آن آرامش را از دست نخواهد داد.) (غررالحکم، حدیث ۸۰۲۴). این حدیث، دقیقاً همان چیزی را میگوید که روانشناسی امروز با عنوان «کتابدرمانی» مطرح میکند. کتاب، یک همراه همیشگی و یک منبع پایانناپذیر تسلّی و آرامش روان است.
۳. تمدن اسلامی: شکوفایی بر شانههای کتاب
تأکیدات بینظیر قرآن و سنت بر علم و کتابت، در عمل به خلق یکی از باشکوهترین تمدنهای کتابمحور تاریخ انجامید. تمدن اسلامی در اوج خود (قرون سوم تا هشتم هجری)، یک «تمدن کتاب» بود:
-
بیتالحکمه (بغداد): این مرکز علمی که در دوران هارونالرشید و مأمون عباسی تأسیس شد، بزرگترین کتابخانه و مرکز ترجمه جهان در قرون وسطی بود. هزاران نسخه خطی از آثار فلسفی، پزشکی، ریاضی، نجوم و ادبی یونان، ایران، هند و سریانی در آن جمعآوری، ترجمه و شرح داده میشد. اینجا یک «کارگاه عظیم تولید دانش» از طریق کتاب بود.
-
کتابخانههای عظیم: کتابخانه «دارالعلم» قاهره (با بیش از یک میلیون جلد کتاب)، کتابخانه «الحکم» در قرطبه (اندلس)، کتابخانه «آستان قدس رضوی» در مشهد، و دهها کتابخانه بزرگ دیگر در سراسر جهان اسلام، گواهی بر عطش سیرابناپذیر مسلمانان برای مطالعه و گردآوری کتاب بودند. در حالی که بزرگترین کتابخانههای اروپای قرون وسطی به زحمت چند هزار جلد کتاب داشتند، کتابخانههای جهان اسلام میزبان صدها هزار جلد کتاب بودند.
-
وقف کتاب: یکی از سنتهای حسنه و منحصربهفرد در تمدن اسلامی، «وقف کتاب» بود. ثروتمندان، عالمان و حتی مردم عادی، کتابهای خود را برای استفاده عموم وقف کتابخانهها میکردند. این سنت، «گردش آزاد دانش» را در جامعه تضمین میکرد و کتاب را از انحصار خواص بیرون میآورد.
-
تألیفات بینظیر: در این دوره، دانشمندانی چون ابن سینا (قانون در طب)، رازی (الحاوی)، بیرونی (قانون مسعودی)، خوارزمی (الجبر و المقابله)، ابن هیثم (المناظر) و… شاهکارهایی را تألیف کردند که قرنها به عنوان کتب مرجع دانشگاهی در شرق و غرب تدریس میشدند.
این شکوفایی علمی و تمدنی، ثمره مستقیم همان تعالیمی بود که «خواندن» را با «نام خدا» آغاز کرد.
۴. کتاب، رقیب سرسخت جهل، تحجر و بیعملی
اسلام، صرفاً به «انباشتن اطلاعات» تشویق نمیکند. ارزش کتاب، در «عمل صالح» و «روشنگری»ای است که به ارمغان میآورد. قرآن کریم، عالمان بیعمل را به «الاغی که بار کتاب میبرد» تشبیه کرده است: «مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاهَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا کَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَارًا» (جمعه: ۵). این تشبیه تکاندهنده، هشداری است که کتاب و علم، اگر به «عمل» و «تهذیب نفس» و «خدمت به خلق» نیانجامد، جز «باری بر دوش» نخواهد بود. کتاب باید چراغی باشد که مسیر زندگی را روشن کند، نه غباری که بر روی طاقچه ذهن بنشیند.
همچنین، کتاب، مهمترین سلاح در مبارزه با «جهل مقدس» و «تحجر» است. جامعهای که در آن کتاب خوانده نشود، به راحتی در دام شایعات، خرافات، ایدئولوژیهای انحرافی و پیروی کورکورانه از اشخاص گرفتار میآید. امام علی (ع) میفرمایند: «مردم، دشمن آن چیزی هستند که نمیدانند.» و کتاب، پلی است برای عبور از این جهالت.
۵. وظیفه امروز ما: احیای فرهنگ کتابخوانی
با وجود این پیشینه درخشان، امروزه آمار سرانه مطالعه در بسیاری از کشورهای اسلامی (از جمله ایران) در مقایسه با کشورهای توسعهیافته، نگرانکننده است. دلایل متعددی برای این معضل وجود دارد: گسترش شبکههای اجتماعی، غلبه فرهنگ «فستفودی» در مصرف اطلاعات، مشکلات اقتصادی و گرانی کتاب، و ضعف در نظام آموزشی.
وظیفه ما به عنوان وارثان آن تمدن کتابمحور چیست؟
۱. ترویج فرهنگ خرید و هدیه دادن کتاب: به جای هدایای کمارزش، کتابهای خوب و جذاب هدیه دهیم.
۲. نقش خانواده: والدین باید خود اهل مطالعه باشند تا فرزندانشان «الگوی عملی» کتابخوانی را ببینند. قصهگویی شبانه برای کودکان، بذر عشق به کتاب را در وجودشان میکارد.
۳. نقش مدارس و دانشگاهها: برنامههای درسی باید به جای «حفظیات»، بر «مطالعه آزاد»، «تحلیل» و «کتابخوانی انتقادی» تأکید کنند. زنگ کتابخوانی، تشکیل باشگاههای کتاب و برگزاری مسابقات کتابخوانی میتواند مؤثر باشد.
۴. احیای سنت وقف کتاب: راهاندازی کتابخانههای محلی، مسجدی و مدرسهای و تشویق مردم به اهدای کتابهای خواندهشده.
۵. استفاده هوشمندانه از فضاهای مجازی: معرفی کتابهای خوب در شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای دیجیتال توسط افراد تأثیرگذار.
در پایان باید گفت که در منطق اسلام، کتاب، فقط «کاغذ و مرکب» نیست. کتاب، «وحی مُنزَل» است (قرآن)، «بوستان عالمان» است (نهجالبلاغه)، «گمشده مؤمن» است (حدیث نبوی) و «سلاح نرم» یک تمدن است (تاریخ). اسلام، دینی است که بر شانههای «اِقْرَأ» ایستاده است و تا زمانی که «خواندن» در میان پیروانش زنده و پویا باشد، این دین نیز زنده، پویا، روشنگر و تمدنساز خواهد ماند.
فراموش نکنیم که نخستین آیه نازل شده بر پیامبر (ص)، «بخوان» بود و آخرین کلامی که بر او نازل شد، درباره «کتاب» بود: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ…» (مائده: ۳) که نشانه اکمال دین با یک «کتاب کامل» بود. بنابراین، کتاب، نه فقط آغاز راه مسلمانی، که «کمال دینداری» است. بیاییم با بازگشت به کتاب، به ریشههای تمدنساز خود بازگردیم؛ که ملتی که میخواند و میاندیشد، هرگز اسیر جهل، تحقیر و استعمار نخواهد شد.





ثبت دیدگاه